✨✨✨💚✨﷽✨💚✨✨✨
💚حسینجان
کاریکنباماکهبعدازمرگ
اگرسوالکردند..
بماقضیتعمركیاابنآدم؟!
بتوانیمبگوییم: بِحُبِّالحُسَین(ع)💚
🕊✨صلَّیاللهُعَلَیکَیَااَبَاعَبدِالله✨🕊
🤲الهی به امید تو🤲
💚یه سلام از راه دور
💚 خدمت حضرت عشق
💚به نیابت ازطرف تمام شهدای بزرگوار
💚 اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْن
💚 وَعَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
💚 وَعَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ
💚 وَعَلی اَصْحابِ الْحُسَیْن
┄┄┅┅┅❅⚘️❅┅┅┅┄┄
👇🕊️شمادعوت هستیدبه کانال شهدا🕊️👇
https://eitaa.com/shahidanshahedanezendeh
هدایت شده از فرهنگ و سنن ایران جان
1.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹سلام به یکشنبه ۱۱ آذرماه خوش آمدید
ذڪر امروز
یا ذالجلال والاکرام
خدایا شکرت،
هر روز ما را بی هیچ منتی
سر خوانِ نعمتت میهمان میکنی
چه شکر کنیم و چه فراموش.
خدایا شکرت که تو خدایی ات را میکنی
حتی اگر من بندگی یادم برود
الهی توکریمی و رحیمی وشکور و غفور
دست ما گیر که درمانده بی بال و پریم
خدایا احسان و عطای تو همیشه
بیشتر از حد لیاقتمان بوده
دست کرم از سرمان برندار
♥️ آمیـــن یا رب 🤲
♥️هزاران بار شکر ای مهربانترین 🤲
♥️خدایا شکر برای داشتنت🤲
هدایت شده از فرهنگ و سنن ایران جان
♥️عاشقی باخدا
✍️ شیفت شب بودم.
تمام شده بود و حوالی ساعت هفت صبح از پلّهها داشتم میآمدم پایین که یکی از همکارانم یا بهتر بگویم دوستان صمیمیام را دیدم. کمی نگران بنظر میرسید!
تا مرا دید در آغوشم کشید و گفت: هر کسی اگر جای من بود الآن از خوشحالی در پوستش نمیگنجید! ولی مرا حجم زیادی از نگرانی احاطه کرده است.
گفتم : چرا؟ چی شده؟
گفت: در قرعهکشی بیمارستان برای اعزام کادر درمان به حج، اسم من هم درآمده!
یک لحظه از هیجان خشکم زد! چند ثانیهای گذشت تا بتوانم خودم را جای او بگذارم و حرفش را بفهمم.
بعد از سکوت کوتاهی نفسی عمیق ناخودآگاه از سینهام خارج شد و گفتم :
شکر خدا هزار بار، حق میدهم به تو! چنین سفری آن هم دعوت یکهویی، دلهره هم دارد.
از من کمکی برمیآید؟
گفت: من کجا و حج کجا؟ حالا چگونه بروم؟ من در تمام عمرم یکبار حتی در خیالم هم به این سفر فکر نکردم. نمازهایم حتی نماز دست و پا شکستهایست که فقط ظاهرش نماز است! رفتم آنجا چه دعایی بخوانم؟ قرآن خواندنم اصلاً خوب نیست! چکار کنم آنجا حالِ خوبی داشته باشم؟ و ...
چندین برابر جملاتی که اینجا نوشتم، همه نگرانیهایی بود که تند تند داشت ردیف میکرد.
حرفش را قطع کردم و گفتم: امشب منتظرت بمانم میآیی منزل ما باهم حرف بزنیم؟
کمی مکث کرد و گفت: بله عصری که شیفتم تمام شد میتوانم مستقیم بیایم.
گفتم: با همین لباس ؟
گفت: مگه چشه؟ دفعه اول نیست میخواهم بیایم خانهی شما که... خانهی شما مثل خانهی خودم هست! تو به ریز و درشت همهی زندگی من آگاهی...
گفتم : نه بیشتر از خدا !
مسخره نگاهم کرد و گفت : دیوانه شدی؟
گفتم : تو برای آمدن به خانهی من، نه هیچگونه تشریفاتی قائلی، و نه نگرانی که چگونه پذیرائیت کنم چون مطمئنی هر چه دارم و ندارم را با تو شریک میشوم.
برای رفتن به خانهی خدا نگران چه هستی؟
نگاهش به من خیره شد و گفت : اووووف !
ادامه دادم: ما را که به مهمانی دعوت میکنند با خودمان غذا نمیبریم که!
میرویم مینشینیم سر سفره و هر قدر میل داشتیم نوش جان میکنیم. اگر کمی هم سخت گذشت رسم ادب نمیدانیم که گلایه کنیم.
گفت : شیطان چگونه بازی میدهد آدمها را ... به جای درک شادی و لذت این سفر، داشتم از اینهمه اضطراب، کمکم پشیمان میشدم از رفتن به این سفر.
گفتم : او هم همین را میخواست !
رسم خدا رسم قشنگی است! دست خالیترها، توجه صاحبخانه را بیشتر جلب میکنند. همین که بدانیم هیچ نداریم و فقیریم به این سفره، کافیست!
« ظرف فقر تنها ظرفی است که اینجا پُرَش میکنند.»
آرام و شاد بغلم کرد و رفت به سمت پلهها.
به پاگرد که رسید برگشت و گفت : میدانم که منظورت از دعوت شامِ امشب برای رساندن حرفت به اینجا و همین نتیجه بود، اما تعارف آمد و نیامد دارد... من شام میآیم آنجا...
و صدای خندهاش خبر از آرامش درونش میداد.
🤲التماس دعا🤲
🌹در لحظه های عاشقی با خدا به یاد ماهم باشید
3.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗓۱۴۰۳/۰۹/۱۱
دلت که گرفت
دیگر منت زمین را نکش
راه آسمان باز است
اگر هیچکس نیست
خدا که هست .
تاخدا هست کسی تنهانیست
من اگر گم شده ام
تو اگر خسته شدی
درپس پرده ی اشک من وتو
مأمن گرم خداست
او همین جاست کنار من وتو
سال ها منتظراست؛
تابه سویش بدویم ازسرشوق
تا صدایش بزنیم ازسر عجز
وبفهمیم که او مونس واقعی خلوت ماست...
⚘️سلام ودرود خدابرشما
طاعات وعباداتتون قبول درگه حضرت حق تعالی
آمین یا ذالجلال والاکرام🤲
11.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 حتما ببینید
⚘️سلام بر مردان بی ادعا...⚘️
لذت زندگے بہ بندگے
و لذت بندگے با #شهادت
کامل مے شود
⚘️یادشهداباصلوات
⚘️اَللّهُمَّ _صَلِّ_ عَلی _مُحَمَّدٍ _وَ_
⚘️آلِ _مُحَمَّدٍ _وَ_عَجِّلْ _فَرَجَهُم_
┄┄┅┅┅❅⚘️❅┅┅┅┄┄
https://eitaa.com/shahidanshahedanezendeh
📿نماز اول وقت
⚘️سیره شهدا
#شهید_رمضان_پرچ :
⚘️شهادت چه واژه ای زیبا و چه کلمه ی پر محتوایی است،
شهادت یعنی گشودن همۀ بندهای من و منیت ها ،
شهادت یعنی پشت پا زدن بر بزرگترین ارزش دنیوی یعنی جان.
⚘️نماز جماعت به امامت شهید رمضان پرچ
⚘️یادشهداباصلوات
⚘️اَللّهُمَّ _صَلِّ_ عَلی _مُحَمَّدٍ _وَ_
⚘️آلِ _مُحَمَّدٍ _وَ_عَجِّلْ _فَرَجَهُم_
┄┄┅┅┅❅⚘️❅┅┅┅┄┄
https://eitaa.com/shahidanshahedanezendeh
هدایت شده از شهیدان شاهدان زنده
18.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚘️سید محمد رضی و سید رضا جاوید موسوی
⚘️دوشهیدی که حاجت میدهند🤲
🎙 سردار حسنی سعدی : هرچه
خواستیم از این دو شهید گرفتیم
✍آدرس مزار مطهر شهید سید رضا
وسید رضی جاوید موسوی گلزار شهدای
کرمان قطعه ۱ ردیف ۶ شماره ۴۲ و۴۳...
پیشنهاد👈 هرچه در توانمان هست صلوات وادعیه به این دو برادر شهیدبزرگوارهدیه کنیم
وازشون حاجت بخواهیم🤲
⚘️شهدا دلها را تصرف میکنند
⚘️با ذکر صلوات نثار ارواح شهدا
⚘️این پست را برای مخاطب هاتون
⚘️هم ارسال کنید .
⚘️الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَ
⚘️آلِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْفَرَجَهُم
⚘️روحشان شاد
⚘️یاد وراهشان ماندگار
┄┄┅┅┅❅⚘️❅┅┅┅┄┄
https://eitaa.com/shahidanshahedanezendeh
هدایت شده از فرهنگ و سنن ایران جان
🔴 ۱۱ آذر ماه سالگرد شهادت رهبر نهضت جنگل را گرامی میداریم
میرزایونس معروف به میرزاکوچک خان جنگلی
♻️میرزاکوچک،کوچک خان سردار جنگل ،از مشروطه خواهان ورهبر نهضت جنگل بود
♻️وی علوم دینی را در حوزه علمیه رشت،قزوین و تهران فرا گرفته و از شاگردان سید عبدالوهاب صالح ضیاءبری بود.
♻️او در قیام مشروطهخواهان فرماندهی فتح قزوین و تهران را بر عهده داشت، سپس به دلیل خلافهای برخی از سران مشروطهطلب به رشت بازگشت و نهضت جنگل را تشکیل داد و به مقابله با روسها و انگلیسیها پرداخت اما با بروز اختلافات داخلی در دولت رشت، توافق نیروهای روسیه و انگلیس، قدرت یافتن دولت مرکزی ایران، نهضت جنگل توسط رضاخان سرکوب و شکست خورد
♻️میرزا در حال عقبنشینی و تجدید قوا برای قیام مجدد، در کوههای تالش در برف گیر کرده و در اثر یخزدگی به شهادت رسید.
♻️ساعتی بعد سرش را از تن جدا کرده، به رشت آورده و سپس به تهران نزد رضاخان انتقال دادند.
🌹روحش شاد ویاد وراهش گرامی باد
https://eitaa.com/farhang_mazandaran