#دلتنگ_نامه
🔹آقا! میشود دلم را تنگِ خودت کنی؟
دوست دارم همۀ روزهای هفته را
به انتظار جمعه بنشینم
اما نه برای تعطیلیاش
برای این که جمعه به نام تو گره خورده.
دوست دارم وقتی جمعه میرود
قلبم را از پشت میلههای زندان سینهام
بیرون بیاورم و در مقابلم بگذارم
و دست و پا زدن محتضرانهاش را ببینم.
آقا! میشود دلم را تنگِ خودت کنی؟
کاش دلم آن قدر تنگ تو میشد
که تا نامت را میشنیدم
آسمان چشمم ابری میشد و میبارید.
میبارید و میبارید
تا مرا در دریای اشک غرق میکرد.
چه مردن شیرینی!
نام این مرگ را خودکشی هم اگر بگذارند
با شهادت رقابت میکند
آقا! میشود دلم را تنگِ خودت کنی؟
#بهانه_بودن
🔹حجت الاسلام محسن عباسی ولدی
🍃یار مظلومم
من خیلی دلم به حال تو میسوزد.
آیا این سوختنها عبادت است؟
من دلم را خوش کردهام به عبادت بودن این سوختنها.
اشتباه که نمیکنم؟
وقتی که میخواهم حسابی دلم را آتش بزنم
به خودمان فکر میکنم تا دلم بیشتر برای تو بسوزد.
این طور، به خود فکر کردن هم میشود یک جور عبادت.
اشتباه که نمیکنم؟
هر چه قدر به ادّعاهای خودمان فکر میکنم
سوز دلم بیشتر و بیشتر میشود.
تا حالا فکر نمیکردم فکر کردن به ادّعاهای تو خالی
خودش یک جور عبادت است.
اگر چه عبادت تلخی است؛ ولی عبادت است.
اشتباه که نمیکنم؟
وقتی که به «یابن الحسن کجایی» گفتنهایمان فکر میکنم
طور دیگری آتش میگیرم.
زیرا آتش خشم، سوز دیگری دارد.
این هم یک عبادت نو: خشمگین شدن از شعرهای تو خالی.
اشتباه که نمیکنم؟
طعم این عبادت، اگر چه تلخ است
امّا حقیقت خودمان را روشن میکند برایمان.
ما از حقیقت خویش غافلیم که راز مظلومیت تو شدهایم.
اشتباه که نمیکنم؟
آقا!
التماس میکنم هیچ گاه این سوز را از دلم نگیر.
من اگر این گونه آتش نگیرم
امیدی به نجاتم نمیماند.
شبت بخیر یار مظلومم!
#شب_بخیر
#بهانه_بودن
#یازینب