eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
2.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
28.4هزار ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
کانال شهید ابراهیم هادی
💔 #رمان_دلارام_من #قسمت_سی_و_دو سخنران درباره جایگاه و اهمیت ولایت در اسلام می گوید ، دختری ده دواز
💔 امروز در خانه هانیه خانم نذری پزان است.... به خانه ای می رسیم که بوی اسفند و نذری از حیاطش به اسمان رفته و سر در همه جای خانه پر از پرچم است ... در خانه باز است می آیند و می روند . تابه حال در روز اینجا را ندیده بودم ، گرچه هرشب محرم اینجا آمده ایم ... زن عمو جلوتر از من وارد می شود ، دیگ بزرگی روی چهار پایه در حال جوشیدن است و چند نفر بالای دیگ به نوبت با ملاقه بسیاری بزرگی آن راهم می زنند و صلوات می فرستند .. هنوز در حیاط ایستاده ایم که هانیه خانم جلو می آید و پس از احوال پرسی ، راهنمایی می کند که داخل شویم ..... -تشریف بیارید تو...ختم قرآن داریم و بعد هم یه روضه مختصر . کنار پنجره نشسته ام ور حل قران جلویم باز است ، هانیه خانم با دیدن کسی عذر خواهی می کند و به حیاط می رود ، صدایش را می شنوم : *آقا حامد*، بچه هارو جمع کن باهم بریم این نذریا رو ببرین پخش کنین .... صدای جوانی چشم می گوید . چقدر این صدا آشناست ! بر می گردم و بیرون را نگاه میکنم، از تعجب دلم می خواهد فریاد بزنم ، حامد است که مشغول جمع کردن پس بچه ها و سپردن ، سینی نذری به آنهاست ! او اینجا چی کار می کند؟ هیچ جوابی برای انبوه مجهولات ذهنم پیدا نمیکنم ، ساکت می مانم ، پیراهن مشکی اش خاکی و صورت خسته اش نشان می دهد حسابی گرم کار بوده. ختم قرآن تمام می شود و با آمدن مداح ، همه چیز از یادم می رود و دل می سپارم به زیارت آل یاسین که خانمی آن را می خواند ، از همان اهل مجلس ، بدون میکروفون می خواند و خواهش می کند در ها را ببندند که صدایش بیرون نرود ....... نویسنده : خانم فاطمه شکیبا 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
💔 بعد از دعا ، کم کم همه بلند می شوند که بروند و من هم منتظر تماس عمو هستم که بیاید دنبالمان ..... عمو زنگ می زند و می گوید که متاسفانه کمی کارش طول می کشد ویک ساعت دیر تر می آید ... این موضوع ، هانیه خانم را خوشحال می کند که بیشتر کنارش می مانیم و زن عمو را شرمنده..... خانه خلوت تر شده و هانیه خانم هم خسته از مهمانداری ، با خیالی اسوده کنار ما می نشیند ، پون می داند بقیه خرده کارها را دو دختر و دامادها و نوه هایش انجام می دهند ... زن عمو با لبخندی شرمگین ، سعی می کند سر صحبت را باز کند : دخترا خوبن ؟ نوه ها چکار میکنن؟ هانیه خانم رضایتمندانه لبخند می زند : الحمدلله ...می بینی شون که ! دست بوسن... نگاه مهربان و حزین هانیه خانم را احساس می کنم و سرم را پایین می اندازم ، زن عمو می گوید : خدا رحمت کنه برادر و حاج اقاتون رو ..خدا خیرشون بده... - خدا رفتگان شمارو هم بیامرزه ..اصلا امسال که برادرم بین مانیست خیلی جاش خالیه ... - چه خبر از برادرزادتون ؟ نگاهشان در هم گره می خورد و گویا چند کلمه ای بی انکه من بفهمم ، با چشم منتقل می کنند ، بعد هانیه خانم اه می کشد : همین دور و براست ، نذریا رو پخش کنن میاد خونه ، چی بگم والا .... گویا حرفی دارد که نمی تواند بزند ، زن عمو به من اشاره می کندو می گوید: حورا جان می خوای بری کمک؟ ادامه دارد.... نویسنده : خانم فاطمه شکیبا 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
قلب دیوانه به هر حال خطا خواهد کرد. رفته ای‌...! پشت سرت باز دعا خواهد کرد. (: 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
1903874_-212864.mp3
8.05M
💔 با همین بازوی خسته و بی جونم تا نفس میکشم پای تو میمونم... 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
💔 💞 | خدایـا بازیـابیِ حالت کـارخانه و بازگشت بـه معصومیت ابتدایی لطفا! | 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
مهربانم تمام گلهای آفتابگردان فقط یڪ خورشید دارند و با نور و مهر یڪ آفتاب رشد میڪنند ُ ڪـــــاش تمام اندیشه ها و احساسات من فقط با مهر تــــــــــو جان میگرفتند. بــــــــــر من بتـــــــاب! به نام خدای همه 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
صبح سه شنبه تون معطر به ذکر شریف صلوات اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ ✨ 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
🌷رفــتید ولــے به یـــاد مــا مــے مــانیــد در خـاطــر ســرخ لالــه هــا مــی مانیـــد🌷 🌷ســر با ختــگان راه عشــق اے شهــدا مــا رفتنــے هستیـــم وشمــا مــے مانیــد یادشهداباصلوات🌹 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
حبه نور✨ وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ ۚ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ و اوست که باران را پس از اینکه [مردم از آمدنش] نومید شدند، نازل می کند و رحمتش را می گستراند، و او سرپرست و یار [واقعی] و ستوده است. -آیه ۲۸ 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
┄━══✿♡﷽♡✿══━┄ ✋🏻🖤 💔اول با دو چشمِ پرآب 🌹 علیـڪ یـا اربـابــــ 💔دلِ من مانده از حرم محروم 🌹السـلام علیـڪ اَلـسـَّـلٰامُ عـَلـَيْكَ يٰـا اَبٰـا عَــبْـدِ اللهِ وَعـَلَى الْاَرْوٰاحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِـنـٰائِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ و َبَقِىَ اللَّيْلُ و َالنَّهٰارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخــِر َ الْـعَـهْـدِ مـِنّـى لـِزِيـٰارَتـِكـُمْ •اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ •وَعَلٰى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ •وَعَـلىٰ اَوْلادِ الْـحـُسَـيـْنِ •وَعَلىٰ اَصْحٰابِ الْحُسَيْن اللهم ارزقنا زیارت الحسیــــن علیه السلام🏴 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
❣ بدون دلسردم کمی آقا نگاهم کن سرا پا غصهو دردم کمی آقا نگاهم کن درختی بی‌ثمر هستم برایت دردسر هستم خزانم شاخه‌ای زردم کمی آقا کن 🌹تعجیل درفرج صلوات🌹 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
❄️🌨❄️ خـــدای مهربان... در این صبح زیبا از توبرای عزیزانم سلامتی,نشاط, دلخوشی ، وعاقبت بخیری وبر آورده شدن حاجات طلب ميكنم سلام صبحتون زیبا 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi