کانال شهید ابراهیم هادی
💔 #رمان_دلارام_من #قسمت_سی_و_دو سخنران درباره جایگاه و اهمیت ولایت در اسلام می گوید ، دختری ده دواز
💔
#رمان_دلارام_من
#قسمت_سی_و_سه
امروز در خانه هانیه خانم نذری پزان است....
به خانه ای می رسیم که بوی اسفند و نذری از حیاطش به اسمان رفته و سر در همه جای خانه پر از پرچم است ...
در خانه باز است می آیند و می روند . تابه حال در روز اینجا را ندیده بودم ، گرچه هرشب محرم اینجا آمده ایم ...
زن عمو جلوتر از من وارد می شود ، دیگ بزرگی روی چهار پایه در حال جوشیدن است و چند نفر بالای دیگ به نوبت با ملاقه بسیاری بزرگی آن راهم می زنند و صلوات می فرستند ..
هنوز در حیاط ایستاده ایم که هانیه خانم جلو می آید و پس از احوال پرسی ، راهنمایی می کند که داخل شویم .....
-تشریف بیارید تو...ختم قرآن داریم و بعد هم یه روضه مختصر .
کنار پنجره نشسته ام ور حل قران جلویم باز است ، هانیه خانم با دیدن کسی عذر خواهی می کند و به حیاط می رود ، صدایش را می شنوم :
*آقا حامد*، بچه هارو جمع کن باهم بریم این نذریا رو ببرین پخش کنین ....
صدای جوانی چشم می گوید .
چقدر این صدا آشناست ! بر می گردم و بیرون را نگاه میکنم، از تعجب دلم می خواهد فریاد بزنم ، حامد است که مشغول جمع کردن پس بچه ها و سپردن ، سینی نذری به آنهاست !
او اینجا چی کار می کند؟
هیچ جوابی برای انبوه مجهولات ذهنم پیدا نمیکنم ، ساکت می مانم ، پیراهن مشکی اش خاکی و صورت خسته اش نشان می دهد حسابی گرم کار بوده.
ختم قرآن تمام می شود و با آمدن مداح ، همه چیز از یادم می رود و دل می سپارم به زیارت آل یاسین که خانمی آن را می خواند ، از همان اهل مجلس ، بدون میکروفون می خواند
و خواهش می کند در ها را ببندند که صدایش بیرون نرود .......
نویسنده : خانم فاطمه شکیبا
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
💔
#رمان_دلارام_من
#قسمت_سی_و_چهار
بعد از دعا ، کم کم همه بلند می شوند که بروند و من هم منتظر تماس عمو هستم که بیاید دنبالمان .....
عمو زنگ می زند و می گوید که متاسفانه کمی کارش طول می کشد ویک ساعت دیر تر می آید ...
این موضوع ، هانیه خانم را خوشحال می کند که بیشتر کنارش می مانیم و زن عمو را شرمنده.....
خانه خلوت تر شده و هانیه خانم هم خسته از مهمانداری ، با خیالی اسوده کنار ما می نشیند ، پون می داند بقیه خرده کارها را دو دختر و دامادها و نوه هایش انجام می دهند ...
زن عمو با لبخندی شرمگین ، سعی می کند سر صحبت را باز کند : دخترا خوبن ؟ نوه ها چکار میکنن؟
هانیه خانم رضایتمندانه لبخند می زند : الحمدلله ...می بینی شون که !
دست بوسن...
نگاه مهربان و حزین هانیه خانم را احساس می کنم و سرم را پایین می اندازم ، زن عمو می گوید : خدا رحمت کنه برادر و حاج اقاتون رو ..خدا خیرشون بده...
- خدا رفتگان شمارو هم بیامرزه ..اصلا امسال که برادرم بین مانیست خیلی جاش خالیه ...
- چه خبر از برادرزادتون ؟
نگاهشان در هم گره می خورد و گویا چند کلمه ای بی انکه من بفهمم ، با چشم منتقل می کنند ، بعد هانیه خانم اه می کشد : همین دور و براست ، نذریا رو پخش کنن میاد خونه ، چی بگم والا ....
گویا حرفی دارد که نمی تواند بزند ، زن عمو به من اشاره می کندو می گوید: حورا جان می خوای بری کمک؟
ادامه دارد....
نویسنده : خانم فاطمه شکیبا
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
قلب دیوانه به هر حال خطا خواهد کرد.
رفته ای...!
پشت سرت باز دعا خواهد کرد. (:
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
1903874_-212864.mp3
8.05M
💔
#صوت
با همین بازوی
خسته و بی جونم
تا نفس میکشم
پای تو میمونم...
#حاج_میثم_مطیعی
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
💔
#نجوای_عاشقانه_منو_خدا💞
| خدایـا بازیـابیِ حالت کـارخانه و بازگشت بـه معصومیت ابتدایی لطفا! |
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
مهربانم
تمام گلهای آفتابگردان
فقط یڪ خورشید دارند
و با نور و مهر یڪ آفتاب رشد میڪنند
ُ ڪـــــاش تمام اندیشه ها و احساسات من فقط با مهر
تــــــــــو جان میگرفتند.
بــــــــــر من بتـــــــاب!
به نام خدای همه
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
صبح سه شنبه تون معطر به
ذکر شریف صلوات
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ ✨
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
🌷رفــتید ولــے به یـــاد مــا مــے مــانیــد
در خـاطــر ســرخ لالــه هــا مــی مانیـــد🌷
🌷ســر با ختــگان راه عشــق اے شهــدا
مــا رفتنــے هستیـــم وشمــا مــے مانیــد
یادشهداباصلوات🌹
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
#یک حبه نور✨
وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ ۚ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ
و اوست که باران را پس از اینکه [مردم از آمدنش] نومید شدند، نازل می کند و رحمتش را می گستراند، و او سرپرست و یار [واقعی] و ستوده است.
#شوری-آیه ۲۸
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
┄━══✿♡﷽♡✿══━┄
#صلےالله_علیڪ_یااباعبدالله✋🏻🖤
💔اول #صبح با دو چشمِ پرآب
🌹 #السـلام علیـڪ یـا اربـابــــ
💔دلِ من مانده از حرم محروم
🌹السـلام علیـڪ #یا_مظلــوم
اَلـسـَّـلٰامُ عـَلـَيْكَ يٰـا اَبٰـا عَــبْـدِ اللهِ
وَعـَلَى الْاَرْوٰاحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِـنـٰائِكَ
عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ
و َبَقِىَ اللَّيْلُ و َالنَّهٰارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ
آخــِر َ الْـعَـهْـدِ مـِنّـى لـِزِيـٰارَتـِكـُمْ
•اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ
•وَعَلٰى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
•وَعَـلىٰ اَوْلادِ الْـحـُسَـيـْنِ
•وَعَلىٰ اَصْحٰابِ الْحُسَيْن
اللهم ارزقنا زیارت الحسیــــن علیه السلام🏴
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
❣ #سلام_امام_زمانم ❣
بدون #عشق دلسردم
کمی آقا نگاهم کن
سرا پا غصهو دردم
کمی آقا نگاهم کن
درختی بیثمر هستم
برایت دردسر هستم
خزانم شاخهای زردم
کمی آقا #نگاهم کن
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
🌹تعجیل درفرج #پنج صلوات🌹
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
❄️🌨❄️
خـــدای مهربان...
در این صبح زیبا
از توبرای عزیزانم
سلامتی,نشاط, دلخوشی ،
وعاقبت بخیری
وبر آورده شدن حاجات طلب ميكنم
سلام
صبحتون زیبا
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi