eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
2.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
28.4هزار ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
21.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به مناسبت سالگرد شهادت شهید مدافع حرم، محمدحسین محمدخانی🥀 در ۱۶ آبان ۱۳۹۴ 🌹کلنا عباسک یا زینب🌹 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ●°•| حاج عمّار میگفت : اگه در خواسته‌هایت حکمت خدا را درنظر بگیری هیچ وقت ناراحت نخواهی شد . . .✋🏼| 🍃 🍃🌺 @shahidaziz_ebrahim_hadi
🌱شاید مرا بخری نوکرت شوم🌱 صدا زد رفتم توی اتاق پاچه شلوار کردی اش را زد بالا ران پایش را نشانم داد و پرسید: به نظرت چرا این طور شده؟! 🤔 رانش کبود بود گفتم: با موتور 🛵 جایی نخوردی؟ گفت : نه ، اگه جایی خورده بودم باید شلوارم هم پاره میشد 😢 نگران شدم. دو سه ساعتی گذشت یکدفعه توی ذهنم جرقه خورد . یادم آمد موقع مداحی با یک دستش میکروفون 🎤 و برگهٔ شعر را می گرفت ؛ با آن یکی دستش میزد روی پا گفتم : وقتی از خود بیخود میشی ، نمیفهمی داری چه بلایی سر خودت میاری😔 روح و روانش با امام حسین بود💔 اسم ، هیئت با دل و جانش بازی می کرد🕊 چشمانش برق میزد وقتی میدانست امشب هیئت داریم ، مشعوف می شد 🥀 همه جا هم نمی رفت ؛ مخصوصاً هیئت هایی که به سبک‌های لس آنجلسی سینه می زدند . می‌رفتیم پاساژ مهستان ، کتاب های شعر آئینی پیدا می کرد 📚 آن وسط حواسش به همه جا بود . می رفتیم طبقه دوم سمت چپ انتهای سالن ، مغازه بزرگ دو دهنه ای بود که تابلو و وسائل تزئینی مذهبی خوشگل می فروخت. برای بچه های خواهرش و پسر عمویش کادو می خرید🙃 سبک هایی را که به ذهنش می رسید ، می نوشت. گاهی اوقات شعر هـم می گفت برای مراسمی که میخواست بخواند سه چهار ساعت توی خودش خلوت می کرد. به بهانه شعر پیدا کردن میرفت گوشه اتاق می نشست💔🕊 از روی لهوف برای خودش روضه می خواند. می گفت که تا وقتی خودم درک نکنم ، چطور اشاعه بدهم 👌🌱 مقید بود مداح باید همیشه توی جیبش شعر داشته باشد که اگر فرصتی پیش آمد ، بتواند مجلس را گرم کند👌 🕊 📖 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahi
هر جای دنیا که فریاد مظلومی را بشنوم برای کمک خواهم رفت 🕊🌹 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi
نیروهای غیر ایرانی پشتِ بی سیم می‌گفتند: حاج عمار استشهد سریع از اتاق عملیات گفتیم: حاج عمار شهید نشده حالش خوبه و فقط کمی جراحت داره گفتیم مجروح شده که شیرازه کار از هم نپاشد این نیروها دو سه سال بود که با حاج عمار کار می‌کردند نمی‌خواستیم نگرانی در دلشان ایجاد شود پشت بی سیم گفتیم: فلانی.! نگو حاج عمار شهید شده نگذار نیروها متوجه شوند و روحیه‌شان را از دست بدهند از این طرف در اتاق عملیات به فکر این بودیم چه کسی را جایگزین حاج‌عمار کنیم کسی که جنگده، خستگی ناپذیر، شجاع و مدیر باشد و با نیروها بجوشد واقعا کسی را نداشتیم حاج‌قاسم بعد از شهادت حاج‌عمار گفت: کمرم شکست. 🕊🌹 👇👇 ‌🌹🍃🌹🍃 ‌@shahidaziz_ebrahim_hadi