صدای تیر اندازی میاد...
از پشت صخره سرک میکشمـ
حسین و بچه هایش درگیر شدن.
بهمـ میگه: چقد بداخلاق شدی؟
دیدی که زدیمـ بیچارشون کردیمـ.
داد میزنمـ:
واسه چی درگیر شدی حسین؟
اونمـ با ده نفر؟ قرارمون چی بود؟
میخنده و
میگه: مگه نمی دونی؟
كَمـ مِن فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَت فِئَةً كَثيرَةً بِإِذنِ اللَّهِ
عده ای کمـ بر عده ای زیاد
غلبه میکنن به اذن خداوند...
#نعم_الرفیق_ما♥️
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بگذارید👇👇
🌹🍃🌹🍃
@shahidaziz_ebrahim_hadi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#احوالات
ای شهید...
دستم را بگیر و به من یاد بده، تو چگونه از حلالش گذشتی و من نمیتوانم از حرامش بگذرم؟
دستم را بگیر و بگو تو چه کردی که خدا خریدارت شد و
من هنوزم در ترک یک گناه مانده ام؟
دستم را بگیر و یادم بده نشانی آسمان را و
کمکم کن بیراهه نروم...
#نعم_الرفیق_ما🌱
#زندگی_با_فرمانده
شهید حاج حسین خرازی | نعم الرفیق
یکی از فضایل حسین آقا این بود
که همیشه شاداب و خندان بود.
ساده و سر به زیر
و در سلام پیشقدم.
اگر کسی او را نمیشناخت
باور نمیکرد فرمانده لشگر باشد؛
خودش هم ترجیح میداد
ساده ترین نیروی جبهه باشد.
📚 جز لبخند چیزی نگفت
#نعم_الرفیق_ما♥️
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بگذارید👇👇
🌹🍃🌹🍃
@shahidaziz_ebrahim_hadi
شهید حسین خرازی خیلی دوست داشتنی بود. در اوج آن هیبت حیدری همیشه لبخند به لب داشت.
ساده زیست و بیآلایش بود. فکرش را بکنید، فرمانده لشگر با دوچرخه موتوری به سپاه میآمد و آنجا با اتوبوس همراه بسیجیها به خوزستان میرفت.
#نعم_الرفیق_ما❤️
#سیره_شهدا
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بگذارید👇👇
🌹🍃🌹🍃
@shahidaziz_ebrahim_hadi