eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
2.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
28.4هزار ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
لب تشنه خوابیدند پای حوض گلدان‌ها شاید تو برگشتی و برگشتند باران‌ها 🍃 "صفایی" 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
💎پيامبرخدا(ص) : حقّ على(ع) بر اين امّت، همچون حقّ پدر است بر فرزندش. 💎امالی(طوسی)،ص۵۴ 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
♥️امام خامنه ای : امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام یک الگوی کامل برای همه است. از اوایل نوجوانی تا هنگام مرگ، دو صفت و را با خود همراه داشت. 🌸ولادت امام علی(ع) 🌸و روز مرد و پدر مبارکباد 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
‍ 🍃🌸🍃🌼🍃🌸🍃🌼🍃🌸🍃 بي حد و مرز دوستت دارم...❤️ ✍ برای تو می نویسم..... برای تويی كه قلبت پـاك است... برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست... برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست... برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است... 🍃🌸🍃🌼 برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی... برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی... برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ... 💞دوستت دارم تا ....... نه...! دیگر برای دوست داشتن هایم تایی وجود ندارد! ... ابراهیم جانم! مرد به معنای واقعی! 🦋روزت مبارڪ🦋 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💔 اعمال روز سیزدهم ماه رجب اول ایام البیض است و ثواب بسیاری برای این روز و دوروز بعد وارد شده و اگر کسی بخواهد عمل ام داوود بجا اورد باید این روز را روزه بگیرد. و در این روز بنا بر مشهور بعد از سی سال از عام الفیل باسعادت علیه السلام در میان کعبه معظمه وارد شده است. اعمال خود را برای خدا کنید در راه خدا نمائید و الهی را بزرگ بشمارید فکر و ذکر خویش را همچون لباس خود، داده و به زیارت مولا علےبن ابےطالب ع برود و با تهنیت به پیامبر اکرم ص و ائمه هدی علیهم السلام این روز را گرامی بدارد... 📚ترجمه المراقبات، میرزاجوادآقاملکی تبریزی اعمال ماه رجب 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
4_5990315884164417062.mp3
7.6M
💔 تویی دریا 🌊 آهنگ 🎧 علی اکبر قلیچ 🎤 خداوند یک علی(ع) داشت؛ الحمدلله آن هم‌ امامِ ما شد ❤️ 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
سلام مهربانترین بابای دنیا😍 سلام عزیزم روزت مبارک حضرت بابا❤️ فدای قلب مهربونت بشم عزیزم بابای خوشکلم،میدونم بچه ی خوبی برات نبودم،خیلی دلتو شکستم،روزهای زیادی رو با گناه سر کردم و تو هر شب برای من گریه کردی و به جای من استغفار کردی... اما من خیلی دوستدارم.تو بچه های خوشگل زیادی داری مثل شهید محمدی،شهید حججی،شهید سیاهکالی... ولی من...😔 میشه به آبروی شهدا امروز به منم عیدی بدی😭 درسته که از من چیزی جز بدی ندیدی اما شما خانواده کرمین،مادر شما زهراست. خانمی نازنینی که بین در و دیوار به جای دعا برای حسن و حسین،برای منه گنهکار دعا کرد. بابا جونم دلتو شکستم اما دلمو نشکن 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
کانال شهید ابراهیم هادی
#کتاب_سلام_بر_ابراهیم2 قسمت سی ام قدرت جاذبه🌺 💢اوایل دوران جنگ بود در بسیج مسجد محمدی در اتوبان شه
قسمت سی و یکم جهانشاه🌺 💢زندگی در محیط جبهه و در شرایطی که چندین هفته متوالی از محیط شهری دور هستیم کار نسبتا سختی است. 💢خوب به یاد دارم بعضی از رزمندگان پس از مدتی در منطقه دچار افسردگی و بیماری روحی می شدند. 💢دوای درد این افراد شوخی و خنده بود ابراهیم در این زمینه استاد بود. 💢یک بار دوستان سپاهی ما از جنوب به گیلان غرب آمدند تنها چیزی که از جمع شان شنیده می شد خنده بود. 💢وارد جمع آنها شدم و به ابراهیم گفتم چه کار میکنی؟ 💢به شوخی گفت: میخوای گریه کنیم؟ 💢بعد خیلی عادی زد زیر گریه و اشک از چشمانش جاری شد. 💢یک بار در جمع رزمندگان اندرزگو نشسته بودیم امام جمعه یکی از شهر های مرکزی ایران به جبهه آمد. 💢سر ظهر بود که این عالم لباس هایش را در آورد تا برای وضو و نماز آماده شود. 💢ابراهیم از او اجازه گرفت و لباس های این عالم را پوشید و بعد به دنبال دیگر رفقا رفت.. 💢اما در میان دوستان ابراهیم یکی از اهالی کرمانشاه بود که رفاقت این دو نفر هم در نوع خودش دیدنی و جالب بود. 💢جوانی با قد و قامت دو متر و هیکل بسیار درشت و تنومند. 💢اولین باری که او را دیدم، ابراهیم او را به من معرفی کرد. 💢همین که با جهانشاه دست دادم ابراهیم پشت سر من بود اشاره کرد یه فشار به دستش بده. 💢باور کنید همین الان یاد اون صحنه می افتم؟ تمام استخوانهای دستم درد می گیرد. 💢وقتی به من دست داد با ناله و فریاد دستم را کشیدم تمام انگشتانم به هم چسبیده بود. 💢آن شب در کنار جهانشاه و حاجی اسلامی بودیم برای ما شام آوردند همه ما یک مرغ را خوردیم. 💢جهانشاه به تنهایی شش مرغ و نان را خورد بعد شام جهانشاه یک شیشه مربا را گرفت و خالی خالی با قاشق خورد. 💢با اشاره به ابراهیم گفتم چقدر میخوره؟ 💢ابراهیم خیلی آرام گفت: تازه امشب می خواد راحت بخوابه، برای همین کمتر غذا خورد. 💢بعد شام یه تخته شنا آورد و جهانشاه مشغول شنا رفتن شد یکی از رفقا هم روی کمر جهانشاه نشست. 💢انگار نه انگار که او این همه شام را خورده.. 💢روز بعد ما با ابراهیم برگشتیم خبر رسید در یکی از مناطق درگیری لفظی بین چند نفر از اهالی محل با دو نفر از رزمندگان صورت گرفته. 💢یکی از اهالی به ما گفت اینها رفته اند تا یکی از قوی ترین دوستانشان را بیاورند تا یک دعوای حسابی راه بی اندازند. 💢حسابی ترسیدم می دانستم کار اگر به درگیری بکشد جمع کردن ماجرا سخت می شود. 💢با ابراهیم خود را به همین محل رساندیم. 💢ساعتی بعد عده ای از اهالی، با یک آدم گنده لات به سمت مقر نیروهای ما آمدند تا یک دعوای حسابی راه بی اندازند. 💢همین که آنها جلو آمدند ابراهیم به سمت آنها رفت و با صدای بلند داد زد: جهانشاه مخلصیم! 💢جهانشاه که هم یه سر و گردن از همه بلندتر بود جلو آمد و شروع کرد با ما دست و روبوسی کردن. 💢اهالی هم هاج واج به ما نگاه می کردند. 💢ابراهیم با اهالی محل خوش و بش کرد و با تک تک آنها رو بوسی کرد. 💢خلاصه رفاقت باعث شد دعوا به صلح و دوستی تبدیل شود. 💢اما بد نیست بدانید جهانشاه همان سال به خاطر کاری که کرده بود به زندان رفت. 💢در زندان به مسئول زندان گفته بود دستبند من را باز کنید و اگرنه خودم بازش میکنم. 💢مسئول زندان خندید. 💢جهانشاه با فشار دستبند را باز کرد. 💢او در همانجا سکه دو تومانی قدیم را خم کرد. 💢باور کنید اگر در مسابقه قوی ترین مردان شرکت می کرد حریف نداشت. 💢اما سال بعد از این ماجرا به ما خبر دادند جهانشاه در یک سانحه رانندگی از دنیا رفت. 💢من و دیگر رفقای رزمنده باور نکردیم به شوخی گفتیم یک ماشین معمولی نمیتونه اون هیکل روزیر بگیره. 💢گفتند: اتفاقا تو جاده همدان با یک تریلی تصادف کرد. 🗣علی صادقی 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
🔺 توصیه رهبر انقلاب: ‏کسانی که از عمل با فضیلت ‎ محروم مانده‌اند، بهتر است در هر یک از این سه روز نماز حضرت جعفر طیار علیه‌السلام بخوانند. پ.ن: روزه ایام البیض(همین سه روز) هم مستحب است و ان‌شاالله در اعتکافی کردن حال و هوامان مؤثر... 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
یک روز مرد داریم، یک روز پدر همهء پدرها مرد هستند ولی هستند مردهایی که پدر نیستند، و فقط "مرد" هستند،" مردان مرد". پاش رو با سیم بسته به پایه دوشکا که زیر آتش دشمن، دوشکا رو رها نکنه. 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
💔 . صغری گفت: صدیقه شعر تازه ایت را خواندم، دستت درد نکنه، انگار که خودت شهید شدی و داری حرف می زنی. صدیقه گفت: دعا کن... صغری گفت: این حرفها را نزن، مادر و آقا، اگر تو چیزی ات بشه، زبونم لال، دق می کنند اصلاً حمید هم هر کاری تو بکنی، می کنه. شما دو تا حسابی عوض شدین، عزیزکرده های خونه، انقلابی شدین! مواظب خودتون باشید. صدیقه گفت: قراره اسلام محافظت بشه، خون ما برای سبز ماندن این درخت تناور ارزشی نداره. صغری گفت: جوری حرف می زنی که انگاری داری، شعر می گی، قطعه ادبی می نویسی، اصلاً بعضی وقتها که نوشته هات را می خونم باورم می شه تو اونها را نوشتی، اگر پیگیر باشی، حتماً یا نویسنده می شی یا شاعر. صدیقه گفت: دعا کن شهید بشم، از همه چیز مهمتره. صغری گفت: بعد همه می گن شاعری که شهید شد. صدیقه تکرار کرد: بعد همه می گن شاعری که شهید شد! 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi