- ولی خب اگه منم الان بعد از طی کردن چندین تا عمود چشمم میخورد به گنبد قشنگت، با چشمای اشک آلود نگاهت میکردم و میگفتم آزمودم دل خود را به هزاران شیوه هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد :) ..
ولی خب مثل هر سال این موقع ، باید از دور نگاهت کنم و از دور منت این عشقی که توی دلم قرار دادی رو با هزاران شکر و اشتیاقِ آمیخته به فراق حمل کنم و بگم
«یاد باد آن که نَهانَت نظری با ما بود!» ..
آه باباحسین، آه عمو عباس..🖤🙃
﴿شھیدباشتاشھیدشوے﴾
- ولی خب اگه منم الان بعد از طی کردن چندین تا عمود چشمم میخورد به گنبد قشنگت، با چشمای اشک آلود نگاه
- در جنگ سرنوشت، دمی صحبت تو را
از چنگ روزگار، غنیمت گرفتهام :) ..
﴿شھیدباشتاشھیدشوے﴾
کسانی که با پایِ جسمشون جا موندن بشنون .. :) «ترجیحا چشماتونو ببندید و گوش کنید»
«آشفتگی» بهای به دریا رسیدن است
ای رودِ خسته! در جَرَیانی، نگو که نه!
﴿شھیدباشتاشھیدشوے﴾
کسانی که با پایِ جسمشون جا موندن بشنون .. :) «ترجیحا چشماتونو ببندید و گوش کنید»
- صدای اذون صبح روز اربعین پخش میشه و من دارم به اونایی فکر میکنم که الان دارن با دستای لرزون از اشتیاق و چشمای تارِ تار، با پاهای زانو زده از شوق وصال، ضریحتو بغل میکنند، دارم به اونایی فکر میکنم که یه سالِ تمام ، حرفاشونو توی خورجین دلشون جا دادن که ببرن پیش طبیبش ، اهل فنش، یا به قول این اتوکشیده های سانتی مانتال امروزی، تراپیستش ، که لاجرم علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد ، که واقعا : « شب
فراق که داند که تا سحر چند است؟
مگر کسی که به زندان عشق دربند است »
که یقینا : « عقل پرسید که دشوارتر از مُردن چیست؟ عشق فرمود: فراق از همه
دشوارتر است»، که بی شک:
«در من کسی فراق تو را داد میزند» که
عامداً: «سپرِ صبر، تحمل نکند تیرِ فراق.»
که قطعا : « هزار روز به شب، شب به روز
آوردیم میان ما و فراق تو ماجراست هنوز »
که حقیقتا : «ما را فراقِ روى تو کشته، نه
روزگار، مرگ و جفا و گردشِ گردون بهانه
است » که واقعا : «فراقِ یار نه آن میکند
که بتوان گفت!» که طالباً : « چنانت
دوست میدارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو
نتوانم » و چه که قطعا ها و واقعا هایی که توی این سینه شعله میکشه برای
چشیدن حلاوت وصال ، آه ای فراق، آه فراق ، ای فراق .. :)💔
گویند ز مرگ در جهان نیست بدتر!
واللّه فِراق، ثُمَّ باللّه فِراق.!
@amirboroumand_channel | کربلایی امیر برومند4_5793909207266758513.mp3
زمان:
حجم:
22M
- پیوست به متن بالایی🔗
﴿شھیدباشتاشھیدشوے﴾
دوست دارم صدات کنم ، بابارضا«ع» . مکرر. مدید. مدام . :)
گفتی سه جاست
وعدهى ما؛ من که تا کنون
صد جا شمردهام
که به دادم رسیدهای..!
هدایت شده از •| روضه خون |•
دنیا را با غم قاطی کردند
تا ما بفهمیم نقشمان در این هستی
حرکت است نه رفاه!
«استاد علی صفایی حائری»
@Rozekhon
24.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- خاطره؟ نه ممنون این کلیپ هست :)
- دارم واسه امتحانِ یکی دو ساعت دیگه میخونم و بین حجم سنگین مطالب با یه بیتِ نوشته شده گوشه ی جزوم میتونم بگم با اون مقدار از خستگی و چشمای قرمزِ بی نایِ خواب آلود، آروم شدم ، تلطیف سرّ ؟ قدرت امید؟ ...
باباجان قدرتِ اُمید و بیداری و همه متعلقاتش، پیش شما سر خم کرده ، اذن ورود نداره بی اذن شما ، بی حضور شما ، بی اسمتون، بی رسمتون، بی نجفتون :)
| دلم هوای نجف کرد و خوب میدانم
برات قلب پریشان در اختیار علیست |
﴿شھیدباشتاشھیدشوے﴾
- دارم واسه امتحانِ یکی دو ساعت دیگه میخونم و بین حجم سنگین مطالب با یه بیتِ نوشته شده گوشه ی جزوم
در واقع عقل با دل رو به رو شد ،
صبحِ دلتنگی بخیر :)
﴿شھیدباشتاشھیدشوے﴾
- دارم واسه امتحانِ یکی دو ساعت دیگه میخونم و بین حجم سنگین مطالب با یه بیتِ نوشته شده گوشه ی جزوم
آخ بطلبه یه صبحی ما چشم وا کنیم
بیینیم محضر باباعلی، نجفیم و بگیم :
اَصبَحتُ زائراً لَکَ یا شَحنَةَ النجف ..
صبح کردم در حالی که زائر تو ام یا امیرالمؤمنین:)🤍💔