أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
یادِ سعیدابنعبداللهانصاری میوفتم .. که اسمِ کانال رو لحظات آخر وقتی سرش روی پای سیدالشهدا'ع بود گ
سعید کسی بود که هنگامِ اذانِ ظهرِ روز عاشورا خدمت سیدالشهدا'ع رسید و عرض کرد که ساعت نماز رسیده .
حضرت سعید رو دعا میکنن که وقت نماز رو یادآوری کرده ((:
( اینجا به بعدش آنقدر شیرینه که هیچ ذهنی نمیتونه درک کنه )
همه به جماعتِ حضرت اباعبدالله الحسین صلوات الله علیه میایستن به نماز .
فکر کن نماز به جماعتِ امام حسین'ع ..
اونم آخرین نماز و عارفانهترین نماز ...💔😭🫀
نقله که سعید و زهیرابنقین برای محافظت وایمیسن جلوی حضرت و هر تیری که سمت حضرت اباعبدالله'ع میومده رو با سینه و صورت میگرفتن ..
أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
سعید کسی بود که هنگامِ اذانِ ظهرِ روز عاشورا خدمت سیدالشهدا'ع رسید و عرض کرد که ساعت نماز رسیده . حض
آخه میزان توحید رو آدم میبینه حظ میکنه ..
سینه و صورت !!!!
به اصلِ طبیعی هر چیزی سمت صورت و بدن بیاد، شخص به صورت انعکاسی واکنش نشون میده و اصولا خودشو جمع میکنه و حرکات دفاعی نشون میده . این طبیعیت جسمه
ولی میگه اینا با صورت و سینه تیر ها رو میگرفتن که خدایی نکرده ذرهای خَش و جراحتی به حضرت وارد نشه ..
یعنی همینقدر در عشق و معرفت و مقامِ توحیدی حضرت سیدالشهدا'ع حَل شده بودن و به تقرب الی الله رسیده بودن ...
و حالا روایت و داستان و حرف زیاده ..
ما الان حسرت اینا رو میخوریم دلمون میخواد با حضرت بودیم روزِ عاشورا و ازشون دفاع میکردیم در حالی که خودمون امام زمان داریم و حواسمون بدبختانه به حضرت نیست (خودمروعرضمیکنم)
این تیرها رو گناهان و وسوسهها و اشتیاق به انجام گناه فرض کنیم باید به همون اندازه شجاعت و عشق به خرج بدیم و از انجامشون جلوگیری کنیم که خدایی نکرده حضرت از ما ناراضی نباشن ..
تعف یه هو اینهمه متن ریخت بیرون از ذهنم البته خیلی بیشتر بود رعایت شما رو کردم... خاصیت مقتل خوندن اینجوریه انگار 🤌🏻
باورم نمیشه دیگه صداتو نمیشنوم ..
آقای خامنهای ! ..................
همونایی که تو کلمات نمیان و خودت میدونی .. 💔