eitaa logo
✔ عکس نوشت شهدا | سامانه ملی شهدا
1.2هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
306 ویدیو
2 فایل
©️ عکس نوشت شهدا | استوری شهدا | برای شهدا | جهت عضویت در کانال روی گزینه پیوستن کلیک کنید. پشتیبانی کانال: @birangi
مشاهده در ایتا
دانلود
نوشتن یادداشت روزانه را اجباری کرده بود. می‌گفت: بنویسید چه کارهایی برای گردان، تیپ، واحد و قسمتتون کردید. اگه بنویسید، نفر بعدی که میاد، می‌دونه چه خبره. اون موقع بهتر می‌تونه تصمیم بگیره. 🆔️ @shahidemeli
✔ عکس نوشت شهدا | سامانه ملی شهدا
پخش مستند #آنسوی_آشوب (شهدای امنیت ۱۴۰۱) سه شنبه ها و چهارشنبه ها هرهفته ساعت ۱۶:۰۰ از شبکه سه سیما
به اطلاع می رسانیم؛ قسمت سوم مستند آنسوی آشوب امروز ساعت ۱۷:۰۰ پخش می شود. این قسمت تقدیم می شود به شهید مدافع امنیت سید روح الله عجمیان
جمع کردن افراد متخصص با سلیقه‌های مختلف کنار هم فقط از حاج حسن برمی‌آمد. به قول مقام معظم رهبری (ایشان علاوه بر اینکه آدم متخصصی بود، یک روحیه داشت که آدم‌های متخصص هم می‌توانستند با ایشان کار کنند.) 🆔️ @shahidemeli
ناهار اشرافی داشتیم؛ ماست.. سفره را انداخته و نینداخته، دکتر رسید. دعوتش کردیم بماند. دست‌هاش را شست و نشست سر همان سفره. یکی می‌پرسید: این وزیر دفاع که گفتن قراره بیاد سرکشی، چی شد پس؟... 🆔️ @shahidemeli
| بعد از دعای کمیل آمدم پیش علی آقا و گفتم: مشکلی دارم. گفت: خیر باشه. گفتم: راستش با پدر و مادرم سر یک مسئله‌ی بی‌خودی حرفم شده. حالا روم نمیشه برم خونه. علی آقا کمی فکر کرد و گفت: عیب نداره، پیش میاد. برو دستشون رو ببوس و بگو هر چی بوده تمام شده بعدش هم به خاطر حرف‌هایی که زدی عذرخواهی کن. گفتم: آخه نمی‌شه، تقصیر من که نبوده. گفت: باشه، عیب نداره. شما رزمنده‌ای. آن‌ها سن و سالی ازشون گذشته، شما باید گذشت داشته باشی. پاشو پاشو خودم باهات میام. خلاصه علی آقا واسطه شد و با من آمد و مشکل من حل شد. 🆔️ @shahidemeli
فرمانده بود. نقشه‌خوانی هم خوب بلد بود، اما هیچ‌وقت به نقشه متکی نبود. اول نقشه و کالک‌های عملیاتی را خوب وارسی می‌کرد؛ بعد می‌رفت روی زمین منطقه. عوارضِ طبیعی، مصنوعی، پستی و بلندی‌ها و شاخص‌ها را دقیق می‌دید تا بتواند نیروهایش را خوب توجیه و خوب هدایت کند. 🆔️ @shahidemeli
ارادت خاصی داشتیم به شهدای گمنام و غواص؛ مخصوصا مادران شهدا. وقتی مادری را در کنار مزار شهیدی می‌دیدیم می‌رفتیم جلو و التماس دعا می‌گفتیم. محسن از آن‌ها درخواست می‌کرد که در حقمان دعا کنند. یکی از مادران شهید گفت: الهی خدا یکی مثل خودتون رو نصیبتون کنه! این دعا تلنگری شد برایمان. محسن گفت: نه حاج خانم! بگو یکی بهتر از خودمون رو نصیب کنه. از آنجا تلاش کردیم برای بهتر شدن.. 🆔️ @shahidemeli
| علی آقا بینش سیاسی عمیقی داشت. نسبت به مسائل جهان اسلام از جمله فلسطین و ... بی‌تفاوت نبود. رنج و مصیبتی که بر سر مردم مظلوم فلسطین می‌رفت برایش خیلی سنگین بود. اشغال بیت‌المقدس به دست یک مشت صهیونیست حیوان صفت را بزرگترین اهانت به جهان اسلام می‌دانست. خیلی به جوان‌ها و مردم نسبت به موضوعات سیاسی آگاهی می‌داد. یک روز آمد دنبالم با همدیگر رفتیم پوسترهایی از شهدای فلسطینی و جنایات رژیم صهیونیستی را که چاپ کرده بود روی دیوارهای سطح شهر چسباندیم. 🆔️ @shahidemeli
با دو سه نفر از دوستانِ نزدیکش مشورت کرد. تشکیل واحد موشکی کار سختی بود. بعضی‌ها دو دل بودند. حسن می‌گفت: اون‌هایی که یاد گرفتن و حالا دارن موشک پرتاب می‌کنن از اون عالم که نیومدن. اهل این کره‌ی خاکی‌ان، این بچه‌هایی که من توی جنگ دیدم، اگه بهشون فرصت داده بشه خیلی از غیرممکن‌ها رو ممکن می‌کنن. من به همشون ایمان دارم. 🆔️ @shahidemeli
بلبل معلوم نبود چطور رفته آن‌جا. به هزار بدبختی رادیاتور را باز کردیم که سالم بیاوریمش بیرون. دکتر این پا و آن پا می‌کرد تا بالاخره توانست دستش را ببرد لای پره‌ها و بکشدش بیرون. نگهش داشت تا حالش جا بیاید. می‌خواند. قشنگ می‌خواند. 🆔️ @shahidemeli
در انتخاب دوست خیلی سفارش داشت. بسیاری از دوستانم کسانی بودند که اگر دوستی‌ام را با آن‌ها ادامه داده بودم، قطعا در زمینه‌های مختلف سقوط کرده بودم. خدا را شکر که استاد مجید کمک کرد و من تمامی دوستان سابق خود را که اهل همه نوع خلافی بودند کنار گذاشتم و الحمدلله در کنار دوستان جدید توانستم در زمینه‌های ورزشی و درسی و ... موفق باشم. 🆔️ @shahidemeli
سعی می‌کرد خیلی خوش‌تیپ نگردد. می‌ترسید نامحرمی به او نگاه کند. یک بار تیپی نوستالژیک زد: کلاه کج ایتالیایی گذاشت با یک شال خیلی خاص که به حالت کراواتی بسته می‌شد. بقیه‌ی لباس‌هایش هم سِت بود. با این تیپ احساس کرد دخترها جذبش می‌شوند. سریع تیپش را عوض کرد. 🆔️ @shahidemeli