#استوری | در یکی از شبکههای اجتماعی گروهی مختص شهدا شکل دادیم، تا یک ماه اول حالت تعلیقی داشت و حذف و بازسازی میشد، تا اینکه دیگر ثابت شد. گاهی دوستان اهل زنجان به ترکی گفتمان میکردند و سربهسر او میگذاشتند. من به او در گفتگوی خصوصی میگفتم که بچهها شوخی میکنند، یک وقت ناراحت نشود. هیچ وقت از آن همه حذف شدن و دعوت مجدد، شوخیها و سربهسر گذاشتنهای دوستان در آن گروه مجازی ناراحت نشد. آن قدر ظرفیتش بالا بود که عصبی نمیشد و صبور بود.
#شهید #مدافع_حرم #محمد_رضا_دهقان_امیری
🆔️ @shahidemeli
توی صحبتهایش، از شهدا برایمان میگفت. از اینکه ما باید توی زندگی الگو داشته باشیم. و بهترین الگوها انسانهای بزرگی هستند که ما را در مسیر زندگی کمک میکنند. استاد برای تمرین ورزشی، ما را به کوه، جنگل و طبیعت میبرد. آنجا سر مزار شهدای گمنام میرفتیم و نمازِ جماعت میخواندیم.
#شهید #مدافع_حرم #مجید_صانعی
🆔️ @shahidemeli
اصلا در فکر رئیس و کارمندی و این حرفها نبود. شب جا گیر نیاوردیم، ده، پانزده نفری ریختیم توی دفترش خوابیدیم.
#شهید #محمد_علی_رهنمون
🆔️ @shahidemeli
اوایل انقلاب، محل خدمتش اصفهان بود. به کمک بچههای سپاه و بچههای انقلابیتر ارتش، نیروهای مردمی را آموزش نظامی میدادند. نزدیک نماز مغرب و عشا میرفتند مسجدِ هر محل؛ با همان سلاحهایی که داشتند. بعد از آموزش و سازماندهی، اعزامشان میکردند برای خواباندن غائلهی سیستان و بلوچستان، غائلهی کردستان، غائلهی گنبد، غائلهی خلق عرب و جاهای دیگر. اولین جایی که توانسته بود به مناطق آشوب زده نیروی مردمی آموزش دیده اعزام کند، اصفهان بود.
#شهید #علی_صیاد_شیرازی
🆔️ @shahidemeli
نگاه کردم توی چشمهاش. گفتم: میخوام از اینجا برم. کار کردن توی کردستان خیلی سخته. گفت: سختی هم آدمسازه. دیگر چیزی نگفت. رفت. هرکس میخواست از کردستان برود، جوری میرفت بروجردی نفهمد. خجالت میکشیدند ازش. میگفت: رفتن از کردستان، کفران نعمته.
#شهید #محمد_بروجردی
🆔️ @shahidemeli
#استوری | همان روز اول زلزله خودش را به فرودگاه بم رساند. تمام امکانات نیروی هوایی سپاه را هم برد و در آنجا مستقر شد. بیش از ده هزار مجروح را به بیمارستانهای تهران، کرمان، اصفهان و سایر شهرستانها رساند و جان هزاران نفر را نجات داد. کنار باند فرودگاه توی یک ماشین لندکروز، بیسیم کار گذاشته بود. مرتب با خلبانان و کادر پرواز و امدادرسانها حرف میزد؛ مثل زمان جنگ. قبل از نماز صبح که بیدار شدم، نگاهی به باند فرودگاه کردم، دیدم هنوز احمد در حال کار کردن است. او قهرمان گمنام بم بود.
#شهید #احمد_کاظمی
🆔️ @shahidemeli
گزارشهای شناسایی رفتن بچهها را با دقت میخواند. یک جاهایی خط میکشید و چیزهایی مینوشت. گفت: اینجا نوشتی از دست چپ تیراندازی شد. یعنی چپ خودت یا دشمن؟ شما روبهروی همدیگهاید، باید از قطبنما استفاده کنید. سعی کنید جهتها را از روی قطبنما بنویسید.
#شهید #حسن_باقری
🆔️ @shahidemeli
توی تدارکات لشکر، یکی دو شب، میدیدیم ظرفهای شام را یکی شسته. نمیدانستیم کارِ کی است. یک شب مچش را گرفتیم. آقا مهدی بود. گفت: من روز رو نمیرسم کمکتون کنم، ولی ظرفهای شب با من.
#شهید #مهدی_زین_الدین
🆔️ @shahidemeli
ظاهر آراسته و اسلامی او برای بسیاری از دوستانش الگو بود. هیچکس به یاد ندارد که علیعباس را با لباسی کثیف، نامرتب و یا موهای بلند دیده باشد. او خودش لباسهایش را میشست و اتو میکرد.
#شهید #علی_عباس_حسین_پور
🆔️ @shahidemeli
#استوری | حضورش در هیئتهای عزاداری باعث شده بود تا زمینههای اعتقادی و معنویش عمیقتر شود و شوق شهادت در جان و روحش ریشه بدواند. با این که پنجشنبهها مدرسهاش تعطیل بود، به جای خواب و تفریح و شیطنت، در هیئت مدرسهاش شرکت داشت. اغلب شبها همانجا میماند تا صبح در برپایی مراسم دعای ندبه کمک کند. به کارهای اجرایی در این زمینه علاقهمند بود و هر جور که بود سعی میکرد تا در این برنامهها حضور داشته باشد.
#شهید #مدافع_حرم_محمد_رضا_دهقان_امیری
🆔️ @shahidemeli
گاهی اوقات توی باشگاه، هیئت میگرفتیم. بعد از تمرین دور هم مینشستیم. استاد مجید مقداری صحبت میکرد و بعدش برقها را خاموش میکردیم. چون کسی توی جمع ما مداحی بلد نبود، با گوشی چند دقیقهای مداحی و روضه گوش میکردیم و آخر مجلس هم استاد دعا میکرد. مجلس ساده و بیریایی بود.
#شهید #مدافع_حرم #مجید_صانعی
🆔️ @shahidemeli
فراموش نمیکنم یک بار خیلی جدی برای ما صحبت کرد. میگفت: اگر فکر آدم درست بشه، رفتارش هم درست میشه. بعد هم از گذشتهی خودش گفت، از اینکه امام چگونه با قدرت ایمان، فکر امثال او را درست کرده و در نتیجه رفتارشان تغییر کرده.
#شهید #شاهرخ_ضرغام
🆔️ @shahidemeli