#استوری | گاهی که میخواستم از سمنان به دانشگاه امام حسین (ع) بروم، با عباس هماهنگ میکردم و سوارش میکردم و با هم به تهران میرفتیم. همشهری بودیم. در سه چهار باری که با او همسفر شدم میدیدم که او به نماز اول وقت بسیار مقید است. همان اول سفر مسجد بین راهی را که قرار بود در آن نماز بخوانیم مشخص میکردیم. جوان آرام و متینی بود و حرفهای لغو و بیهوده نمیزد. وقتی همراهم بود یک قوت قلبی برای من بود.
#شهید #مدافع_حرم #عباس_دانشگر
🆔️ @shahidemeli
علیعباس خوشسخن بود. همه دوستش داشتند. وقتی موقع اذان میشد و ما برای تمرین آمده بودیم، در خود استادیوم نماز میخواند و میگفت: اگر به مسجد نمیتوانیم برویم باید در همین استادیوم نماز بخوانیم. کارهای او برای ما هم آموزنده بود. ایشان همیشه با وضو وارد استادیوم میشد. بچهها همه دوستش داشتند.
#شهید #علی_عباس_حسین_پور
🆔️ @shahidemeli
جلسه که تمام شد، صِدام کرد، گفت: جلسهی امروز همهاش اداری نبود. حرف و کار شخصی هم بود. هر چقدر بابت پذیرایی هزینه کردین، بنویسید به حساب من.
#شهید #علی_صیاد_شیرازی
🆔️ @shahidemeli
#استوری | یک دفعه بلند شد و رفت بیرون. چیزی نگفت. یک ساعت بعد برگشت. یک پاکت دستش بود؛ از هر میوه یکی دو تا تویش بود؛ کیوی، پرتقال، سیب. تعجب کردم. گفتم: کجا رفتی یه دفعه؟ گفت: من میدونم با این پیمانکارها چه کار کنم. رفتم خودم از این میوهها خریدم، ببینم این پیمانکارها میوهها رو به قیمت خریدن یا نه. کاری کرده بود پیمانکارهایی که خلاف کرده بودند و یک جای کارشان گیر داشت، با مصطفی که جلسه داشتند، دست و پایشان میلرزید.
#شهید #هسته_ای #مصطفی_احمدی_روشن
🆔️ @shahidemeli
بسیار پرتلاش بود. گاهی اوقات ۴ صبح بلند میشد میرفت روستاهای مختلف برای خرید و فروش محصولات کشاورزی و ... . تا ما از خواب بیدار شویم، سید کلی کاسبی کرده بود.
#شهید #مدافع_حرم #سید_میلاد_مصطفوی
🆔️ @shahidemeli
از در پادگان پیاده میرفت سمت زرهی، ولی من با ماشین داخل پادگان تردد میکردم. یک روز صبح زیر باران جلویش ترمز زدم که سوار شود. گفت: میخوام ورزش کنم. دفعهی بعد سرش را آورد داخل پنجره و گفت: ممد ناصحی! این ماشین بیتالماله، تو داری باهاش میری موظفی. اگه میخواستن، برای منم ماشین میذاشتن.
#شهید #مدافع_حرم #محسن_حججی
🆔️ @shahidemeli
#استوری | زنگ تفریح بچهها بود. با علی آقا مشغول صحبت شدم که نگاهم افتاد به تسبیح دانه درشت و زیبایی که توی دستهایش میچرخید. گفتم: چه تسبیح قشنگی داری علی آقا ... بلافاصله تسبیح را گرفت جلویم و گفت: اینو حاج آقا فاضلیان به من دادن، بفرما حسین آقا برای شما .. گفتم: نه علی آقا، این هدیه است ... نمیتونم قبول کنم. گفت: هر چی که توی این دنیاست هدیه و عاریه است، شما خوشت اومده برای شما باشه. گفتم نه، نمیشه. دنبال حرفی بودم تا از این کار منصرفش کنم که دستهایم را گرفت و تسبیح را گذاشت توی دستم.
#شهید #علی_محمد_صباغ_زاده
🆔️ @shahidemeli
من کسانی را میشناختم که پدر نداشتند و آقا مجید از هر لحاظ برایشان پدری میکرد. گاهی اوقات شاگردانش به مجید میگفتند پدر. من میخندیدم، اما واقعا برایشان پدری میکرد. وقت میگذاشت، مشکل مالی، روحی، اخلاقی و اعتقادی بچهها را پیگیری میکرد.
#شهید #مدافع_حرم #مجید_صانعی
🆔️ @shahidemeli
به خوبی درسها را برنامهریزی و مطالعه میکرد. شاید کارنامهی ترم اول دانشگاه و آزمونهای نیم سال اول حوزه برای معرفی علیعباس کافی باشد. او با معدل ۱۸.۳۱ ترم اول دانشگاه و با معدل ۱۸.۲۵ ترم اول حوزه را سپری کرد. این در حالی بود که علیعباس در کنار تحصیل در حوزه و دانشگاه، برنامههای مطالعاتی دیگری نیز داشت!
#شهید #علی_عباس_حسین_پور
🆔️ @shahidemeli
#استوری | حق با من بود. هر وقت فکرش را میکردم، میدیدم حق با من بوده. ولی چیزی نگفتم. بالاخره فرمانده بود. یکی دو ماه هم بزرگتر بود. فکر کردم: بگذار از عملیات برگردیم، با دلیل ثابت میکنم براش. از عملیات برگشتیم. حسش نبود. فکر کردم: ولش کن. مهم نیست. بی خیال. پشت بیسیم صدایش میلرزید. مکث کرد. گفتم: بگو حاجی. چی میخواستی بگی؟ گفت: فلانی! دو سال پیش یادته؟ توی بدر؟ حق با تو بود. حالا که فکر میکنم، میبینم حق با تو بوده. من معذرت میخوام ازت.
#شهید #حسین_خرازی
🆔️ @shahidemeli
پانزده سال بود که اسم نوشته بودم بروم حج. گفتم: ننه، اگه میتونی، اسمم رو جلو بنداز. گفت: عزیز جون! به حق خودت قانع باش. چرا میخوای حق مردم رو بگیری؟ اینجوری که حَجِّت درست نیست. هست؟
ناراحت شدم. گریه کردم.
#شهید #علی_صیاد_شیرازی
🆔️ @shahidemeli
وقتی خاطرات و کتابهای شهدای دفاع مقدس را میخواند به حال آنها حسرت میخورد. وقتی میدید که شهدای دفاع مقدس از همهچیزشان گذشتند و آنطور جانفشانی کرده و از وطن و انقلاب دفاع کردند، سید میلاد هم آرزوی شهادت میکرد و میگفت کاش روزی بیاید که من هم شهید شوم.
#شهید #مدافع_حرم #سید_میلاد_مصطفوی
🆔️ @shahidemeli