🌷 #شهید #قاسم_دهباشی
حاجی بهم خوراک معنوی میداد. بدون او انگار گمکردهای داشتم. همهی بچههایی که توی خط بودند، همین حس را نسبت به حاجی داشتند. حاجی، مهربان و بخشنده بود. با اینکه ابهت داشت، نورچشمی برای خودش سوا نمیکرد. با همه یکرنگ و یکجور بود. هیچوقت نگفت فلانی، تو که آمدهای جبهه، چرا زنجیر طلا انداختهای؛ چرا چاقوی ضامندار توی جیبت هست؛ و چرا دستمال یزدی داری. میگفت: خاک جبهه، مقدسه و حرمت میآره. خلافترین آدم، پاش به اینجا برسه، زیر و رو میشه. اینجا فقط خودت هستی و خدا. هیچ واسطهای بین تو و خدا نیست. اون لباس خاکی، چارچوب برات درست میکنه. نمیذاره هر جور دلت خواست باشی...
به نقل از کتاب #کوچهی_نقاشها
🆔 @shahidemeli
🌷 #شهید #مصطفی_چمران
دکتر چمران وقتی به کسی مسئولیت میداد، همهی کارها را به عهدهی او میگذاشت. بهش خط نمیداد که این را بکن، آن کار را نکن. فقط نظارت و راهنمایی میکرد. ابتکار عمل و رزم و رزق و روزی، به عهدهی خودم بود. آنجا، خودم را پیدا کردم. سعی کردم فکرم را به کار بزنم و خودم را نشان بدهم. نیرو هم میدانست که من عددی هستم و حرفم را میخرید. دکتر همیشه میگفت: تبعیت، یک بحث است؛ استقلال ذهنی، یک حرف دیگر.
به نقل از کتاب #کوچهی_نقاشها
🆔 @shahidemeli