eitaa logo
کانال شهیدجاویدالاثرغلامحسین اکبری
1.4هزار دنبال‌کننده
19.9هزار عکس
16.4هزار ویدیو
89 فایل
💠کانال‌شهیدجاویدالاثرغلامحسین اکبری 🇮🇷 🤍ولادت:۱۳۳۸/۵/۵ 🕊️شهادت:۱۳۶۱/۱/۲ 📍مزارشهید: خراسان جنوبی(بیرجند) جهت‌ارتباط‌با‌خادم‌کانال: 🆔️@Fathami_A
مشاهده در ایتا
دانلود
✍پیکر مطهر سردار شهید مهدی هنری فرمانده گردان ۴۱۴ حسین ابن علی لشکر ۴۱ ثارالله شهادت عملیات والفجر ۴... 🔸آخرین قول شهید مهدی هنری طبق روایت همسر شهید در آخرین دیدار خود با ایشان... 🔹گفتم ببین آقا مهدی هنوز زخم گلوله ای که به کتفت خورده خوب نشده تو را به خدا دیگه نرو گفت نه من باید برم. 🔸از در دیگری وارد شدم و گفتم من که راضی نیستم دخترمان تازه پنج ماهشه دیگه بسه شما تکلیفت رو ادا کردی حالا دیگه نوبت دیگرانه. 🔹اشکم هم چاشنی این ماجرا شد و دل مهدی شکست گریه نکن خانم ببین مگه امروز شش مهر نیست گفتم چرا گفت فقط یه مهلت یک ماهه به من بده قول می دم شش آبان بیام اینجا و دیگه جبهه نرم. 🔸قولش قول بود حرفش دو تا نمی شد این دفعه هم به قولش وفا کرد شش آبان ۶۲ پیکر سردار شهید مهدی هنری روی دست مردم تشییع شد.
✍به مناسبت بیست و ششم اسفند سالروز ولادت سردار شهید محمد حسین یوسف الهی... 💢نگهبان میله و تنبیه متفاوت شهید یوسف الهی برای فردی که وظیفه اش را درست انجام نمی دهد طبق روایت سردار شهید حاج قاسم سلیمانی... 🔹محمد حسین یوسف الهی تا زمانی که خودش داخل مقر بود حتماً در اوقات مختلف می آمد و به نگهبان میله سر می زد. 🔸اگر کسی خلافی مرتکب می شد با او برخورد بدی نمی کرد بلکه با رفتار پدرانه اش موجب می شد که آن فرد هم متوّجه خطایش بشود و هم از کرده خود شرمنده و پشیمان او اگر نیرویی را تنبیه می کرد این تنبیه با هر جای دیگر فرق داشت. 🔹یک شب شهید اکبر شجره نگهبان بود امّا بنده خدا به خاطر خستگی زیاد همان جا کنار میله خوابش برده بود. 🔸محمد حسین وقتی که از راه می رسد و اکبر را در خواب می بیند دیگر بیدارش نمی کند خودش می نشیند و تا صبح نگهبانی می دهد. 🔹نزدیک صبح وقتی اکبر بیدار می شود و محمد حسین را در جای خود می بیند خیلی خجالت می کشد محمد حسین هم برای تنبیه اکبر شب او را سر پست نمی گذارد. 🔸خیلی عجیب است که برای تنبیه یک نفر به جای اضافه کردن مدت نگهبانی اش او را از انجام کار محروم کنند برای بچّه های اطّلاعات شاید یکی از سخت ترین مجازات ها همین بود. 🔹مثلاً اگر کسی را توی معبر نمی فرستادند انگار بزرگترین توهین را به او کرده بودند و این ها همه به خاطر جوی بود که محمد حسین در واحد به وجود آورده بود. 🔸منبع کتاب حسین پسر غلامحسین صفحه ۷۵...
✍عکس ماندگار از سمت راست شهید علی مختار آبادی شهید احمد قوام آبادی و شهید عباس زنگی آبادی... 💢فرازی از وصیت شهید احمد قوام آبادی... 🔸هر کس این نوشته را می خواند در اندیشه فرو رود و شهیدان را به یادش بیاورد و علت رفتن آنها به این راه را دریابد و نیز در واقعه کربلا و علت رفتن امام حسین به این راه را بیندیشید و فقط در این زمان است که می توانید اصل فروع دین که جهاد است را ادا کنید... 🔹به فرمایشات رهبر بزرگوارمان توجه کنید و بدانید نا فرمانی از او باعث ناراحتی امام زمان عجل الله می شود. 🔸زیاد بر امکانات خدایی نپیچید و به مال دنیا که خدا آن را به شما داده نچسبید با جهاد خود را از زنجیر شیطان رها سازید...
✍فرازی از وصیت نامه شهید عباس جمالی... 🔹ای خدا از تو می‌خواهم که مرا عاقبت بخیر گردانی و مرا از شیطان نجات بده. 🔸این دنیا فقط یک رهگذر است و بس به والله تمام دنیا و ثروت آن به اندازه اینکه یک بار برای خدا سجده کنی ارزش ندارد امیدوارم به خون شهدا این دفعه شهادت نصیبم گردد.
✍عکس ماندگار از سمت راست سردار شهید حسن مکی آبادی سردار شهید شریف رضایی سردار حاج حمید حسنی... 🔹سردار شهید حسن مکی آبادی در سال ۱۳۴۲ در شهرستان سیرجان چشم به دنیای فانی گشود تحصیلات را در زادگاهش سپری نمود. 🔸به ائمه اطهار علاقمند بود ایثارگری تقوا محبت و انسان دوستی از ویژگی های او به شمار می رفت. 🔹با اوج گیریی انقلاب اسلامی در ایران به صف مبارزان پیوست و در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می نمود بعد از پیروزی انقلاب همچنان حضور خودد را در صحنه ها حفظ نمود. 🔸بعد از شروع تهاجم بعثی به مرز و بوم و میهن عشق و علاقه ای که به اسلام و امام داشت وادارش کرد که عزم جبهه هی جنگ شود. 🔹با قلبی مملو از ایمان و اخلاص در عملیات کربلای ۱۰ شرکت نمود. 🔸شیر مرد صحنه های جنگ و جهاد عاشق وصال به معشوق در تاریخ هفتم اردیبهشت سال ۱۳۶۶ قفس تنگ دنیا را ترک و به سوی معبود پر کشید.
✍به مناسبت سالروز شهادت شهید محمدتقی ابوسعیدی... 💢دست در جیب ژنرال عراقی من باید بروم پیش حاج قاسم برگرفته از کتاب گل محمدی... 🔹یک تکه کاغذ از جیبش درآورد برای لحظه ای عرق نشست روی پیشانی اش نگاهی به مطالب روی کاغذ انداخت و آن را همانطور که بود جمع کرد و گذاشت توی جیبش بعد هم بلند شد و گفت من باید بروم پیش حاج قاسم، کار واجبی دارم گفتم چی شده تو که همین الان از شناسایی برگشتی همین جا بمان و کمی استراحت کن. 🔸همانطور که داشت بلند می شد گفت رفته بودم برای شناسایی آنقدر به عراقی ها نزدیک شدم که رسیدم به سنگرهایش وقتی رفتم توی یک سنگر یکی از فرماندهانشان را دیدم که روی تخت خوابیده بود رفتم بالای سرش خواب بود کلتم را درآوردم و همه گلوله هایش را توی سینه ژنرال خالی کردم. 🔹وقتی محمد تقی داشت حرف می زد از ترس می لرزیدم از کار ترسناکی که کرده بود ترس تمام وجودم را گرفته بود. 🔸دست گذاشت روی جیبش و گفت این کاغذ نقشه حمله عراقی ها به ماست که از توی جیب ژنرال عراقی پیدا کرده ام من باید خیلی فوری خودم را برسانم به حاج قاسم و نقشه را بدهم بهش. 🔹حتی یک سانتیمتر عقب نشینی ممنوع... 🔸توی درگیری ها خیلی سماجت می کرد و می ایستاد و با هر سلاحی که دم دستش بود مبارزه می کرد اما حاضر نبود عقب برگردد می گفت قسم خوردم هر جا دارم می جنگم حتی یک سانتیمتر پایم را عقب نگذارم که باعث دلخوشی عراقی ها بشوم قسم خوردم بمانم تا آخرین قطره خونم بریزد... 💢آدرس مزار مطهر شهید محمد تقی ابوسعیدی گلزار شهدای کرمان قطعه ۱ ردیف ۱۲ شماره ۵۸...