17.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»
نوحه قدیمی،حزن آور و سنگین، با صدای دلنشین عقاب تیز پرواز ارتش جمهوری اسلامی ایران سرتیپ خلبان
#شهید_عباس_بابایی
یاد کنیم از امام و شهیدان با صلوات
هدایت شده از [ ڴنبد آبے شݪمچہ ] 🇮🇷
دزفول بودم که عباس زنگ زد و گفت: اگر امکان دارد به تهران بیایید با شما کار دارم.
من هم دو سه روزی مرخصی گرفتم و به تهران رفتم.
گفت: آسایشگاهی که من در آن هستم، در طبقه دوم ساختمان است و من می خواهم به طبقه اول منتقل شوم.
تعجب کردم.
گفتم: شما یک سال بیشتر در این آسایشگاه نمی مانی پس چه دلیلی دارد که می خواهی به آسایشگاه طبقه اول بیایی؟
گفت: این آسایشگاه مشرف به آسایشگاه دختران است، خوب نیست که نمازم باطل شود و مرتکب گناهی شده باشم. شما که مسئول خوابگاه را می شناسی؛ از او بخواه تا مرا به طبقه اول منتقل کند...
راوی: از بستگان شهید
#شهید_عباس_بابایی
15.04M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍ خاطره زیبا و واقعی از
#شهید_عباس_بابایی🌹
🎙حجت الاسلام عالی
✅ بمناسبت سالگرد شهادت شهید بابایی
#شهدایی
4.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی میگویند قبل از شهید شدن باید مثل یک شهید زیست و زندگی کرد یعنی همین
به مناسبت سالروز شهادت
#شهید_عباس_بابایی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
📌درست وسط اتاقش یک نخ بسته بود؛ طوریکه وقتی میخواستی از این طرف اتاق بری اون طرف، باید حتماً خم میشدی! ازش پرسیدم: "چرا بند رختت رو اینجا بستی؟!" بهجای جواب بهم میوه تعارف کرد!
🔸 بعدها فهمیدم که چون هماتاقیش اهل مشروب خوردنه، با هم توافق کردن که هر طرف اتاق مخصوص یک نفر باشه! تازه طرف، عکس هنرپیشههای زن و مرد خارجی رو هم زده بود به دیوار!
🔹از اون به بعد هر بار که برای تمرین درسها میرفتم اتاقش، میدیدم ارتفاع نخ بیشتر میشه! تا اینکه یک روز دیگه اثری از نخ نبود.
وقتی از عباس دلیلش رو پرسیدم با خوشحالی به اون طرف اتاق اشاره کرد، سرم رو چرخوندم و دیدم نه عکسی روی دیواره و نه بطری مشروبی روی میز! گفت: "دوستمون هم با ما یکی شده"!
#شهید_عباس_بابایی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
هدایت شده از 🍃🌸آقای استیکر🌺🍃
🔎هشتگ های زیر مجموعه #شهدایی 🇮🇷
#شهید_قاسم_سلیمانی
#شهید_ابراهیم_رئیسی
#شهید_سید_مرتضی_آوینی
#شهید_محمد_ابراهیم_همت
#شهید_ابراهیم_هادی
#شهید_عباس_بابایی
☞ @agha_sticker
✧✾════✾✰✾════✾✧