eitaa logo
کانال شهیدجاویدالاثرغلامحسین اکبری
1.4هزار دنبال‌کننده
19.9هزار عکس
16.4هزار ویدیو
89 فایل
💠کانال‌شهیدجاویدالاثرغلامحسین اکبری 🇮🇷 🤍ولادت:۱۳۳۸/۵/۵ 🕊️شهادت:۱۳۶۱/۱/۲ 📍مزارشهید: خراسان جنوبی(بیرجند) جهت‌ارتباط‌با‌خادم‌کانال: 🆔️@Fathami_A
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شهدای کرمان
روایتی از شهید علی شفیعی.mp3
زمان: حجم: 11.04M
✍روایتی ناب از سردار شهید علی شفیعی... 💢راوی حجت الاسلام زمانی معراج شهدای اهواز... @shahidan_kerman
✍سلامٌ على البعيدين وهم الأقرب... 🔸سلام ستاره درخشنده در آسمان دل سلام مصباح الهدی ؛ سلام هدایتگر سلام بر لبخند و نگاهت ؛ ای ماه بتاب ؛ بر جان بتاب تا بازیابم راه عشق را راه عروج را که نور تو ای شهید منور کننده سرزمین وجود است دل من ساده دست به دامان شماست. 💢آدرس مزار مطهر سردار شهید علی شفیعی فرمانده محور عملیات لشکر ۴۱ ثارالله گلزار شهدای کرمان قطعه ۱ ردیف ۱۱ شماره ۱۶... 🌹لحظاتتون منور به نور ؛ لبخند و نگاه شهدا... https://eitaa.com/shahidgholamhosseinakbari
✍نثار کوی تو دارم هزار جان را... 🔹تازه شد آوازه خوبی گلستان شما را... 🔸ز فیض خنده لطفش که کیمیا اثر است... 🔹خوان زیبایی به نعمتهای خنده آراست... 🔸نعمت این خوان گوارا باد مهمان شما را...
✍هر صبح باید به شیرینی آغاز شود شبیه لبخند شما... 🔹صبح لبخندِ شماست و آفتاب از کرانه لبانتان هر روز طلوع می کند. 🔸بخندید که مشرقِ نگاهتان دل مغربی ام را آرام می کند. 🔹با نسیم صبح احیاء می شوم همدم گل های زیبا می شوم. 🔸با نسیم صبح یک بار دگر روز را آغاز فردا می‌شوم. 💢روزتون زیبا مثل لبخند بر چهره خستگی ناپذیر حاج قاسم و علی آقا شفیعی...
✍هر صبح باید به شیرینی آغاز شود شبیه لبخند شما... 🔹صبح لبخندِ شماست و آفتاب از کرانه لبانتان هر روز طلوع می کند. 🔸بخندید که مشرقِ نگاهتان دل مغربی ام را آرام می کند. 🔹با نسیم صبح احیاء می شوم همدم گل های زیبا می شوم. 🔸با نسیم صبح یک بار دگر روز را آغاز فردا می‌شوم. 💢روزتون زیبا مثل لبخند بر چهره خستگی ناپذیر حاج قاسم و علی آقا شفیعی...
اوایل ازدواجمان بود. یک شب از صدای دلنشین قرآن بیدار شدم . نور کم سویی به چشمم خورد. از خودم پرسیدم : این نور از کجاست ؟ بعد از مدتی متوجه شدم از چراغ قوه ای است که علی روشن کرده  بود تا نماز شب بخواند، چراغ بزرگتری را روشن نکرده  بود که مبادا من از خواب بیدار شوم . علی خیلی به من احترام می گذاشت.                 ✍به روایت همسربزرگوارشهید 🌷 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
اوایل ازدواجمان بود. یک شب از صدای دلنشین قرآن بیدار شدم . نور کم سویی به چشمم خورد. از خودم پرسیدم : این نور از کجاست ؟ بعد از مدتی متوجه شدم از چراغ قوه ای است که علی روشن کرده  بود تا نماز شب بخواند، چراغ بزرگتری را روشن نکرده  بود که مبادا من از خواب بیدار شوم . علی خیلی به من احترام می گذاشت.                 ✍به روایت همسربزرگوارشهید 🌷