4_5992229111706157802.mp3
4.24M
🎙دعای روز #سه_شنبه
#لحنعربی
🔺بانوای: حاج میثم مطیعی
@shahidhojatrahimi
🏳 زیارتنامه "شهــــــداء"
🌺بِسمِ اللّٰهِ الرَّحمٰن الرَّحیم🌺
اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یَا اَولِیاءَ اللہ وَ اَحِبّائَهُ
اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یَا اَصفِیَآءَ اللہ و َاَوِدّآئَهُ
اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ
اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللہِ
اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ
اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ
اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَبے مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِےّ الوَلِےّ النّاصِحِ
اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَبے عَبدِ اللهِ، بِاَبے اَنتُم وَ اُمّے طِبتُم وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم، وَ فُزتُم فَوزًا عَظیمًا فَیا لَیتَنے کُنتُ مَعَڪُم فَاَفُوزَ مَعَڪُم...
📎هدیه به ارواح طیبه شهدا صلوات..
@Shahidhojatrahimi
✍ برگی از خاطرات
🔰پرده را عقب زد که #مهدی را در کت و شلوار #دامادی ببیند😍 مهدی سرش را خم کرد و از زیر درخت انار که غرق گل🌺 بود، رد شد
🔰قدش از مرد دیگری که مثل ساق دوش همراهش می آمد، #بلندتر بود. کنار درخت🌳 آلو مکث کرد، #اولین بار بود که صورت مهدی را از روبه رو میدید☺️
🔰 #صفیه آهسته گفت: این هم #آقای_داماد؛ زن ها سرشان را اوردند نزدیک سر صفیه. مادر بزرگ پرسید: کدام یکی داماد است⁉️ صفیه #مهدی را نشان داد
🔰"همون که #اورکت پوشیده" ولباس سبز #سپاه که شلوارش👖 بالای پوتین نیم دار گِتر شده و #زانو انداخته بود...
#شهید_مهدی_باکری 🌷
#زندگیشهدایی
@shahidhojatrahimi
✌️ #جـنـگـجــوى_مـنـتـظـــر ✔️
تأڪیــد داشـت ڪہ بہ عنوان #منـتظرواقعـی
نبــایـد شعــار گونہ رفتار ڪرد و
فقط دهـان را با ذڪــر
(#اللهم_عجل_لولیڪ_الفرج) پر ڪرد ؛😒
باید #رزم بلــد بود و #جنگیــدن دانست ،👌
امـام زمـان (عج) #جنگـجــو لازم دارد ...♥️
آیا وقتی ڪہ #ظــهــور ڪند می تـوانیـــم
در سپاه حضرت خدمت ڪنیم ،
چیزی از هنــر رزم و جـنـگ بلــدیم ...?
#سفارش_شهید_مدافع_حرم
#شهید_محمد_رضا_دهقان 🕊
🍃💕#اَلَّلهُمـّ_عجِّل_لِوَلیِڪ_َالفَرَج🍃💕
@shahidhojatrahimi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
# قسمتی از صحبت های همسر بزرگوار شهیدحمیدسیاهکالی تقدیم نگاه گرم شماعزیزان 🌷
@shahidhojatrahimi
✍ برگی از خاطرات
🌸چند ماهی بود که جذب تشکیلات #اطلاعات شده بود و هر روز به محل کارش رفت و آمد داشت. از اینکه با سختی و به صورت #پیاده_سوار هر روز می رفت ناراحت بودم و تصمیم گرفتم با پول بازنشستگی #وسیلهای برایش تهیه کنم.
🌸تنها پسرم بود و خاطرش برایم عزیز بود لذا با او تماس گرفتم و گفتم: می خواهم ماشینی را ثبت نام کنم به نظرت چه ماشینی بهتر است؟ تصور کرد که می خواهم ماشین #خودم را بفروشم و تبدیل به احسن کنم.
🌸برای همین گفت: شنیده ام که ال نود ماشین خوبی است. حرفش را پذیرفتم و ال نود ثبت نام کردم. چند مدتی از تحویل گرفتن آن نگذشته بود که حسن به #مرخصی آمد و در یک فرصت مناسب و بعد از ناهار بود که سوئیچ ال نود را آوردم و گفتم این #هدیه من به شماست.
🌸ابتدا تعجب کرد و بعد سراغ سوئیچ سمند #قدیمی ام را گرفت. و هر دو سوئیچ را در دستانم گذاشت و گفت: حالا اگر یکی از ماشین هایت را به من تعارف کنی سمند را قبول می کنم.
🌸با اینکه جوان بود و ماشین نو برایش مناسب تر بود ولی روحیه #مراعات پدر و مادر در حسن بسیار زیاد بود
سوئیچ سمند را از من تحویل گرفت و تا ابد #مهرش را در دلمان ماندگار کرد.
#راوی_پدر_شهید
#شهید_حسن_عشوری
#اولین_شهید_وزارت_اطلاعات
@shahidhojatrahimi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🙏 خوش بحال سربازان آقا صاحب الزّمان (عج)
تقدیم به عاشقان مولا ♥️
#حتما_دانلود_کنید
@shahidhojatrahimi
📎خاطرات شهدا✨
وقتی بهم گفت : ازت راضی نیستم ؛ انگار دنیا روی سرم خراب شده بود.
پرسیدم : واسه چی؟!
گفت : چرا مواظب بیت المال نیستی ؟
میدونی اینا رو کی فرستاده ؟! می دونی اینا همشون بیت المال مسلموناست؟! همش امانته !
گفتم : حاجی میگی چی شده یا نه ؟!
دستش را باز کرد چهار حبه قند خاکی داخل دستش بود.
دم در چادر تدارکات پیدا کرده بود.
🌷 #شهید_مهدی_باکری 🌷
@shahidhojatrahimi