#سخن_نگاشت | شهید غیرت
🔖 خون این شهید غیرت و جرئت ایجاد میکند.
#شهید_الداغی #شهید_امر_معروف
@shahidhojatrahimi
🖇 #تلنگر 🌱
از شیطان پرسیدند:
گمراه کردن شیعیان چه سودی دارد؟!
👹گفت:
امامِ اینها کـه بیایـد روزگـارمـن سیاه
خواهد شد!
اینهاکه گناه مۍڪنند امامشان دیرتر
می آید. 💔😥
@shahidhojatrahimi
#مکتب_حاج_قاسم
#حاج_قاسم
🌷 سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی:
✅ما یادمان میرود بعضی وقت ها، مسئول مثل پدره، پدر و مادر سه خصوصیت مهم دارند؛
یکی اخلاص در تربیت است
پدر و مادر به بچه اش در تربیت دروغ نمیگوید، تربیت دروغ نمیکند، ولو اینکه خودش عمل نکند.
اما آنچه را که توصیه میکند، درست را توصیه میکند، دوم صمیمیت است؛ سوم نگرانی است.
@shahidhojatrahimi
اگر کریم تویی مابقی گدا هستند
همیشه در طلبت دست بر دعا هستند
دوشنبه های امام حسنی ❣
@shahidhojatrahimi
چشم های یک شهید
حتی از پشت قاب شیشه ای
خیره به دنبال توست،
که به گناه آلوده نشوی...
@shahidhojatrahimi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹به یاد #مداح عارف و دلسوخته شهید مسعود ملا
#صلیاللهعلیکیااباعبداللهالحسین✋
@shahidhojatrahimi
میگفت چشمان #شهدا
به راهی استکه از خود به یادگـار گذاشتهاند
اما چشم ما به روزی است
که با آنان رو به رو خواهیم شد !
@shahidhojatrahimi
⚪️ غبار جبهه بر چهره آنان نشست تا در روز محشر و هول قیامت، غبار غم بر رخ آنان ننشیند و به پاداش جهاد فی سبیل الله، روانه بهشت شوند
📷 👆شهید احمد کاظمی، فرمانده لشگر نجف در کوران عملیات
@shahidhojatrahimi
کربلای معلی_۲۰۲۳_۰۷_۱۴_۰۸_۵۲_۱۸_۵۵۷.mp3
8.21M
ربنا یه کاری کن
🎙#محمدحسین_پویانفر
«لبیک یاحسین»
@shahidhojatrahimi
کربلای معلی_۲۰۲۳_۰۷_۱۴_۰۸_۴۷_۵۸_۴۴۰.mp3
4.92M
منو ارباب اربعین و جمع زوار یادش بخیر
🎙#حسن_عطایی
«لبیک یاحسین»
@shahidhojatrahimi
♥️🍃♥️ همسفرانه ♥️🍃♥️
فروردین ۵۸ رسماً زن و شوهر شدیم.
مجلس عقد ما به هر چیز شبیه بود غیر از جشن عقد!
یک جمع چند نفره و غذایی محلی، همه سوروسات جشن ما را تشکیل میداد.
جوانترها شاید باور نکنند اما سخنران هم دعوت کرده بودیم که جشن عقدمان، معنوی و پربار شود.
حلقه ازدواجمان را خودش تنها رفت و خرید.
بعدها برایم تعریف کرد که وقتی طلافروش به او گفته بود بده حلقه را برایت در جعبه کادو بگذارم آقا داماد! کلی خجالتزده شدم.
گرانترین خرید عقدمان همان حلقه بود که هنوز هم آن را به یادگار نگه داشتهام.
از همان اول میدانستم زندگی با اسماعیل یک زندگی معمولی نیست، اما به هر حال سر و کله زدن با ۲ بچه کوچکمان، ابراهیم و زهرا، گاهی کلافهام میکرد.
یک عالمه حرف و گاهی هم گله و شکایت را توی دلم جمع میکردم، اما تا اسماعیل را میدیدم، همه حرفها را فراموش میکردم.
با بچهها بازی میکرد، در کارهای خانه کمک میکرد، ظرف میشست و جارو میکرد و آنقدر مهربان بود که اصلاً یادم میرفت چه میخواستم بگویم.
یک بار که با خودرو سپاه آمد، خوشحال شدم و گفتم حالا که هستی برو این سهمیه برنج کوپنی را بگیر.
رفت اما پیاده و در حالی که کیسه برنج را روی دوشش گذاشته بود، خیابان یکطرفه را تا خانه آمد و گفت: «این هم دستور شما که اجابت شد. هاج و واج نگاهش کردم. بیمعطلی گفت: انتظار نداشتی که با ماشین بیتالمال بروم.»
♥️🍃♥️
شهید دفاع مقدس
#شهید_اسماعیل_دقایقی🌹
@shahidhojatrahimi