#ازحجتبگو🖤🎤 + اصلا اهل کینه و قهر نبود!!!
۲۱ رمضان سال ۱۳۸۹ شب شهادت آقاامیرالمومنین علیه السلام بود هیئت نورالائمه مراسم عزاداری و روضه خوانی خانگی با مداحی شهید حجت داشت .روز مراسم با یه آقایی در مورد یه موضوع شخصی خیلی بحث کردم و خیلی ناراحت بودم.گذشت و ما رفتیم جلسه عزاداری هیئت برنامه که تمام شد یجوری میخواستم عصبانیت و ناراحتی خودمو رو یه نفر خالی کنم که بی جهت به آقا حجت گیر دادم در مورد هيئت خیلی انتقاد کردم نزدیک نیم ساعت توهین و بی احترامی کردم و شهید بزرگوار سکوت میکرد و منو آروم ،آخرش خداحافظی کرد بدون اینکه چیزی بگه.گذشت چند روز بعدش داشتم از کوچه مسجد سیدالشهدا بسمت خونه حرکت میکردم یه لحظه آقا حجت رو دیدم ابتدای کوچه با موتورش میاد... پیش خودم میگفتم الان دور میزنه و از اون راه میره اما این کارو نکرد و دیدم نزدیک شد و لبخند زد و گفت سلام داداش عزیزم!!!!!! هیچ وقت فراموش نمیکنم
لبخند زد و گفت سلام داداش عزیزم ..🙃 راوی: دوست شهید ■پی نوشت: از خُلقیات آقا حجت دعا برای دیگران بود.امشب لابلای دعاهاتون مارو از دعای خیرتون محروم نکنید.💔⚘
@Shahidhojatrahimi
#ازحجتبگو🖤🎤 + اصلا اهل کینه و قهر نبود!!!
۲۱ رمضان سال ۱۳۸۹ شب شهادت آقاامیرالمومنین علیه السلام بود هیئت نورالائمه مراسم عزاداری و روضه خوانی خانگی با مداحی شهید حجت داشت .روز مراسم با یه آقایی در مورد یه موضوع شخصی خیلی بحث کردم و خیلی ناراحت بودم.گذشت و ما رفتیم جلسه عزاداری هیئت برنامه که تمام شد یجوری میخواستم عصبانیت و ناراحتی خودمو رو یه نفر خالی کنم که بی جهت به آقا حجت گیر دادم در مورد هيئت خیلی انتقاد کردم نزدیک نیم ساعت توهین و بی احترامی کردم و شهید بزرگوار سکوت میکرد و منو آروم ،آخرش خداحافظی کرد بدون اینکه چیزی بگه.گذشت چند روز بعدش داشتم از کوچه مسجد سیدالشهدا بسمت خونه حرکت میکردم یه لحظه آقا حجت رو دیدم ابتدای کوچه با موتورش میاد... پیش خودم میگفتم الان دور میزنه و از اون راه میره اما این کارو نکرد و دیدم نزدیک شد و لبخند زد و گفت سلام داداش عزیزم!!!!!! هیچ وقت فراموش نمیکنم
لبخند زد و گفت سلام داداش عزیزم ..🙃 راوی: دوست شهید