🌹ماجرای سردار شهید حبیب اله افتخاریان و آیت اله کوهستانی ...
.
#قهرمان
#بزرگ_مرد
#دفاع_مقدس
#هفت_تپه_ی_گمنام
#لشکر_ویژه_۲۵_کربلا
🌹یک روز به من گفت: «اگر #شهید شدم، این دو #دست #لباسم را #تحویل #سپاه بده تا حقی از #بیت_المال، به گردن من نماند.»...
.
یک دست لباس بادگیر و یک دست لباس سبز سپاه درخانه داشت. من خیلی این دو دست لباسش را دوست داشتم. هر وقت با این لباس او را می دیدم، افتخار می کردم. یک روز به من گفت:«اگر شهید شدم، این دو دست لباسم را تحویل سپاه بده تا حقی از بیت المال، به گردن من نماند.»
.
▪️من قانع نمی شدم و می گفتم:
«این لباس ها تنها یادگارهای توست و من می خواهم آن ها را پیش خودم نگه دارم.»
. هر چقدر اصرار کرد نتوانست مرا راضی کند. به ناچار وقتی دید قانع نمی شوم، گفت:
«بادگیرم را تحویل سپاه بده اما لباس سبز را فقط با اجازه ی فرماندهی سپاه جویبار می توانی پیش خودت نگه داری.»
.
🦋قبل از شهادتش به اسارت درآمد. روزهای آخر اسارتش در آخرین نامه ای که از اردوگاه برایمان نوشت هم، بار دیگر به همین موضوع اشاره کرد و بر آن تأکید کرد. دو روز بعد از این نامه به شهادت رسید و جنازه اش به ما تحویل داده شد. حالا بعد از سال ها من ماندم و یک لباس...
.
💢راوی :همسر سردار شهید نادعلی رضایی
#بیت_المال
#هفت_تپه_ی_گمنام
#لشکر_ویژه_۲۵_کربلا
#همیشه_دوستت_دارم_ای_شهید
27.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹 #این_بانو_نماد_ایثار_و_وفاداریست
.
🔹فاطمه خانم شهابی ۲۲ ساله بود که اواخر دهه پنجاه با آقا علیرضا اسکندری ازدواج کرد.ده روز بعد عروسیش علیرضا عازم منطقه شد و دیگه تا به امروز برنگشت...سال ۱۳۶۹ اسرا هم که برگشتند خبری از علیرضا نشد.فاطمه خانم هم با خیاطی کردن امرار معاش تنها یادگار شهیدش ( حمید) را بزرگ کرد و همچنان بعد ۴۲ سال چشم انتظار همسرش است...
.
🎥 کلیپ مصاحبه با #همسر #فداکار و وفادار #شهید مفقودالاجسد علیرضا اسکندری ( کاری از #قرارگاه رسانه ای هفت تپهی #گمنام)
.
#هفت_تپه_ی_گمنام
#لشکر_ویژه_۲۵_کربلا
17.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹 رفتن از مادر #شهید #مصاحبه بگیرن...
همه حرف زدن و از #شهید خواستن بگن جز #مادر....فقط یک جمله آخرش گفت :
(( دوسش داشتم خیلی ))
.
#مادر_شهید
#هفت_تپه_ی_گمنام
#لشکر_ویژه_۲۵_کربلا
🌹 #دیدار_سید_مجتبی_با_علامه_حسن_زاده_آملی
.
▪️یک روز سیدمجتبی بچههای هیأت را به روستای ایرا، (از توابع شهر آمل) که منطقه ای ییلاقی و باصفا بود، برد.هدف، زیارت و دیدار با حضرت علامه حسن زاده آملی بود. یکی یکی بچهها را فرستاد داخل اتاق. خودش هم، همان پایین مجلس در کنار درب ورودی نشست.
.
▪️حضرت علامه در بالای مجلس نشسته بودند. علامه قبل از شروع صحبت نیم خیز شد و درب اتاق را نگاه کرد. بعد اشاره کرد که سید جلو برود و نزد ایشان بنشیند.سید هم رفت و در کنار علامه نشست. علامه، روی شانهی او زد و چیزی گفت. از دور دیدم سید سرش را به حالت ادب پایین گرفته. بعد از اتمام دیدار، به سید گفتم:«علامه به شما چی گفت؟»
.
▪️سید جواب درستی نداد. هرچه اصرار کردم پاسخی نشنیدم. این اخلاق سید بود. همیشه کمتر از خودش حرف میزد. از نفری که جلوتر نشسته بود، ماجرا را پرسیدم. گفت:«وقتی علامه روی دوش سید زد به او گفت: بنده در چهره ی شما نوری میبینم. بیشتر مواظب خودتان باشید.»وقتی برای برگشت، سوار ماشین شدیم، سید دوباره به حضور علامه رسیده بود.( راوی: حمید فضل الله نژاد)
.
#شهید_علمدار
#هفت_تپه_ی_گمنام
#لشکر_ویژه_۲۵_کربلا
34.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مصاحبه با همسر سردار شهید سبزعلی خداداد ، فرمانده تیپ ۲ لشکر ویژه ۲۵ کربلا ...🌷
.
#سردار_پا_برهنه
#سبزعلی_خداداد
#هفت_تپه_ی_گمنام
#لشکر_ویژه_۲۵_کربلا
🌹 جثهی کوچیکی داشت.
بهش میگفتن چریک کوچولو...
عبدالعلی یک بار تو مهران ترکش به سر و
دست و پاش اصابت کرد و مجروح شد.
نهایتا در ۱۹ دی ۱۳۶۵ عملیات کربلای پنج شلمچه بشهادت رسید و ۹ سال بعد ( ۱۳۷۴) پیکرش به آغوش خانواده بازگشت.
.
🌷 #شادی روح #شهید عبدالعلی
حسنی ( از #گلوگاه) #صلوات ...
.
#لشکر_ویژه_۲۵_کربلا