🌸شیخ رجبعلی خیاط"ره"🌸
🌿در هر نفس کشیدن،امتحانی است ببین با انگیزه رحمانی آغاز می شود یا با انگیزه شیطانی آمیخته می گردد🌿
@shahidhojatrahimi
#شهیدانه🕊
(حقوقش را به نیازمندان میبخشید
به همه کمک میکرد تا خُلقوخوی مسلمانی را ترویج کند )
حقوقهایی که به او میدادند را به کسانی میبخشید که نیاز داشتند. مهدی هم کار میکرد هم درس میخواند حقوقش را مصرف نمیکرد. پول را برای خودش نگه نمیداشت.
#شهیدمهدی_صابری
#یادشهداباصلوات 🌹
@shahidhojatrahimi
10.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❗️روایت تکاندهنده از امام رضا درباره شخص گناهکار!
👌 سخنرانی بسیار شنیدنی
🎤حجت الاسلام عالی
#پایان_مماشات
#لبیک_یا_خامنه_ای
#امام_زمان
🇮🇷 اتحادیه عماریون
@shahidhojatrahimi
♡••
از شیخبھایۍ پرسیدند:
سخت مۍگذرد چہبایدڪرد؟
شیخگفت: خودت مۍگویۍ
سختمیگذرد... سخت ڪہ نمۍماند
پسخداراشڪرڪہ مۍگذرد و نمۍماند..!
@shahidhojatrahimi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بسم رب الشـ🌷ـهداء و الصّدیقین
شـ🌷ـهید صدرزاده:تو زندگیم لحظه ای از این قشنگتر نداشتم بخدا...
شـ🌷ـهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زیباترین شکل است.
@shahidhojatrahimi
میگن وسط یه عملیات ،
یهو دیدن حاج قاسم دارن میرن..!
گفتن: حاجی کجا میری؟!
ماموریت داریم!
حاج قاسم فرمودن:
ماموریتی مهم تر از نماز نداریم..! (:
_ حواست باشه! ؛
پیرو حاج قاسم بودن به این نیست که هر شب ساعت یک و بیست میزنی ساعت به وقت حاج قاسم!
ببین حاج قاسم چیکار کرد که حاج قاسم شد!
بدون نماز به هیچ جا نمیرسی..! (:
@shahidhojatrahimi
5.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹توصیهی مهمِ حاج قاسم به دختران و پسرانِ مذهبی!
چقدر حاجی عصبانیه از این موضوع..
حواستون رو جمع کنید بچهها😢
@shahidhojatrahimi
#تلنگر
✍ﮔﺎﻫﯽ ﺧﺪﺍ...
ﺑﺎ ﺩﺳﺖِ ﺗﻮ...
ﺩﺳﺖِ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ...!
ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﻮ،
ﮔﺮﻩ ﮐﺎﺭ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﺑﺎ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﺗﻮ،
ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺳﯿﺮ ﻭ ﻋﺮﯾﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﻮﺷﺎﻧﺪ
ﺑﺎ ﻗﺪﻡ ﺗﻮ،
ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺭﺍ ﺣﻞ ﻣﯿﮑﻨﺪ...!
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ،
ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺳﺖِ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮ،
ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ ...
@shahidhojatrahimi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#سخنرانی
داستان بسیار شنیدنی اصــغر آواره
حجت الاسلام دارستانی
@shahidhojatrahimi
به نام خدا
هر کاروان راهیان نوری که وارد منطقه جنوب(اهواز) میشد هر محدوده بین یادمان ها یک تیم بچه های
خادم الشهدا همراه با راوی آن منطقه به کاروان برای روایت گری و هم راه بلد منطقه و هماهنگ کننده
به کاروان ها ملحق میشد و بچه های تیمی که با شهید رحیمی بودن جزو تیم پادگان تکاوری مستقل
صیادشیرازی مستقر در کوه های اهواز (میشداغ )بود که کاروان ها را برای دیدن از مناطق و پادگان دژ
برده بودن که شهید رحیمی یکی از کسانی بود که اتوبوس هارو چک می کرد، جلوی درب خروجی پادگان
دژ در حال دویدن بود که پاهاش گیر میکنه و در جلوی یکی از اتوبوس ها به زمین میخوره، راننده هم که
تازه به حرکت افتاده بوده اونو نمیبینه، شهید حجت الله هم هرچی سعی میکنه از زیر اتوبوس بیاد
بیرون نمیتونه و لاستیکهای اتوبوس با اون همه وزن از روی بدن ضعیف و ظریفش رد میشه، با فریاد
بچه های ستاد شهید صیاد شیرازی راننده فکر میکنه الآن روی کسی هست برای همین اشتباها دنده
عقب میگیره و دوباره به روی پیکر شهید حجت الله میاد و همینطور ایست میکنه، راننده میاد پایین و
وقتی با این صحنه مواجه میشه شکه میشه و به سرعت سوار اتوبوس میشه و اتوبوس رو از روی
پیکر شهید برمیداره ولی خیلی خیلی دیر شده بود چون شکم شهید رحیمی پاره شده بود و روده هاش
بیرون اومده بود و به آرزوش که شهادت بود رسید.
خوشابحالش
و زمانی که به پدر شهید رحیمی خبر دادند گفته بود من میدانستم که فرزندم شهید میشه...
روحش شاد"
@shahidhojatrahimi