#خاطرات_شهدا
#حاج_حسین_خرازی
🔅خودم یه دست دارم با دوتا پا!
📍گفتم پدرشم، با من این حرفها را ندارد. گفتم: «حسین، بابا! بده من لباساتو میشورم.» یک دستش قطع بود.
گفت: «نه چرا شما؟ خودم یه دست دارم با دوتا پا. نگاه کن.»
➖ نگاه میکردم، پاچه شلوارش را تا زد بالا، رفت توی تشت. لباسهایش را پامال میکرد.
@sardaraneashgh
#خاطرات_شهدا
#حاج_حسین_خرازی
●خبردار شد که دوستش نیازمند پول هست ،
رفت و تموم پسانداز هفت سالهی خودش رو بخشید بهش ، بی منت...
☝️شبیه شهدا رفتار کنیم ؛ سخت نیست...
●شهیدحسین خرازی پیشم آمد و گفت: من در این عملیات شهید مى شوم. گفتم: از کجا مى دانى؟ مگر علم غیب داری؟! گفت: نه، ولی مطمئنم.
●چند عملیات قبل، یک خمپاره کنار من خورد، به آسمان رفتم. فرشته ای دیدم که اسمهایشهدا را مى نويسد. تمام اسم ها را مى خواند و مى گفت وارد شوید.
●به من رسید، گفت: حاضری شهید بشی و بهشت بری؟ یه لحظه زمین را دیدم گفتم: یک بار دیگر برگردم بچه و همسرم را ببینم، خوب مى شود. تا این در ذهنم آمد زمین خوردم. چشم باز کردم دیدم دستم قطع شده، بیمارستانم. اما دیگر وابستگی ندارم. اگر بالا بروم به زمین نگاه نمى كنم....!
✍به روایت سردارشهیداحمدکاظمی
@sardaraneashgh
.
عطر سیب می آید حس نمی کنی؟
امروز آسمان اصفهان ستاره باران میشود،
چرا که حسینی دیگر از قبیله حسینیان به دنیا
می آید صاحب آن آستین خالی رها در باد را
می گویم علمدار لشکر امام حسین علیه السلام...
حاج حسین خرازی علمدار جبهه ها ۶۴ ساله شد ...
به نیت فرج و سلامتی آقا
صلوات + و عجل فرجهم
#سالروز_ولادت
#حاج_حسین_خرازی
#عطر_سیب
#علمدار_جبهه
#شهید_خرازی
#شهادت
#مادر
#اصفهان
@sardaraneashgh