eitaa logo
کانال رسمی شهید محمدرضا الوانی🇮🇷
1.3هزار دنبال‌کننده
16.1هزار عکس
15.9هزار ویدیو
212 فایل
*اللهم عجل لولیک الفرج* شهیدمدافع حرم در سجده‌یِ آخرِ نمازهایش این دعا را میخواند: ‌اللهم أخرِج حُب الدُّنیا مِن قُلوبِنا...✨ تاریخ تولد🎂:1361/1/2 تاریخ شهادت🕊️:1395/7/7 مزارشهید🥀:باغ بهشت همدان «زیرنظر همسر شهید» ادمین پیشنهادات:۰۹۱۸۵۴۶۱۲۶۰
مشاهده در ایتا
دانلود
📝گفت🔻 سرت رو بنداز پایین زندگیتو بکن به هیچ چیز و هیچ کس هم فکر نکن، ما بی طرفیم، کار به کسی نداریم... به ما چه فلانی دزدی میکنه! فلانی رشوه گرفت.. فلانی درد و مشکل داره! 📝گفتم🔻 را خوانده ای... دو دسته جمله دارد یا یا ؛ جامعه هم دو دسته دارد... مورد سلام اهل بیت(ع) و مورد لعنشان، عاقبت هم دو دسته میشوند، و ، وسط ندارد. 📝گفت 🔻 حتی ها؟؟؟؟ 📝گفتم🔻 در زیارت جوابت هست... ( و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله) امام صادق(ع) آن بی طرف ها را هم لعن کرده... البته زیاد هم بی طرف نبودند... هر که در لشکر (ع) نباشد در محفل شراب باشد یا نماز... یزیدی است. گفت🔻 زمانه عوض شده ، فرق کرده... گفتم🔻 باز زیارت عاشورا جوابت را داده، (و اخر تابع له علی ذلک) تا اخرالزمان هر کسی مثل این ها باشد لعن شده.. قرار نیست که فامیلیش یزیدی باشد. گفت🔻 با این حساب کل یوم عاشورا یعنی چه؟ گفتم🔻 یعنی حسین زمان و شمر امروزت را بشناسی. در هیئتی که بوی استکبار ستیزی، نباشد ابن زیاد هم در آن هیئت سینه میزند. گفت🔻 حسین زمان که در است؟ گفتم🔻 اگر میخواهیم کوفی نباشیم باید بدانیم تا حسین نیامده، ولی امر است. 👈ببین چقدر گوش به فرمان و نائب امام زمان هستی...👉 http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
✍ حتما بخونید خیلی قشنگه ✨ سلام من جوانی بودم که سال‌ها با رفتارم دل امام زمانم رو به درد آوردم😔و خیری برای خانواده‌ام نداشتم همش با رفقای ناباب و اینترنت و ... شب تا صبح بیدار و صبح تا بعدازظهر خواب زمانی که فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی اومد منم از این باتلاق انحراف و بدبختی بی‌نصیب نماندم و اگر قرار باشد فردای قیامت موبایل بر اعمالم شهادت دهد حتی جهنم راهم نمی‌دهند😞 تا یه روز تو یکی از گروه‌های چت یه آقایی پست‌های مذهبی میذاشت، مطالبش برام جالب بودند🤗 رفتم توی اون و مثل همیشه فضولیم گل کرد و عکس پروفایلشو بزرگ کردم😐 دیدم که غرق در خون، بدون دست و پا، با سری خورد شده از ترکش، افتاده بر خاک، کنار او عکس دوبچه بود که حدس زدم باید بچه‌های او باشند😟 و زیر آن عکس یه جمله‌ای نوشته شده بود: "می‌روم تا جوان ما نرود"✋🏼💔 ناخودآگاه اشکم سرازیر شد😭😭دلم شکست باورم نمی‌شد دارم گریه می‌کنم اونم من، کسی که غرق در گناه و شهواته، منه بی‌حیا و بی‌غیرت، منه چشم چرون هوس باز😔😔 از اون به بعد از اینترنت و بدحجابی و فضای مجازی و گناه و رفقای نابابم شدم😠 دلم به هیچ کاری نمیرفت حتی موبایلم و دست نمی‌گرفتم🙂 تصمیم گرفتم برای اولین بار برم اولین نماز عمرمو خوندم با اینکه غلط خوندم ولی احساس آرامش معنوی خاصی می‌کردم، آرامشی که سال‌ها دنبالش بودم ولی هیچ جا نیافتم حتی در شبکه‌های اجتماعی✋🏼💔 از امام جماعت خواستم کمکم کنه ایشان هم مثل یه پدر مهربان همه چیز به من یاد می‌داد😇 نماز خوندن، قرآن، احکام، زندگی امامان و... کتاب می‌خرید و به من هدیه میداد، منو در فعالیت‌های بسیج و مراسمات شرکت میداد✌️ توی محله معروف شدم و احترام ویژه‌ای کسب کردم توسط یکی از دوستان به حرم حضرت معصومه برای معرفی شدم نزدیکای امام حسین، یکی از خادمین که پیر بود به من گفت: دلم میخواد برم کربلا ولی نمی‌تونم، میشه شما به نیابت از من بری؟ پول و خرج سفر و حق الزحمه شما رو هم میدم، زبونم قفل شده بود! من و کربلا؟ زیارت امام حسین؟💔 اشکم سرازیر شد😭 قبول کردم و باحال عجیبی رفتم🕊 هنوز باورم نشده که اومدم 🕌💔 پس از برگشت تصمیم گرفتم برم که با مخالفت‌های فامیل و دوستان مواجه شدم، اما پدرم با اینکه از دین خیلی دور بود و حتی نماز و روزه نمی‌گرفت قبول کرد✋🏼 حوزه قبول شدم و با کتاب‌های دینی انس گرفتم👌 در کنار درسم گاهی تبلیغ دین و احکام خدارو می‌کردم و حتی سراغ دوستان قدیمی ناباب رفتم که خدا روشکر توانستم رفیقام و با خدا آشتی بدم😍✋🏼 یه روز اومدم خونه دیدم پدر و مادرم دارن گریه میکنن😭منم گریه‌ام گرفت، تابحال ندیده بودم بابام گریه کنه! گفتم بابا چی شده؟ گفت پسرم ازت ممنونم گفتم برای چی؟ گفت: من و مامانت یه خواب مشترک دیدیم😔 تو رو می‌دیدیم با مرکبی از نور می‌بردن بهشت و ما رو می‌بردن و هر چه به تو اصرار می‌کردن که وارد بهشت بشی قبول نمیکردی و میگفتی اول باید پدر و مادرم برن بهشت بعد من✋🏼 👈یه آقای نورانی✨آمد و بهت گفت: آقا سعید! همین جا بهشون نماز یاد بده بعد با هم برین 🌸 و تو همونجا داشتی به ما نماز یاد میدادی😔 پسرم تو خیلی تغییر کردی دیگه نیستی همه دوستت دارن❤️تو الان آبروی مایی ولی ما برات مایه ننگیم میشه خواهش کنم هر چی یاد گرفتی به ما هم یاد بدی منم نماز و قرآن یادشون دادم و بعد از آن خواب، پدر و مادرم نمازخوان و مقید به دین شدند💔😍 چند ماه بعد با دختری پانزده ساله عقد کردم💍 یه روز توی خونشون دیدم که خیلی برام بود گریه‌ام گرفت😔 نتونستم جلوی خودم رو بگیرم صدای گریه‌هام بلند و بلندتر شد😭😭 👈این همون عکسی بود که تو بود👉 خانمم تعجب کرد و گفت: سعیدجان چیزی شده؟ مگه صاحب این عکس و میشناسی؟😊 و من همه ماجرا رو براش تعریف کردم😔✋🏼 خودش و حتی مادرش هم گریه کردند😭😭😭 مادر خانمم گفت: میدونی این عکس کیه؟ گفتم: نه گفت: این 😊 منم مات و مبهوت، دیوانه‌وار فقط گریه می‌کردم مگه میشه؟😳😭😭 آره شهیدی که منو هدایت کرد، آدمم کرد، آخر به عقد💍من درآورد💔😔 چند ماه بعد با چند تا از دوستانم برای اسم نوشتیم تابستون که شد و حوزه‌ها تعطیل شدند ما هم رفتیم خانمم باردار بود و با گریه گفت: وقتی نه حقوق میدن نه پول میدن نه خدماتی، پس چرا میخوای بری؟ همان جمله شهید یادم اومد و گفتم: میرم تا جوانان ایران بماند...✌️🏼🙂 🍃🌷 @zahrast http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
✍ حتما بخونید خیلی قشنگه ✨ سلام! من جوانی بودم که سال‌ها با رفتارم دل امام زمانم رو به درد آورده بودم و خیری برای خانواده‌ام نداشتم😔 همش با رفقای ناباب و اینترنت و ... شب تا صبح بیدار و صبح تا بعدازظهر خواب بودم !! زمانی که فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی اومد، منم از این باتلاق انحراف و بدبختی بی‌نصیب نماندم💣 و اگر قرار باشد فردای قیامت موبایل بر اعمالم شهادت دهد، حتی جهنم راهم نمی‌دهند.😞 تا یه روز تو یکی از گروه‌های چت یه آقایی پست‌های مذهبی میذاشت، مطالبش برام جالب بودن🤗 رفتم توی اون و مثل همیشه فضولیم گل کرد و عکس پروفایلشو بزرگ کردم😐 دیدم که غرق در خون، بدون دست و پا، با سری خورد شده از ترکش، افتاده بر خاک، کنار او عکس دوبچه بود که حدس زدم باید بچه‌های او باشند😟 و زیر آن عکس یه جمله‌ای نوشته شده بود: "می‌روم تا جوانان ما نرود"✋🏼💔 ناخودآگاه اشکم سرازیر شد؛😭😭دلم شکست؛ باورم نمی‌شد دارم گریه می‌کنم؛ اونم من، کسی که غرق در گناه و شهواته، منه بی‌حیا و بی‌غیرت، منه چشم چرون هوس باز😔😔 از اون به بعد از اینترنت و بدحجابی و فضای مجازی و گناه و رفقای نابابم شدم😠 دلم به هیچ کاری نمیرفت حتی موبایلم و دست نمی‌گرفتم🙂 تصمیم گرفتم برای اولین بار برم اولین نماز عمرمو خوندم؛ با اینکه غلط خوندم ولی احساس آرامش معنوی خاصی می‌کردم؛ آرامشی که سال‌ها دنبالش بودم ولی هیچ جا نیافتم حتی در شبکه‌های اجتماعی✋🏼💔 از امام جماعت خواستم کمکم کنه؛ ایشان هم مثل یه پدر مهربان همه چیز به من یاد می‌داد😇 نماز خوندن، قرآن، احکام، زندگی امامان و... کتاب می‌خرید و به من هدیه میداد؛ منو در فعالیت‌های بسیج و مراسمات شرکت میداد✌️ توی محله معروف شدم و احترام ویژه‌ای کسب کردم؛ توسط یکی از دوستان به حرم حضرت معصومه برای معرفی شدم. نزدیکای امام حسین، یکی از خادمین که پیر بود، به من گفت: دلم میخواد برم کربلا،ولی نمی‌تونم، میشه شما به نیابت از من بری؟ پول و خرج سفر و حق الزحمه شما رو هم میدم؛ زبونم قفل شده بود ! من و کربلا؟ زیارت امام حسین؟💔 اشکم سرازیر شد😭 قبول کردم و باحال عجیبی رفتم🕊 هنوز باورم نشده که اومدم 🕌💔 پس از برگشت، تصمیم گرفتم برم که با مخالفت‌های فامیل و دوستان مواجه شدم؛ اما پدرم با اینکه از دین خیلی دور بود و حتی نماز نمی خوند و روزه نمی‌گرفت، قبول کرد✋🏼 حوزه قبول شدم و با کتاب‌های دینی انس گرفتم👌 در کنار درسم گاهی تبلیغ دین و احکام خدا رو می‌کردم و حتی سراغ دوستان قدیمی ناباب رفتم که خدا روشکر توانستم رفیقام رو با خدا آشتی بدم😍✋🏼 یه روز اومدم خونه دیدم پدر و مادرم دارن گریه میکنن😭منم گریه‌ام گرفت، تابه حال ندیده بودم بابام گریه کنه! گفتم بابا چی شده؟ گفت پسرم ازت ممنونم گفتم برای چی؟ گفت: من و مامانت یه خواب مشترک دیدیم😔 تو رو می‌دیدیم با مرکبی از نور می‌بردن بهشت و ما رو می‌بردن و هر چه به تو اصرار می‌کردن که وارد بهشت بشی قبول نمیکردی و میگفتی اول باید پدر و مادرم برن بهشت بعد من✋🏼 👈یه آقای نورانی✨آمد و بهت گفت: آقا سعید! همین جا بهشون نماز یاد بده بعد با هم برین 🌸 و تو همونجا داشتی به ما نماز یاد میدادی😔 پسرم تو خیلی تغییر کردی دیگه نیستی همه دوستت دارن❤️تو الان آبروی مایی ولی ما برات مایه ننگیم میشه خواهش کنم هر چی یاد گرفتی به ما هم یاد بدی منم نماز و قرآن یادشون دادم و بعد از آن خواب، پدر و مادرم نمازخوان و مقید به دین شدند💔😍 چند ماه بعد با دختری پانزده ساله عقد کردم💍 یه روز توی خونشون دیدم که خیلی برام بود گریه‌ام گرفت😔 نتونستم جلوی خودم رو بگیرم صدای گریه‌هام بلند و بلندتر شد😭😭 👈این همون عکسی بود که تو بود👉 خانمم تعجب کرد و گفت: سعیدجان چیزی شده؟ مگه صاحب این عکس و میشناسی؟😊 و من همه ماجرا رو براش تعریف کردم😔✋🏼 خودش و حتی مادرش هم گریه کردند😭😭😭 مادر خانمم گفت: می‌دونی این عکس کیه؟ گفتم: نه گفت: این 😊 منم مات و مبهوت، دیوانه‌وار فقط گریه می‌کردم؛ مگه میشه ؟!!😳😭😭 آره شهیدی که منو هدایت کرد، آدمم کرد، آخر به عقد💍من درآورد💔😔 چند ماه بعد با چند تا از دوستانم برای اسم نوشتیم؛ تابستون که شد و حوزه‌ها تعطیل شدند، ما هم رفتیم... خانمم باردار بود و با گریه گفت: وقتی نه حقوق میدن نه پول میدن نه خدماتی، پس چرا میخوای بری؟ همان جمله شهید یادم اومد و گفتم: میرم تا جوانان ایران بماند...✌️🏼🙂 🍃🌷 @zahrast http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
⬛ عاقبت یکی از علمای مشهد میفرمود : روزی در محضر مرحوم حجت الاسلام سید یونس اردبیلی بودیم ، جوانی آمد و مسئله ای پرسید . ❇️ گفت مادرم را دو روز پیش دفن کردم هنگامیکه وارد قبر شدم و مادرم را گرفته خواستم صورت او را روی خاک بگذارم کیف کوچکی که اسناد و مدارک و مقداری پول و چکهایی درآن بوده از جیبم میان قبر افتاده آیا اجازه میدهید نبش قبر کنیم تا مدارک را برداریم 🔺و تقاضا کرد که نامه ای به مسئولین قبرستان بنویسند که آنها اجازه نبش قبر بدهند، ایشان فرمود همان قسمت قبررا که میدانید مدارک درآنجاست بشکافید و مدارک را بردارید و نامه ای برای او نوشت. 👈 بعداز چندروز آن جوانرا دوباره در منزل آقای اردبیلی دیدم ، آقا از او پرسیدند آیا شما کارتان را انجام دادید و به نتیجه رسیدید ، او غمگین و مضطرب بود و جواب نداد. 🔻بعد از آنکه دوباره اصرار کردند گفت : وقتی قبررا نبش کردم دیدم سیاه باریکی دور گردن مادرم حلقه زده و دهانش را در دهان مادرم فرو برده و مرتب او را نیش میزند ، چنان منظره وحشتناکی بود که من ترسیدم دوباره قبر را پوشاندم . از او پرسیدم آیا کار زشتی از مادرت سر می زد ؟ 🔻گفت من چیزی بخاطر ندارم ولی همیشه پدرم او را نفرین میکرد زیرا او در ارتباط با بی پروا بود و با سر و روی باز با مرد نامحرم روبرو میشد و بی پروا با او سخن میگفت و در پوشش و رعایت قوانین اسلامی را نمیکرد. 👈 با نامحرمان شوخی میکرد و میخندید و از اینجهت مورد عتاب و سرزنش پدرم بود. . حضرت رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) :یکی از گروهی که وارد می شوند زنان هستند که برای فتنه و فریب مردان خود را آرایش و زینت می کنند. 📚کنزالعمال ، ج 16 ، ص 383 لعنت بر اون شیاطین خبیثی که فضای مجازی رو هم برای کارهای حرام ....انتخاب می‌کنند. http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
🌙 ⁉️ : ❔فلسفه خواندن نماز فطر چیه ❗️ ✅ : ⭕ امام علیه السلام فرمود : « خداوند روز فطر را به این سبب عید قرار داد تا مسلمانان داشته باشند که در آن روز جمع شوند و در برابر خداوند به خاطر منت ها و نعمت هایش به تمجید و بپردازند ، پس آن روز ، روز عید و اجتماع و زکات و رغبت و تضرع است و چون آن روز اولین روز از سال است که خوردن و آشامیدن حلال می شود ، خداوند دوست دارد که برای بندگان در آن روز باشد تا او را حمد و تقدیس کنند » 📚 ج1 ص522 📚 الشیعه ج7 ص481 ⭕ این حدیث شریف ، فلسفه نماز و را چنین بیان کرده است : 1⃣ اجتماع و گردهمایی که نشان از شوکت و وحدت آنان دارد . 2⃣ زکات و رسیدگی به 3⃣ رغبت و به خدا 4⃣ به درگاه پرودگار ⭕ در روایت دیگری حضرت علیه السلام در مورد و عید فرمودند : « روز عید فطر ، روزی است که پاداش داده می شوند و روز خسران است ، و روز عید ، شبیه ترین روزها به است ؛ 1⃣ با خروج خود از منزل به سوی مصلی به یاد خروجتان از قبر ها به سوی بیفتید . 2⃣ با ایستادن و وقوفتان در مصلی برای خواندن نماز یاد در برابر خداوند ( در روز قیامت ) بیفتید . 3⃣ با بازگشت و رجوع به منازلتان یاد رجوع به منازلتان در و بیفتید . 📚امالی ص61 📚 الانوار ج87 ص362 🔷 از پیامبر نیز نقل است که فرمود : « هر کس ماه رمضان را روزه بگیرد و زکات فطره را پرداخت کند ، و نماز را با غسل بخواند ، خداوند تمام گناهانش را می آمرزد » 📚 الاعمال ص102 🌙 ➡️[Brackets]⬅️ [ ]
۵۰ روز از فرمان خونخواهی گذشت ! 🚨 هر عقب نشینی غیرتاکتیکی غضب الهی را به دنبال دارد؛ چرا باید دستور زمان ۵۰ روز روی زمین بماند؟ ✅ مقام معظم رهبری حدود یک ماه قبل درباره عقب نشینی ﷼غیرتاکتیکی در برابر حمله دشمن فرمودند، این کار موجب می‌شود: 🔸 «به تعبیر قرآن کریم، عقب‌نشینی غیرتاکتیکی در هر میدانی چه عرصه نظامی و چه میدان‌های سیاسی، تبلیغاتی و اقتصادی، غضب الهی را به دنبال دارد.» (۱) ایشان در این تبیین، به آیه ۱۶ سوره انفال اشاره داشتند: 📜 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ ﴿۱۵﴾ وَمَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَىٰ فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿۱۶﴾ (۲) 📃 ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که با انبوه در میدان نبرد روبه‌رو شوید، به آنها نکنید (و فرار ننمایید)! ﴿۱۵﴾ و هر کس در آن هنگام به آنها پشت کند -مگر آنکه هدفش کناره‌گیری از میدان برای ، و یا به قصد پیوستن به گروهی (از مجاهدان) بوده باشد- (چنین کسی) به غضب خدا گرفتار خواهد شد؛ و جایگاه او ، و چه بد جایگاهی است! ﴿۱۶﴾ ⚠️ حدود ۵۰ روز از ترور شهید فؤاد شکر در لبنان و ترور شهید اسماعیل هنیه در تهران و بیش از یک ماه از این مهم ولی فقیه شیعیان جهان می‌گذرد. در تمام این مدت لوگوی وب سایت نشر آثار مقام معظم رهبری به عبارت « » تغییر کرده است ولی دیگر مقامات ایران هنوز از لزوم انتظار برای رسیدن زمان و مکان مناسب می‌گویند و تاکنون را به تاخیر انداخته‌اند. از طرف دیگر حوادث روزهای اخیر نشان داد، حمله انتقامی یوم الاربعین حزب الله هم قدرت و بازدارندگی لازم را نداشته است. این روزها می‌بینیم نتیجه این مقابل دشمن چیزی نبوده جز جری تر شدن دشمن جنایت کار صهیونیستی و کردن ناجوانمردانه‌ی بمب‌های کار گذاشته شده در پیجرها، بیسیم ها و سایر قطعات ؛ چه در دست نیروهای مقاومت باشند و چه در دست مردم عادی. ⭕️ آیا هنوز وقت انتقام نرسیده است؟ دستور قطعی ولی فقیه جامعه تا کی باید روی زمین بماند؟ هنوز باید منتظر حملات و عملیات تروریستی بعدی اسرائیل بمانیم؟ https://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
💥 جهت ثبت در تاریخ ⌛️⌛️⌛️ ✅ به زودی این منطقه👆 شاهد تحولات بسیار بزرگی خواهد بود که از دوران آدم ابوالبشر علیه‌السلام تا امروز، هرگز رخ نداده 🔥 🔺 پست فوق، ۷۵ روز قبل از عملیات نوشته شد! ۶۳۵ روز از نقطه‌ی آغاز تغییر اوضاع جهان گذشت و شما ده‌ها تحول بسیار مهم را پس از این عملیات حیرت‌انگیز مقاومت به چشم دیدید. ✍ اکنون می‌نویسم آنچه که در این بیست ماه و اندی دیده‌اید، نسبت به آنچه که در پیش روی جهان است، همچون ⚠️ به یاری ابالفضل العباس علیه‌السلام، بزودی شما خواهی دید که رزمندگان اسلام، چگونه صهیونیست‌های شیطان‌صفت را از زیر بوته‌ها و سنگ‌ها بیرون کشیده، رهسپار خواهند کرد و تمامی ملت‌ها نیز، برای دلاورمردان آرزوی توفیق خواهند کرد. برخیزید و یاران را دعوت کنید به سوی مهدی موعود علیه‌السلام که روز بازگشت زیبای او نزدیک است. 💚 اللهم عجل لولیک الفرج 🇮🇷🇵🇸🇾🇪 @sedaye_zohoor313 🏴🚩