6.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهدا حاجتت رو نمیدن؟
ناامیدی؟
با شهدا قهر کردی؟
فکر میکنی نگات نمیکنن؟
صداتو نمیشنون؟
حتما گوش کنید تا جواب سوالهارو بگیرید👆👌🥰
#مدیون_شهدا_هستیم
#گردان_کمیل_هنوز_هم_زنده_ست
6.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 از پشت جبهه تا خط مقدم
🔺️وقتی حلقه ازدواج جوانی سهم کمک های پشت جبهه می شود 🇮🇷
#دفاع_مقدس
#مدیون_شهدا_هستیم
سلامبرشهدا
کہ حافظ بیتالمال بودند
نہ شریڪ آن ؛
سلامبرشهدا
کہ حامے ولایت بودند
نہ رقیب آن ؛
سلامبرشهدا
کہ خدارا حاضروناظر مےدیدند
نہ ڪدخدا را...
سلام بر شهدا
که به خاطرحفظ وطن،ناموس و #حجاب رفتند
نه برای حفظ پست و مقام.
هفته #دفاع_مقدس گرامی باد
یاد و خاطره ی شهدا گرامی...
#مدیون_شهدا_هستیم
21.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔳 #شهادت_امام_حسن_عسکری(ع)
🌴اباصالح عزاداری
🌴لباس غم به تن داری
#اللٰهُمَعَجِّلْلِوَلیِکَالفَرَجْ🤲
🌷امام زمانم تسلیت . . .🖤🥀
#گردان_کمیل
Salam Ey Panah Del Shia Ha_۲۰۲۲_۱۰_۰۴_۱۵_۴۰_۳۷_۶۸۲.mp3
5.59M
"سلام ای پناه دل شیعه ها
حاج مهدی رسولی
◾️شهادت امام حسن عسکری(ع)
@shahidnasinafzall
🌹 یکی دو روز قبل از شهادت عباس بود که هوای پادگان دو کوهه را کردیم. با هم از اندیمشک پیاده آمدیم دو کوهه.
🔸 بین راه نوحه می خواندیم و گریه می کردیم. روی پل دوکوهه که رسیدیم، عباس گفت: «خوابی از اکبر محمدی بخش دیدم که می خواهم برایت تعریف کنم.» اکبر از دوستان صمیمی عباس بود که سال ۷۲ بر اثر تصادف مرحوم شد.
🔹 گفت: «چند شب پیش خواب اکبر را دیدم؛ کلی با هم صحبت کردیم. من از شهدا می گفتم و او از اخبار آنطرف. ازش پرسیدم: اکبـر! شما به دوکـوهه هم می آئیـد؟!
گفت: خـداوند بالای سـر دوکوهه، توی آسمـان؛ یک دوکوهه ساخته که همه شهـدا می آیند آنجــا.»
◽راوی: عباس قنبری
📚 تـفـحـص / حمـید داود آبـادی
نشـر صیام
#نیروی_قدس
#مدیون_شهدا_هستیم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌷سالها پیش در چنین روزی رادیو خبر تجاوز عراق به کشور را اعلام کرد.
🌷فردا صبح باغیرتها اینقدر با عجله پرچم به دوش دویدند که اصلا فرصت نشد خداحافظی کنند و رفتند که رفتند...
🌷شــــادی روح مــــطهرشان صــــلوات
#مدیون_شهدا_هستیم
♥️ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّـدٍ
♥️ و آلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
🌷هــــفته ی دفــــاع_مــــقدس گــــرامی باد
زینب فقط 14 سالش بود!
روز دوم گم شدن زینب به ناچار به کلانتری رفتیم و ماجرای گم شدن زینب را تعریف کردیم. رئیس آگاهی چند دقیقه ای سکوت کرد و بعد طوری که من وحشت نکنم گفت: «مجبورم موضوعی را به شما بگم. شما خانواده مذهبی ای هستید. اهل جنگ و جبهه اید و زینب هم محجبه است و انقلابی. احتمالا دست منافقین در کار است»
من که تا آن لحظه حتی جرئت فکر کردن به این موضوع را نداشتم گفتم:«مگر دختر من چند سالش است؟ یا چه کاره است که منافقین دنبالش باشند؟ زینب یک دختر چهارده ساله است که تازه کلاس اول دبیرستان رفته. آزارش هم به کسی نمیرسد.» رئیس آگاهی قول داد با تمام توانش دنبال زینب بگردد.
منافقین زنگ زدند و گفتند زینب را کشتهاند!
روز سوم بود که یکی از دوستان زینب به خانه ما آمد ترسیده بود و مثل بید میلرزید. گفت:«منافقین به خانه مان تلفن زدند و گفتند ما زینب کمایی را کشتیم. اگر صدایت در بیاید همین بلا را هم سر تو میآوریم.»
خانه مان مثل ظهر عاشورا شده بود. لباس نویی را که برای زینب دوخته بودم را از کمد در آوردم و نشان دوستش دادم گفتم روز اول عید هر چه اصرار کردم این را بپوشد قبول نکرد گفت: «مادر خانواده شهدا عید ندارند میخواهی لباس نو بپوشم؟» دخترم میدانست ما هم امسال عید نداریم.
#مدیون_شهدا_هستیم
ادامه...