13.16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#خاطراتمادرداداشمصطفی
#بیقراریمادرانه
یک روز خیلی #بی_قرار بودم سر مزارش رفتم.😔
#عکسش که روی #سنگ_مزارش
حک شده بود ،زیر چشم مصطفی را #میبوسیدم 💕😔
اصلا آروم نمیشدم .😭
پا شدم روی سنگ های بقیه #شهدا رو پاک کردم .
بهشون گفتم فکر کنید #مامانتون اومده و داره سنگ مزا رتون تمیز میکنه🙏🌹
این کار کردم که آروم بشم ،خدایش کمی آروم شدم.🌹
شب که #خوابیدم خواب دیدم ،که...
لطفا ادامه را در کلیپ مطالعه کنید🙏
رفیقشهیدم
#شهید_مصطفی_صدرزاده
🌐 کـانـال شهید مصطفـے صدرزاده👇
🆔 @shahidsadrzadeh1394
🤲 أللَّھُمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْفَـــرَج 🤲