eitaa logo
شهید شو 🌷
4.6هزار دنبال‌کننده
20.6هزار عکس
4.1هزار ویدیو
72 فایل
مطالبی کمتر روایت شده از شهدا🌷 #به‌قلم‌ادمین✎ پست های برجسته به قلم ادمینِ اونقدراینجاازشهدامیگیم تاخریدنےبشیم اصل‌مطالب،سنجاق‌شدھ😉 کپی بلامانعه!فقط بدون تغییر درعکسها☝ تبادل: 📱@Shahiidsho_pv زیلینک https://zil.ink/Shahiidsho
مشاهده در ایتا
دانلود
💔 آن روز عصر دلگیر پنجشنبه 22 مهر 1361 که مصطفی کاظم زاده در بغلم خندید و رفت، تا صبح سوختم. نگذاشتم کسی از بچه ها بیاید در سنگر. یکه و تنها ماندم و خوب درد تنهایی را حس کردم. در خواب و بیداری، مدام چهره خندان او جلوی چشمم بود. باهاش حرف می زدم. می خندیدم و وقتی می فهمیدم دیگر مصطفی نیست، های های گریه می کردم. ولی طوری که بچه ها در سنگر بغلی نشنوند! سالها داغ جدایی را با خود حمل کردم. در جبهه، هرکس را که به نگاهم خوش می آمد، می جستم و می چسبیدم بلکه نشانی و عطری و نظری از مصطفی داشته باشد: حسین نصرتی، سعید طوقانی، حسن شریعتی، سیدمحمد هاتف، حسین اکبرنژاد، حسن نوروزی فهیم، محسن صباغچی، سیدرضی الدین برقعی و ... شاید برای اینکه آرام شوم این گونه بودم. چون با شهادت هرکدام از آنها، جز اینکه داغم بیشتر شد، چیزی در برنداشت! امروز مصطفی شدن، شاید که راحت تر باشد تا آن روزها! فقط میتونم بگم: خوش به حال رفقا و دوستان جدید مصطفی، چون خوب میدونم که خییییلی تحویلشون می گیره. واسه ما دل سوخته های زخم کهن بر دل هم دعا کنید که بر این رفاقت پایبند بمانم و عاقبت بخیر شوم. کوچکتان حمید داودآبادی نویسنده کتاب 💕 @aah3noghte💕 @hdavodabadi
شهید شو 🌷
💔 آن روز عصر دلگیر پنجشنبه 22 مهر 1361 که مصطفی کاظم زاده در بغلم خندید و رفت، تا صبح سوختم. نگذاش
💔 یکی می رود مثل بعد از کلی التماس پایش به جبهه باز می شود اما هنوز تیری به سوی دشمن پرتاب نکرده را در آغوش می کشد یکی هم می ماند مثل و تا امروز می سوزد.... خاطرات مصطفی، نشان می دهد چطور قبل از شهادت، شویم... کتاب را بخوانید👌 ... 💞 @aah3noghte💞
D1737773T15980950(Web).Mp3
زمان: حجم: 1.79M
💔 امروز یادی کنیم از رزمنده بسیجی، مصطفی کاظم زاده ۲۲ مهر، سالروز شهادتش ♡ ㅤ    ❍ㅤ     ⎙ㅤ     ⌲   ˡᶦᵏᵉ  ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ    ˢᵃᵛᵉ 💞 @shahiidsho💞
شهید شو 🌷
💔 حرف آخر... دلنوشته شهید قبل از شهادت ...اما ای خدا آیا من را هم می‌بری؟! آیا بعد از چند سال آشنا
💔 حرف آخر... این وصیتش کاش بشود معیار اعمال هر روزمان: "شهید... عزاداری نمی‌خواهد پیرو می‌خواهد" آن وقت شاید... نه! حتما اعمالمان رنگ و بوی دیگری می‌گرفت... زندگی این شهید بسیار عجیب است... مدتها در شوق رفتن به جبهه بود و آخر، حتی یک تیر هم شلیک نکرد اما... و شاید اینگونه رفتن، مزد نجابتش بود... کتاب دیدم که جانم می‌رود را حتما بخوانید... سالروز شهادت ♡ ㅤ    ❍ㅤ     ⎙ㅤ     ⌲   ˡᶦᵏᵉ  ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ    ˢᵃᵛᵉ 💞 @shahiidsho💞 "کپی آزاد ، بدون تغییر در عکس!"