شهید شو 🌷
💔 #گذری_کوتاه_بر_زندگی_شھدا #شھیدمحمودرضابیضائی قسمت شانزدهم درون خودش کلنجاری داشت اما برای ک
💔
#گذرے_کوتاه_از_زندگے_شھدا
#شھیدمحمودرضابیضائی
قسمت هفدهم
قبل از آخرین اعزامش بهم زنگ زد گفت: حرف مهمی دارم باهات...
گفتم: خب بگو.😊
گفت: اینجوری نمیشه هرموقع کامل فراغت داشتی با هم حرف می زنیم.
اصرار کردم بگه.
گفت: می تونی بیای خانه ما؟
گفتم: من فردا باید تبریز باشم ، کار دارم، تلفنی بگو.
گفت: من دوباره عازمم ، یک سری حرف ها باید بهت بگم.☺️
داشتم نگران می شدم. گفتم: مثلا چی می خوای بگی؟
رفتم خانه اش . همه چیز عادی بود . بازی دخترش ، بساط چای ، حدود 2 ساعت با هم حرف زدیم ولی هیچ اشاره ای نمی کرد به موضوع اصلی اش .
بالاخره گفتم: بگو...
گفت: اگر من شهید شدم می ترسم پدرم نتونه تحمل کنه، خیلی مواظبش باش😉
بعد پرسید به نظرت تهران دفن شم بهتره یا تبریز؟
نمی خواستم فکر کنم به اینکه محمود رضا هم بره.
خیلی جدی داشت از رفتن حرف می زد.😔
حرف را عوض کردم و گفتم: پاشو برو ماموریت مثل همیشه و بیا...
اما خودم هم خوب فهمیدم که محمود رضا داشت وصیت های قبل شهادتش را برای من می گفت😔
#ادامه_دارد...
#اختصاصے_کانال_آھ...
💕 @aah3noghte💕
شهید شو 🌷
💔 #گذرے_کوتاھ_بر_زندگے_شھدا #شھیدمحمودرضابیضائی قسمت بیست و یکم ما شهید بیضایی را حسین صدا می زد
💔
#گذرے_کوتاه_از_زندگی_شھدا
#شھیدمحمودرضابیضائی
قسمت بیست و دوم
یکی از همسنگرانش می گفت:
چند هفته قبل از شهادتش در تهران پای تخته نوشت :
👈"اذا کان المنادی زینب سلام الله علیها فاهلا با الشهاده"👉
اگر دعوت کننده زینب سلا الله علیها است، پس سلام بر شهادت ....
بعد از ظهر 29 دی 92، همزمان با میلاد رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام،
5 سال پیش در یک چنین روزی داماد شد و امروز در سالروز ازدواجش به دیدار معشوق حقیقی خود رفت.
حین درگیری با نیروهای تکفیری در حالی که فرماندهی عملیاتی در منطقه قاسمیه در جنوب شرقی دمشق را بر عهده داشت
بر اثر ترکش های یک تله انفجاری به ناحیه سر و سینه به دیدار سالار شهیدان رفت💔
#پایانی_برای_راھ_شھدا_نیست....
به پایان آمد این دفتر #شھادت همچنان باقےست...
💕 @aah3noghte💕
تهیه و تنظیم در کانال #آھ...