تناقض شخصیت در داستان و رمان
قسمت اول
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
اگر قهرمان یا شخصیت پلید همیشه قهرمان یا پلید باشد، خواننده اعمال او را پیش بینی میکند و داستان ملال آور میشود. شخصیتهایی که مشکلی ندارند گیرا نیستند. به علاوه مطلق کردن شخصیت ها آن ها را یک بعدی و ساده میکند. اما با ایجاد تناقض در شخصیتها میتوان شخصیت هایی پیچیده ارائه داد. طوری که خواننده نتواند اعمال آنها را پیش بینی کند. حتی چنین شخصیتهایی میتوانند خواننده را غافلگیر کنند.
در وجود قهرمانان باید رگههایی از شرارت و در وجود شخصیت پلید نیز رگههایی از نیک سیرتی باشد. البته نه به دلیل این که مذهب و اخلاق میگویند که شخصیت مطلقا خوب یا بد وجود ندارد بلکه به این دلیل که نویسنده باید شخصیتی پیچیده خلق کند.
ادامه دارد
📚درسهایی درباره داستان نویسی
🖋لئونارد ببشاب
@shahrzade_dsstan
یک قاچ کتاب📚📚📚
_ارزشش را دارد از درخت انجیر بالا برویم تا شاید بتوانیم انجیری بچینیم. این کار، بهتر از این است که زیر سایهاش دراز بکشیم و منتظر افتادن میوه بمانیم. در هر حال، باید به استقبال خطر رفت...!
📚 دخمه
🖋ژوزه_ساراماگو
@shahrzade_dastan
زندان جای پَر گشودنِ کودکان نیست
🥀🥀🥀🥀
من شاهد غم بودهام شادی نبودم
جز بودنِ ویرانه آبادی نبودم
محکوم هستم تا که در زندان بمیرم
در بَند به فکر یک دَم آزادی نبودم
با هر که لبخند میزند من گریه کردم
اصلا شبیه مردم عادی نبودهام
هرشب لباس کهنهای را خواب دیدم
هرگز به فکر رخت دامادی نبودم
الهه_نودهی
#زندانواسارت
#مظلومیتکودکانکار
حکایت
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
و هر چند جوان باشی خدای را عزوجل فراموش مکن، بهیچ وقت و از مرگ ایمن مباش که مرگ نه بر پیری بود و نه بجوانی، چنانک عسجدی گفت:
مرگ به پیری و جوانیستی
پیر بمردی و جوان زیستی
و بدانک هر که بزاید بیشک بمیرد، چنانک شنودم:
حکایت: در شهر مردی درزی بود، بر دروازهٔ شهر دوکان داشتی، بر گذر گورستان و کوزهٔ در میخی آویخته بود و هوسش آن بودی که هر جنازهٔ که از در شهر بیرون بردندی وی سنگی در آن کوزه افکندی و هر ماهی حساب آن سنگها کردی که چند کس بیرون بردند و آن کوزه را تهی کردی و باز سنگ در همی افکندی، تا روزگاری برآمد، درزی نیز بمرد، مردی بطلب درزی آمد و خبر مرگ او نداشت، در دوکانش بسته دید، همسایهٔ او را پرسید که این درزی کجاست که حاضر نیست؟ همسایه گفت که: درزی نیز در کوزه افتاد!
قابوس نامه_ عنصر المعالی
@shahrzade_dastan
#چالش_هفته
سلام دوستان این هفته هم با چالش داستانی همراهتان هستیم. لطفا برای عکس نوشت بالا داستان یا داستانک بنویسید و به آیدی زیر بفرستید.
@Faran239
عکس از صفحه گُم
@shahrzade_dastan
شروع میانه و پایان رمان
قسمت دوم
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
* وظیفه _ وظیفه شغلی مثل کارآگاه پلیسی که وظیفه دارد پروندهای را پیگیری کند. یا وظیفه اخلاقی مثل مادری که برای پس گرفتن فرزندش از آدم رباها میجنگد. اغلب چسبی قوی است. گاهی محیط یا مکان ممکن است چسب شخصیتها باشد. مثل هنگامی که شخصیت اصلی و مخالفش در جایی حبس هستند و جدایی آنها از هم غیرممکن است.
* عمل ، عکس العمل و عمل موثرتر سه عنصر زیربنای ضرباهنگ هر رمانی هستند. با کنترل این واحدها در رمان میتوانیم سرعت یا ضرباهنگ رمان را کنترل کنیم.
* دائم میزان خطرات را در بخش وسط رمان بالاتر ببرید. خطراتی که با طرح، شخصیت و جامعه رمانتان ارتباط دارد.
آخر رمان
* سه نوع اصلی پایان بندی وجود دارد: شخصیت اصلی به هدفش میرسد. شخصیت در راه رسیدن به هدفش شکست میخورد و ما نمیفهمیم که آیا شخصیت اصلی به خواستهاش رسیده است یا نه.
* شخصیت اصلی ممکن است به خواستهاش برسد ولی در واقع این خواسته نتیجهاش چیزی منفی باشد یا شخصیت اصلی شاید به خواستهاش نرسد. ولی در عوض چیز بهتری به دست آورد.
* ایثار در بسیاری از رمانها عنصری است که تاثیری بسیار قوی دارد.
* برخی از پایان بندی رمانها نقطه تمرکزشان روی نبرد نهایی شخصیت اصلی و برخی روی انتخاب نهایی اوست.
📚طرح و ساختار رمان
🖋جیمز اسکات بل
@shahrzade_dastan
همه پلهای بدون تو ۴.m4a
4.61M
همه پلهای بدون تو🌉
نوشته و اجرا فرانک انصاری
قسمت چهارم و آخر
🌹این داستان درباره آزادسازی خرمشهر است و سال قبل یکی از برگزیدگان جشنواره ملی و داستانی یوسف شده بود. داستان پاورقی دارد که به هنگام خوانش پاورقی هم خوانده شده است.
#سوم_خرداد
#خرمشهر
#دفاع_مقدس
#داستان_کوتاه
@shahrzade_dastan
#چالش_هفته
نوشته عاطفه قاسمی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
چی شد که بعداز این همه دل و دلدادگی زل میزنی تو چشمام و میگی به دردهم نمیخوریم؟
تمام مدت داشتم بهت میگفتم با رفتارام، با کارام ولی، حالا اومدم ازت خداحافظی کنم وبخوام زندگیتو از سر بگیری ومنو فراموش کنی.
_چقدر راحت از اون همه روزا وخاطرات گذشتی.ازم نخواه ازت دل بِکنم.ازم نخواه که نمیتونم.
باید بتونی! اگه دل نکنی مجبوری یه تنه پای این عشق یه طرفه جون بکنی.
_هِه! نه نمیتونی بفهمی چی میگم وچی میکشم، چون تو عاشق نیستی!
@shahrzade_dastan