eitaa logo
شلمچه (شَلَم) کجا بودی؟
301 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
309 ویدیو
3 فایل
✍️ خاطرات #شهید_سعید_شاهدی_سهی (جمع آوری و تدوین؛ به همت #خانواده شهید) ✅ ارسال مطالب با آدرس کانال 🔸خاطرات ، عکس و ... درباره سعید را می توانید به این شناسه ارسال نمایید 👇 @moameni66shahedi 🔹آدرس کانال در بله ؛ https://ble.ir/shalamchekojaboodi
مشاهده در ایتا
دانلود
درد بسیار، مداوا گریه ارث جامانده ی زهرا گریه روزها ناله و شب ها گریه آب می خورد، ولی با گریه گریه بر آب وضویش می ریخت خون دل بر سر و رویش می ریخت گریه بر شاه شهیدان خوب ست گریه بر کشته ی عریان خوب ست گریه بر دامن طفلان خوب ست گریه بر آن لب و دندان خوب ست خواسته هر سحرش گریه کند در فراق پدرش گریه کند گریه بر ناله ی آن مادرها گریه بر گریه ی آن دخترها گریه بر غارت انگشترها گریه بر وا شدن معجرها رنگ مهتاب، زمینش می زد دیدن آب، زمینش می زد گریه بر ناقه نشسته سخت ست گریه با پیکر خسته سخت ست گریه با بال شکسته سخت ست گریه با گردن بسته سخت ست گریه خوب ست که هر شب باشد گریه بر چادر زینب باشد آن که را هست پیاده نکُشید تشنه را بر لب باده نکُشید طفل را این همه ساده نکُشید ذبح را آب نداده نکُشید هیچ کس آب به گودال نبُرد پدرم ذبح شد و آب نخورد آمد و دید تنی افتاده کشته ی بی کفنی افتاده شه بی پیرهنی افتاده پاره پاره بدنی افتاده همه پروانه و شمعش کردند بوریا آمد و جمعش کردند آمد و دید کنارش پر نیست بدن افتاده ولیکن، سر نیست چند انگشت، وَ انگشتر نیست این حسین ست ولی دیگر نیست بس که با نیزه قلیلش کردند ذبح کردند قتیلش کردند علی اکبر لطیفیان علیه السلام https://eitaa.com/sobhehoseini
هدایت شده از صبح حسینی
تمام عمر خود، آزار دیدم جهان را بر سرم آوار دیدم عزیزان خدا را زار دیدم میان مجلس اغیار دیدم چهل منزل که نه، عمری حزینم چهل سال است من چله نشینم شبانه روز، یاد اربعینم همیشه چشم خود، پُربار دیدم کنارِ گریه دوشادوش ماندم فقط خیره شدم، خاموش ماندم گمانم ساعتی بیهوش ماندم همینکه آب، بالاجبار دیدم شده اشکم روان، با که بگویم غمِ هفت آسمان با که بگویم ازین داغ گران با که بگویم حرم را بر سرِ بازار دیدم الهی که زنی مضطر نماند میان کوچه، بی یاور نماند اگر هم ماند، بی معجر نماند خودم این درد را ناچار دیدم ازین غصه گریبان می دهم چاک میان خنده های قوم ناپاک عقیله عمه ام را بر روی خاک... به زیر کعب نی، بسیار دیدم نرفت از تن، نشانِ سلسله... نه نرفت از گوش، صوتِ هلهله... نه نرفت از خاطر من، حرمله... نه از آن ملعون غمی دشوار دیدم مداوا کرد چشم تار ما را تسلا داد قلب زار ما را خدا خیرش دهد، مختار ما را سر شمر و سنان بر دار دیدم رباب و گریه اش... ای داد، ای وای صدای گریه ی نوزاد، ای وای کشیدم از جگر فریاد ای وای... پرِ گهواره را هر بار دیدم نمی دانم، گمانم خواب بودم میان خیمه ها بی تاب بودم مریض اما پیِ ارباب بودم به حال زار، داغ یار دیدم به روی سینه اش دیدم دویدند تنش را سمت گودالی کشیدند سرش با خنجر کندی بریدند خودم دیدم، اگرچه تار دیدم بمیرم عاقبت انگشترش را لباسِ دستباف مادرش را عبا، عمامه ی پیغمبرش را میان دکه ی تجار دیدم محمدجواد شیرازی علیه السلام علیهم السلام https://eitaa.com/sobhehoseini
هدایت شده از صبح حسینی
كوچه های مدینه و بوی زخم های تنی كه می آید چشم های سپید یعقوب و بوی پیراهنی كه می آید مرد سجّاده ای كه درك نكرد هیچ كس آیه ی مقامش را در هیاهوی شهر كوفه نداد هیچ كس پاسخ سلامش را تا عزاداریش شروع شود دیدن شیرخواره ای كافی ست تا صدایش به گوش ما برسد دیدن گوشواره ای كافی ست وقت افطار كردنش هر شب تا كه چشمش به آب می افتاد تشنگی ضریح لب هایش یاد طفل رباب می افتاد من نمی دانم این كه خاكستر چه به روز سر امام آورد زیر زنجیر، پیكر زردش معجزه بود اگر دوام آورد گیرم از دست كوفه راحت شد سنگ طفلان شام را چه كند؟ گیرم از دست كوچه سنگ نخورد مردم پشت بام را چه كند؟ تا كه این مرد قافله زنده ست حرفی از طفل كاروان نزنید پیش این مرد گریه، جانِ حسین حرفی از چوب خیزران نزنید علی اکبر لطیفیان علیه السلام https://eitaa.com/sobhehoseini