ز جبهه های گلگون کسی مرا صدا زد
دلم دوباره خون شد هوای کربلا کرد
نسیم آشنایی رسید بر مشامم
که با غریب عشقم دوباره آشنا کرد
کجاست آن دلاور که تا فشنگ آخر
شبی علی علی گفت دلش خدا خدا کرد
دمی که غرق خون بود میان آتش و دود
لبی به خنده بگشود امام را دعا کرد
#دستنوشته_سعید
@shalamchekojaboodi
ناگهان باز دلم یاد تو افتاد شکست ...
دو خبر طی این دو روز یاد سعیدجان را برایمان زندهتر کرد؛
یکی خبر ناگوار درگذشت آقای دکتر سراج؛ مسئول سابق واحد اطلاعات لشگر ۲۷ محمد رسول الله(ص)، زمانی که سعید در آن واحد، مشغول خدمت بود و از آنجا به تفحص رفت و شهید شد 😔
دیداری که احیانا بین سعید و ایشان تازه شده و ناگفته هایی که احیانا بین شان رد و بدل شده...
و دیگری؛ خبر حادثه تلخ معدن طبس و کشته و مجروح شدن این همه کارگر بیچاره که به دنبال یک لقمه نان حلال، این بلا بر سرشان آمد.😭
و یاد سعید که چه طور برای کارگران معدن قروه از جان و دل مایه می گذاشت.
هدیه به روح این تازه درگذشتگان و سعید عزیز #صلوات
#یادداشت
@shalamchekojaboodi
هدایت شده از مثل مصطفی
6.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید محسن گلستانی مداح لشگر ۲۷ محمدرسول الله(ص) بود و حضرت زهرایی (س).
این ویژگی ها بین او و بابا سعید مشترک است.
اما یک ویژگی مشترک هم دارند که هر دو موقع شهادت لب خود را گاز گرفتند. شنیدم شهدا درد نمیکشند هنگام شهادت، تعبیر من اینه که هر دو هنگام شهادت مادر پهلو شکسته را دیدند و ...
(این را هم اضافه کنید که هر دو گردان حمزه ای بودند)
@shalamchekojaboodi