eitaa logo
شمیم یار
960 دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
5هزار ویدیو
29 فایل
─┅༅ـــ✾❀﷽‌❀✾ـــ༅┅─ دور هم جمع شدیم تا شمیم حضرت یار باشیم .🫂 کپی؟!مطالب کانال بغیر از 👈رمانها 👉بدون ذکر منبع از شیرِ مادر حلال تر . .🌸 برای تبلیغات ارزان در کانال : @helpers_mahdi2
مشاهده در ایتا
دانلود
⚠️⚠️ [دوستان را کجا کنی محروم تو که با دشمنان نظر داری] تو که با دیگران نظر داری!!! شخصی به نام یاقوت،روغن فروشی سنّی مذهب بود و به بیابان نشین ها روغن می فروخت .پدرش سنی و مادرش شیعه بود و او هم بر مذهب پدرش بود. یک بار که به سمت روستایی می رفت، راه را گم می کند. در همان بیابان خشک، هرچه خلیفه های مذهبش را صدا می زند،می بیند خبری نشد! ناگهان به یادش می افتد که مادرِ شیعه اش می گفت:《ما شیعیان هرگاه در بیابانی گم شویم و گرفتاری برایمان پیش بیاید، آقا و مولایمان حضرت مهدی (علیه السلام) را صدا می‌زنیم و می‌گوییم:[ یَا اَبَاصالح!اَرشِدنَا! او هم به دادِ ما می رسد]》. با خود می گوید:《 من که هرچه آن خلفا را خواندم، خبری نشد! حالا امامِ مادرم را صدا می زنم؛ اگه به دادم رسید، شیعه می شوم》. و صدا زد :《یَا اَبَاصالح!اَرشِدنَا! مهدی جان! من گُم شده‌ام؛ به دادِ من برس!》 یک مرتبه حضرت(علیه السلام)تشریف آوردند و راه را به او نشان دادند و فرمودند:《 آن جا، جاده ای است؛ از جاده می روی؛ دیگر چیزی از راه نمانده تا به روستا برسی》. یاقوت می گوید:《 به حضرت (علیه السلام) عرض کردم:" آقا جان! می شود لطف کنی تا من در خدمت شما باشم و با هم به روستا برویم؟!" حضرت حجت (علیه السلام) فرمودند:" نه؛ الان در دورترین مناطق عالَم، هزار نفر به من متوسّل شده اند. باید بروم و جواب همه‌شان را بدهم"》. درست است که امام زمان (علیه السلام) غایب است و چشم های ظاهری ایشان را نمی بینند ولی ایشان سرگرمِ گشودن گره ها و حل کردن مشکلات مردم است.
⚠️ ⚠️ نخستین ویژگی منتظران: منتظر بودن آخرین اثر، آماده شدن و مهیا شدن برای آمدن امام زمان(علیه السلام) است. فردی به خدمت رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) آمد و عرض کرد:《یا رسول‌الله! مَتَی السّاعَه؟:روز قیامت در چه زمانی واقع خواهد شد؟》و چون هنگام نماز این را بپرسید، رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) ابتدا تشریف بردند و نماز خواندند وسپس فرمودند:"شخصی که آن سوال را کرد،کجاست؟" سائل آمد، اما پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) این جواب را ندادند که "علمش نزد خداست" یا "زمانی که چنین و چنان..." بلکه فرمودند:" ما اعدَدتَ لَها؟ برای قیامت چه آماده کرده‌ای؟" مشابه همین، شخصی از امام صادق(علیه‌السلام) می‌پرسید:(مَتَی الفَرَج؛ آقاجان! گشایش و فرج شما اهل بیت چه زمانی است؟) امام(علیه السلام) فرمودند:"مَالَکَ وَ الفَرج وَ انتَ مِمَّن تُرِیدُ الدّنیَا؟! تورا به فرج چه کار در حالی که از کسانی هستی که دنیا را می خواهند و نیاطلبند؟!" کسی می پرسد فرج چه زمانی است، که خود را برای آن ساخته و آماده کرده است. تو فرج را برای آن میخواهی که دنیایت آباد شود! مشکلات اقتصادی و سیاسی برود! تو خودِ آقا را نمی خواهی. می خواهی آقا بیاید تا دنیایت را آباد کند. بنابراین پرسشت بی جاست!
⚠️⚠️ انسان باید بنده‌ی خدا شود و با گناه مبارزه کند. اولیای خدا به برکت تقوا بر مشکلات غلبه می کنند و از بن بست های زندگی خارج می شوند. خدای منّان حلال ها، حرام ها، مسیرها و موضع‌گیری ها را به انسان می فهماند. لذا حضرت علی (علیه السلام) نیز این آیه را میخواندند {[نهج البلاغه، از خطبه ۱۸۳] : کسی‌که‌تقوا داشته‌باشد، خداوند برایش برون رفتی از فتنه ها و نوری که در تاریکی ها به وسیله‌ی آن راه را بپیماید، قرار می دهد} گاهی انسان در بن بست فکری قرار می گیرد. الان می خواهم موضع‌گیری کنم؛ الان می خواهم رای بدهم؛ اصلح چه کسی است؟! الان حرفی شنیده‌ام نمی دانم درست است یا باطل... این‌ها بن‌بست است. بن بست های درونی و باطنی که انسان در آن گم و گیج می‌شود. اما اگر کسی تقوا داشت، خداوند در نواع سختی ها و فتنه ها و بن بست ها به او کمک می کند و راه را نشان می دهد.
⚠️ ⚠️ تقوا، باعث مورد رحمت قرار گرفتن اطرافیانِ انسان هم می شود. همه‌ی شما قضیّه‌ی زکریا بن آدم قمی [رحمت الله علیه]را شنیده اید. مرد عظیم الشانی بوده است. زمانی ایشان از مردم قم، قهر میکند و از این شهر بیرون می‌رود. خبر به آقا امام رضا [علیه السلام]می رسد. ایشان از زکریا می پرسند:(برای چه از مردم قم قهر کردی؟!چرا دیگر نمی خواهی با مردم قم زندگی کنی؟!) زکریا جواب داد:(مردم قم دروغگو شده اند. سفیه و نادان شده‌اند). حالا مردم قم چه دروغی‌گفته بودند؟ من از استاد مرحوم شیخ عبدالکریم حامد شنیدم که دروغ قمی ها را اینگونه بیان کرد که زکریا بن آدم به امام رضا [علیه السلام] عرض کرد:(یابنَ رسول الله!مردم قم گله‌ی گوسفند دارند. دم غروب که می خواهند گوسفندها را در آغل جا کنند، گوسفند ها نمی آیند. آنها هم مقداری جو بر می‌دارند و به کف دست میریزند و گوسفند ها را با جو داخل مکانشان می‌کنند و جو را هم به گوسفند ها نمی دهند. به آنها دروغ می‌گویند!! کلک میزنند! با کلک گوسفند را جا می‌دهند!) اما امام رضا[علیه السلام] به زکریا بن آدم فرمودند:(برگرد و در قم بمان! خداوند به برکت پدرم امام موسی بن جعفر[علیه السلام] عذاب را از بغداد برداشت؛ به وجود توهم زلزله را از مردم قم برداشته است).
⚠️ ⚠️ زمانی مرحوم احمد چلویی می خواستند از تهران برود؛ وسایلش را که جمع می‌کند می‌بیند فرشته‌ای آمد و ندا داد:" از تهران نرو که زلزله به خاطر تو از تهران دفع شده است". مرحوم سید عباس حسینی هم می فرمود:" زمانی که می‌خواستند رضاخان قلدر، رضاخان خائن را حاکم ایران کنند، تهران را بمباران می کردند من در تهران بودم. در عالم رویا دیدم فرشته‌ای به منطقه‌ای خاص از تهران اشاره می‌کند و ندا می دهد:" خداوند این منطقه را بمباران نمی‌کند. این منطقه را حفظ می‌کند." یعنی نمی گذارد بمباران کنند. من در همان عالم رویا به آن فرشته و منادی گفتم:( مگر این منطقه چیست؟ چرا بمباران نمی شود؟!) فرشته گفت:" در اینجا قرآن وجود دارد." گفتم:( قرآن که در همه جای تهران هست. همه‌ی خانه ها قرآن دارند!)جواب داد:" نه؛ در این محله قرآن ناطق وجود دارد." پرسیدم:( قرآن ناطق کیست؟) گفت:" شیخ مرتضی زاهد." از خواب بیدار شدم و مطمئن شده آرام گرفتم که این قسمت از شهر را، به برکت وجود شیخ مرتضی زاهد، هیچ خطری تهدید نمی کند.
⚠️⚠️ تقوا سبب ارتباط با حضرت مهدی (علیه‌السلام)است. دومین اثری که میتوان برای تقوا به دوازده اثرِ یاد شده، افزود، این است که تقوا، موجب پیوستگی و ارتباط با امام زمان (علیه السلام) است. زیرا یکی از علت ها و انگیزه های قیام ایشان، این است که آن حضرت (علیه السلام)، همه‌ی جوامع بشری را و همه‌ی گروه ها را بر محور تقوا گِرد هم جمع می کند. در دعای ندبه می خوانیم که:" اَینَ جامِعُ الکَلِمَةِ عَلَی التَّقوی؟... اَینَ مُوَلِّفُ شَملِ الصَّلاحِ وَ الرِّضا؟" یعنی《کجاست آن کسی که همه‌ی سخنان را بر اساس تقوای الهی، گرد هم می‌آورد؟... کجاست کسی که دامن و دامنه‌ی پراکنده را بر اساسِ صلاح مردم و رضای خداوند، جمع و مرتّب می‌کند؟》. گاهی ممکن است یک جامعه به وحدت سیاسی یا اقتصادی یا نظامی برسد اما امام زمان (علیه السلام) جوامع را بر اساس تقوا و بندگی به وحدت می‌رساند. 《انجام واجبات و ترک محرِّمات!》این اشعارِ امام زمان (علیه السلام) است.
⚠️ ⚠️ من و شما هم دلی داریم؛ می‌نشینیم و فکر می‌کنیم:《راستی چه نهالی در دل بکارم که همیشه سبز باشد؟ چگونه ایمان و قرآن و روایات را بکارم و چگونه آبش بدهم؟ با چه آبی می توانم درخت ایمان را آبیاری کنم؟ چگونه علف‌های هرز گناه و مکروه و رذیلت‌های اخلاقی را بزنم و از بین ببرم تا به سعادت دنیا و آخرت برسم؟》. این ها یعنی تفکّر. این که در تعریف[فکر]گفته اند: (شرح‌المنظومه،ج۱،ص۵۷) یعنی:{اندیشه، حرکت از مطالب تصوری و تصدیقی به مبادی آنها و حرکتِ دوباره، از آن مبادی به سوی مراد و حلِّ مشکل است}، این برای اهل فَنّ است اما تعریف ساده و عامّ آن، این است که بنشینیم درباره‌ی قیامت فکر کنیم و اینکه راستی مرگ حقّ است. عذاب و پاداش الهی در پیش است. دوری و نزدیکی به خدا در کار است. این جهان خالق توانایِ مدیر مدبّر دارد. فکر کنیم به اینکه من کیستم؟ از کجا آمده‌ام؟ به کجا می‌روم؟ مقصود از آمدن من چه بوده؟ و... این‌ها را[فکر و اندیشه] می گویند.
⚠️ ⚠️ هنگامی که مردم به خانه‌ی حضرت لوط [علی نبینا و آله و علیه السلام] ریختند، از آنجا که تشخیص نمی‌دادند فرشته های عذاب آمده‌اند، آن سخن جسارت آمیز و وقیح را گفتند و حضرت لوط هم فرمود :《 [هود/۸۰] ای کاش برای مقابله با شما قدرتی داشتم یا به تکیه گاهی استوار پناه می جستم!》 در حدیث وارد شده که منظور حضرت لوط [علیه السلام]، ظهور امام زمان [علیه السلام] بود و ایشان درخواست ظهور مهدی موعود[علیه السلام] را داشت. یعنی از خدا خواست که《 ای کاش من در زمان ظهور امام مهدی (علیه‌السلام)بودم و این حمله‌ی شما اتفاق می افتاد و من برای فریادرسی به ایشان (علیه السلام) پناهنده می شدم》[ کمال الدین ،،ص ۶۷۳] برخی دیگر از،پیامبران مانند حضرت عیسی (علیه‌السّلام)[علی نبینا و آلهو علیه السّلام] به صراحت می گفتند:《 اَنَا مُنتَظِرُ روحِ اللهِ [بصائر الدّرجات، ص ۳۰۱ و مناقب ابن شهر آشوب ، ص ۸۴] : من چشم به راه امام مهدی (علیه‌السلام) هستم》.
⚠️ ⚠️ امامان معصوم (علیهم‌السّلام) نیز فرمودند:《 وقتی مهدی بیاید، فرج همه ی ما اهل بیت خواهد بود》. از این رو در آن دعای شریف می‌خوانیم:《 [مفاتیح الجنان] : ای پرودگار محمد و دودمان محمد! بر محمد و خاندانش درود فرست و در گشایش امر آنان، شتاب کن!》 سدیر صیرفی می‌گوید:《 وارد محضر شریف امام صادق(علیه‌السّلام) شدم و دیدم ایشان در حال ناله و بی‌تابی است[چنان که تا آن زمان، چنین ناله و زاری و گریه ای را از آن جناب ندیده بودم] امام‌صادق(علیه‌السلام) خود را به خاک می‌مالید و می فرمود:" سیّدی! سیّدی! غَیبَتُکَ نَفت رُقادی [بحارالانوار، ج۵۱،ص۱۵۲] آقای من! سرور من! نبود تو خواب را از چشم من ربوده و بستر استراحت و راحت مرا جمع کرده است!" سپس امام صادق(علیه‌السّلام) درباره‌ی مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) فرمود:《 وَلَو اَدرَکتُهُ لَخَدَمتُهُ اَیَّامَ حَیَاتِی [همان، ج۵۱،ص۱۵۲] : اگر اورا ببینم، و در زمانش باشم، تا عمر دارم، نوکری و خدمتش خواهم کرد》!!
⚠️ ⚠️ امام زمان (علیه‌السلام) مجلس اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) را دوست دارد. علاوه بر این که حضور در مجلس اهل بیت(علیهم السلام) باعثِ حياتِ معنوی است، محبوبِ امامان(علیهم‌السّلام) نیز می‌باشد. فضیل بن یسار[ که از یاران جلیل القدر امام صادق(علیه‌السّلام) می باشد] می گوید:《در مجلسی با چند نفر شیعه نشسته و گفت‌وگو میکردیم که امام صادق(علیه‌السّلام) نزد ما آمد و فرمود :"دور هم نشسته و سخن از ما به میان آورده‌اید؟" عرض کردم:" به، قربانت شوم ای پسر پیامبر!" آنگاه امام صادق (علیه‌السلام) فرمود :"من این مجالس را دوست دارم" 》 در این روایت، سه نکته وجود دارد...
⚠️ ⚠️ نکته اول : عبارت 《جُعِلتُ فِدَاکَ》که در برخی روایت‌ها به چشم می خورد، برای افراد عاشق و اهل محبت است. آن عده که به آل الله (علیهم‌السلام) محبت زیاد داشتند، با آن حضرات (علیهم‌السلام) این گونه سخن می گفتند. نکته دوم: امام(علیه‌السلام) فرمود:《منِ امام صادق، این مجالس را دوست دارم》؛ دیگر چه می‌خواهی؟! محبت امام صادق (علیه‌السلام) و خشنودی ایشان در میان است. نکته سوم: امام زمان(علیه‌السلام) هم، عین امام صادق(علیه‌السلام) است. فرقی نمی‌کند؛ اگر امام مهدی(علیه‌السلام) هم عبور بکند و چنین محفلی را ببیند ،خواهد فرمود:《من این مجالس را دوست دارم》. پس ماهم دور هم جمع شویم و به یاد و نام ایشان سخن بگوییم.
⚠️ ⚠️ شوق دیدار یکی دیگر از وظایف شیعه در عصر غیبت این است که از شوقی سرشار و اشتیاقی فراوان نسبت به امام زمان عليه السلام برخورد دار باشد. منتظر واقعی امام زمان علیه السلام بی قرار است و برای ملاقات با آن حضرت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف لحظه شماری می کند.اگر چنین شوقی که از معرفت به وجود می آید در انسانی پدیدار شود،اوبه خیلی از کمالات و معارف الهی رسیده و از بسیاری از رذیلت های اخلاقی نجات یافته است . چگونه می‌شود انسان ادعای محبت کند و بگوید کسی را خیلی دوست دارد اما شوقی به دیدار آن فرد نداشته باشد ؟!