eitaa logo
معرفی شهدا "شمیم عشق"
511 دنبال‌کننده
5.5هزار عکس
4.7هزار ویدیو
47 فایل
『موسسه فرهنگی هنری و پژوهشیِ شمیم عشق رفسنجان شماره ثبت 440』 خادم شهدا @shamimeshghar کانال روبیکا https://rubika.ir/shamimeeshgh1399
مشاهده در ایتا
دانلود
تمام داستان مادر همین است... یک چادر خاکی یک پهلوی شکسته😭💔😭
فاطمیه ها فقط خصوصیا دعوتن؟ اره خصوصیا دعوتن اما دعوت شدن تو هیئت رفتن خلاصه نمیشه :) همینکه تو بتونی گوشه ی اتاقت روضه بزاری و دلت برای خانم زهرا بشکنه، همینکه خدا اجازه بده برای زجر های امیر المؤمنین اشک بریزی.. یعنی تو دعوت شدی! ❤️‍🩹 اون کسی که دعوت نشده که دلش از سنگه! اون کسی دعوت نشده که نتونسته این ایام رو درک کنه.. ممکنه تو بری هیئت اما هیچ چیزی از روضه و سخنرانی نفهمی و یا حتی اشک بریزی اما دلیل و مفهموم اشک ریختنت رو ندونی! حقيقتا اينکه لباس مشکی بپوشی، بری هیئت و مداحی اقای Xرو زنده گوش بدی و اشک بریزی با اینکه هیئت تو خونه بیاری، یه پرچم گوشه اتاق نصب کنی، لباس مشکی بپوشی و همون مداحی ها رو از طریق لایو و گوگل گوش بدی... چه فرقی میکنه؟ :) _التماس دعا...
30.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نیروی دریایی آن وقت که لازم شد وارد بشود در دریا ، حقا کارهای بزرگ و برجسته ای را انجام داد. دریا دلان نیروی دریایی امید آنکه همیشه دریایی بمانید و از هیچ چیز نهراسید .
26.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه رزق خوب... یه حال خوب... یه حس قشنگ... تقدیم به شما امام رضایی ها...🌹 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
غزل فاطمیه مدح و مرثیه حضرت زهرا سلام اللّه علیها می‌تکانی چادرت را می‌رسانی نانِ ما را با نگاهت می‌کنی جبران خودت خُسرانِ ما را چادرِ خاکی به سر داری ولی مادر گرفتی بینِ کوچه گرد و خاکِ این دلِ سوزانِ ما را سربه‌زیرم چون دلَت را با خطاهایم شکستم سربلندم کردی و گفتی ببین احسانِ ما را مادرِ قامت‌کمانِ مهدیِ صاحب‌زمانی نیمه‌جان هر شب صدا کردی تو آقا جانِ ما را نورِ مطلق بودی و بر چهره‌ات رَدِّ کبودی مضطرب کردی میانِ کوچه روضه‌خوانِ ما را کودکی بر رویِ پنجه ایستاده تا بگیرد ضربِ سیلی را که جان بر لب کند جانانِ ما را تکّه‌ای از گوشواره رویِ خاک اُفتاده اِی وای درد داری مادرم حالا بخوان درمانِ ما