#ذکرروز👆
⚜﷽⚜
❣ذكر روز شنبه
يا رَبَّ العالَمين
🌸اي پروردگار جهانيان
#نمازحاجت_روزشنبه
#درجه_پیغمبران
هرڪس روزشنبه
این نمازرابخواندخدااورا
دردرجه پیغمبران صالحین وشهداقراردهد
[۴رڪعت ودرهررڪعت
حمد،توحید،آیةالکرسے]
📚مفاتیح الجنان
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
#پیام_سلامتی
#رمضان
#جالبه_بدونید
خوردن موز 🍌و پرتقال🍊
در سَحَری هم چربی را می سوزاند
و هم افسردگی 😔 را برطرف می کند.
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سلام 🌸به دوشنبه🌸
🌱۱۲رمضان خوش آمدی
🌸خوشبختی یک سفراست
🌱نه یک مقصد
🌸زیبازندگی کنیدو
🌱ازحال لذت ببرید
🌸لحظه هاتون سرشار از
🌱خوشی وشادمانی
🌸شروع هفته تون پُر از بهترینها
🌱الهی
🌸یه روزخوب
🌱یه روزعالی
🌸یه روزموفق
🌱یه روز پربرکت
🌸یه روز شاد داشته باشین
🌱وخداوندخوشبختی و ثروت
🌸 فراوان راسرراه تون قرار
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
#ذکر_درمانی
#در_باب_حاجات_و_مهمات
🌹ختم هفته ازامام حسین(ع)🌹
🌸🍃گویندازامام حسین(ع)
روایت شده است که فرمودند
رسول خدا(ص)فرمودند👇
🌸🍃جهت قضای حوائج(هفت
روز)وهر روزی هر،یک از این
اذکار را(هزارمرتبه)به این ترتیب
بخواندحاجت او روا شود و الا
فردای قیامت دامن گیر من
باشد👇
✨روزشنبه⇦یَا حَیُ يَاقَيُّومُ
✨روزیکشنبه⇦إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
✨روزدوشنبه⇦سُبْحانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُلِلَّهِ
✨روزسه شنبه⇦يااللَّهُ يارَحْمنُ
✨روزچهارشنبه⇦حسبي اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ
✨روزپنج شنبه⇦يَا غَفُورُ يَا رَحِيمُ
✨روزجمعه⇦یَا ذَاالْجَلالِ وَالْاكْرامِ
📗گوهرشب چراغ ج۲ص64
http://eitaa.com/joinchat/815792139C7badb43017
#ذڪرهاےگرـღـگشا⬆️⬆️⬆️
💜✨💜✨💜✨💜✨💜✨💜
#اذکارمعجزه_آسای_طلایی
🔺🔻 #گشایش
#ثروت
🔰✨هرکس روز شنبه در ساعت
اولیه روز ۱۰۶۰ مرتبه《 #یاغنی》گوید
ثروتمند شود وشکی درآن
نیست ان شا الله.
📚گل های ارغوان ج1ص195
http://eitaa.com/joinchat/815792139C7badb43017
#ذڪرهاےگرـღـگشا⬆️⬆️⬆️
❃↫✨« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »✨↬❃
✫⇠ #دختر_شینا
✫⇠قسمت :1⃣0⃣2⃣
#فصل_شانزدهم
پرسیدم: «کجا؟!»
گفت: «همدان.»
کمک کرد بچه ها سوار ماشین شدند.
گفتم: «وسایلمان! کمی صبر کن بروم لباس بچه ها را بیاورم.»
نشست پشت فرمان و گفت: «اصلاً وقت نداریم. اوضاع اضطراریه. زود باش. باید شما را برسانم و زود برگردم.»
همان طور که سوار ماشین می شدم، گفتم: «اقلاً بگذار لباس های سمیه را بیاورم. چادرم...»
معلوم بود کلافه و عصبانی است گفت: «سوار شو. گفتم اوضاع خطرناک است. شاید دوباره پادگان بمباران شود.»
در ماشین را بستم و پرسیدم: «چرا نیامدید سراغمان. از صبح تا به حال کجا بودید؟!»
همان طور که تندتند دنده ها را عوض می کرد، گاز داد و جلو رفت. گفت: «اگر بدانی چه وضعیتی داشتیم. تقریباً با دومین بمباران فهمیدم عراقی ها قصد دارند پادگان را زیرورو کنند، به همین خاطر تصمیم گرفتم گردانم را از پادگان خارج کنم. یکی یکی بچه ها را از زیر سیم خاردارها عبور دادم و فرستادمشان توی یکی از دره های اطراف. خدا را شکر یک مو از سر هیچ کدامشان کم نشد. هر سیصد نفرشان سالم اند؛ اما گردان های دیگر شهید و زخمی دادند. کاش می توانستم گردان های دیگر را هم نجات بدهم.
ادامه دارد...✒️
❃↫✨« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »✨↬❃
✫⇠ #دختر_شینا
✫⇠قسمت :2⃣0⃣2⃣
#فصل_شانزدهم
شب شده بود و ما توی جاده ای خلوت و تاریک جلو می رفتیم. یک دفعه یاد آن پسر نوجوان افتادم که آن شب توی خط دیده بودم. دلم گرفت و پرسیدم: «صمد الان بچه هایت کجا هستند؟ چیزی دارند بخورند. شب کجا می خوابند؟»
او داشت به روبه رو، به جاده تاریک نگاه می کرد. سرش را تکان داد و گفت: «توی همان دره هستند. جایشان که امن است، اما خورد و خوراک ندارند. باید تا صبح تحمل کنند.»
دلم برایشان سوخت، گفتم: «کاش تو بمانی.»
برگشت و با تعجب نگاهم کرد و گفت: «پس شما را کی ببرد؟!»
گفتم: «کسی از همکارهایت نیست؟! می شود با خانواده های دیگر برویم؟»
توی تاریکی چشم هایش را می دیدم که آب انداخته بود، گفت: «نمی شود، نه. ماشین ها کوچک اند. جا ندارند. همه تا آنجا که می توانستند خانواده های دیگر را هم با خودشان بردند؛ وگرنه من که از خدایم است بمانم. چاره ای نیست، باید خودم ببرمتان.»
بغض گلویم را گرفته بود، گفتم: «مجروح ها و شهدا چی؟!»
جوابی نداد.
گفتم: «کاش رانندگی بلد بودم.»
دوباره دنده عوض کرد و بیشتر از قبل گاز داد. گفت: «به امید خدا می رویم. ان شاءالله فردا صبح برمی گردم.»
ادامه دارد...✒️
@tafakornab
@shamimrezvan
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
http://eitaa.com/joinchat/2767126539Cf9cc9852b1
حجاب فاطمی مخصوص بانوان👆آقا❌❌❌
❃↫✨« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »✨↬❃
✫⇠ #دختر_شینا
✫⇠قسمت :1⃣0⃣2⃣
#فصل_شانزدهم
پرسیدم: «کجا؟!»
گفت: «همدان.»
کمک کرد بچه ها سوار ماشین شدند.
گفتم: «وسایلمان! کمی صبر کن بروم لباس بچه ها را بیاورم.»
نشست پشت فرمان و گفت: «اصلاً وقت نداریم. اوضاع اضطراریه. زود باش. باید شما را برسانم و زود برگردم.»
همان طور که سوار ماشین می شدم، گفتم: «اقلاً بگذار لباس های سمیه را بیاورم. چادرم...»
معلوم بود کلافه و عصبانی است گفت: «سوار شو. گفتم اوضاع خطرناک است. شاید دوباره پادگان بمباران شود.»
در ماشین را بستم و پرسیدم: «چرا نیامدید سراغمان. از صبح تا به حال کجا بودید؟!»
همان طور که تندتند دنده ها را عوض می کرد، گاز داد و جلو رفت. گفت: «اگر بدانی چه وضعیتی داشتیم. تقریباً با دومین بمباران فهمیدم عراقی ها قصد دارند پادگان را زیرورو کنند، به همین خاطر تصمیم گرفتم گردانم را از پادگان خارج کنم. یکی یکی بچه ها را از زیر سیم خاردارها عبور دادم و فرستادمشان توی یکی از دره های اطراف. خدا را شکر یک مو از سر هیچ کدامشان کم نشد. هر سیصد نفرشان سالم اند؛ اما گردان های دیگر شهید و زخمی دادند. کاش می توانستم گردان های دیگر را هم نجات بدهم.
ادامه دارد...✒️
❃↫✨« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »✨↬❃
✫⇠ #دختر_شینا
✫⇠قسمت :2⃣0⃣2⃣
#فصل_شانزدهم
شب شده بود و ما توی جاده ای خلوت و تاریک جلو می رفتیم. یک دفعه یاد آن پسر نوجوان افتادم که آن شب توی خط دیده بودم. دلم گرفت و پرسیدم: «صمد الان بچه هایت کجا هستند؟ چیزی دارند بخورند. شب کجا می خوابند؟»
او داشت به روبه رو، به جاده تاریک نگاه می کرد. سرش را تکان داد و گفت: «توی همان دره هستند. جایشان که امن است، اما خورد و خوراک ندارند. باید تا صبح تحمل کنند.»
دلم برایشان سوخت، گفتم: «کاش تو بمانی.»
برگشت و با تعجب نگاهم کرد و گفت: «پس شما را کی ببرد؟!»
گفتم: «کسی از همکارهایت نیست؟! می شود با خانواده های دیگر برویم؟»
توی تاریکی چشم هایش را می دیدم که آب انداخته بود، گفت: «نمی شود، نه. ماشین ها کوچک اند. جا ندارند. همه تا آنجا که می توانستند خانواده های دیگر را هم با خودشان بردند؛ وگرنه من که از خدایم است بمانم. چاره ای نیست، باید خودم ببرمتان.»
بغض گلویم را گرفته بود، گفتم: «مجروح ها و شهدا چی؟!»
جوابی نداد.
گفتم: «کاش رانندگی بلد بودم.»
دوباره دنده عوض کرد و بیشتر از قبل گاز داد. گفت: «به امید خدا می رویم. ان شاءالله فردا صبح برمی گردم.»
ادامه دارد...✒️
@tafakornab
@shamimrezvan
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
http://eitaa.com/joinchat/2767126539Cf9cc9852b1
حجاب فاطمی مخصوص بانوان👆آقا❌❌❌
#حدیث_روز
💎پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
❌با بخيل مشورت مكن،
زيرا او تو را از هدفت باز مى دارد
لَا تُشَاوِرِ الْبَخِيلَ فَإِنَّهُ يَقْصُرُ بِكَ عَنْ غَايَتِكَ
📚علل الشرايع ج2 ص559
〰➿〰➿〰➿〰
💎پیامبر خدا صلى الله عليه وآله:
❌با ترسو مشورت مكن،
زيرا او راه بيرون آمدن ازمشكل را برتو تنگ مى كند
لَا تُشَاوِرْ جَبَاناً فَإِنَّهُ يُضَيِّقُ عَلَيْكَ الْمَخْرَجَ
📚علل الشرايع ج2ص559
〰➿〰➿〰➿〰➿
💎رسول اكرم صلى الله عليه و آله:
❌با حريص ، مشورت مكن،
زيرا بدى آن را(حریص بودن را) در نظرت، زيبا جلوه مى دهد
َا تُشَاوِرْ حَرِيصاً فَإِنَّهُ يُزَيِّنُ لَكَ شَرَّهَا
📚علل الشرايع ج2 ص559
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
#احکام_شرعی
#احکام_بانوان
#روزه #حیض #پاکشدن_حیض
🔺 علم به پاك شدن از حيض در اثناى روز ماه رمضان:
⭕️ #سوال : اگر زنى بعلت عدم اطمينان به پاکى از حيض, در سحر ماه رمضان غسل نکند و در بين روز متوجه شود كه پاک شده بوده آيا تکليفش در اين روز امساک است؟
✅ جواب: در فرض سؤال اگر مفطرى را مرتكب نشده، نيّت روزه مىکند و بنابر احتياط واجب اين روز را قضا نمايد اما در صورت ارتكاب مفطر كفّاره آن روز بر او واجب نيست.
📚 استفتائات آیةالله العظمی خامنهای
➖➖➖➖➖➖➖
#روزه #پاکشدن_حیض
⭕️ #سوال: اگر خانم شب غسل حیض كند ولی (در) روز که روزه بوده است لکه زرد ببيند آیا روزهاش باطل است و دوباره باید غسل كند؟
✅ جواب: چنانچه خون حيض (حتي اگر بصورت لکه کمرنگي باشد) از ده روز بگذرد به مقداري که در ماههای قبل خون میديده عادت ماهانه قرار میدهد، و بقيه حکم استحاضه دارد. و اگر مجموع ( پاکي و خون) از ده روز تجاوز نکند همه آن حيض محسوب میشود.
📚 استفتاء سایت هدانا از دفتر آیت الله مکارم
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
#هرروزیک_آیه
✨هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا
✨هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ
✨الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ
✨الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿۲۳﴾
✨اوست خدايى كه جز او معبودى نيست
✨همان فرمانرواى پاك سلامت بخش و
✨مؤمن به حقيقت حقه خود كه
✨نگهبان عزيز جبار و متكبر است
✨پاك است خدا از آنچه با او
✨شريك مى گردانند (۲۳)
📚 سوره مبارکه الحشر
✍ آیه ۲۳
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از خانواده بهشتی
✨💜بِسمِ ربِّ الزَهـــــــــراء«س»💜✨
#همسرداری
#سبک_زندگی_فاطمی
مُقدم داشتن همسر بر خود .
🌼وقتی #زن و #مرد به #عقد یکدیگر درآمدند خداوند #محبت آن دو را به #دل یکدیگر میاندازد، گویی یک روح در دو بدن میشوند و از این پس، برای گرمتر کردن کانون #خانواده به نکات فراوانی باید توجه شود🗣
از جمله آنها #ایثار و از خود گذشتگی است!
به این معنا که برای تأمین و تداوم #سعادت خانواده، دیگری را بر خود مقدم داشته و برخی از #حقوق خود را نادیده بگیرند.
به طور مثال:
سخن حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به همسرشان. 🌼 «یا ابا الحسن انی لاستحیی من الهی ان اکلف نفسک ما لا تقدر علیه؛
ای اباالحسن! من از پروردگار خود #حیا میکنم که چیزی را که تو بر آن #توان و #قدرت نداری، از تو درخواست نمایم»
📢 کاش ما نیز ایثار را از این بانوی بزرگوار الگو میگرفتیم.
📚بحار الانوار، ج ۳۷، ص ۱۰۳ و ج ۹۳، ص ۱۴۷.
@zendegiasheghaneh
@shamimrezvan
هدایت شده از خانواده بهشتی
#تربیت_فرزند
کودک فرشته ای از فرشتگان خداوند است
آسمان پاک دلشان مراقبت میخواهد
زیادی زمینیش کنی
پرواز یادش میرود
به_آسمان_عادتشان_دهیم
#روزه_کله_گنجشکی_سفارش_اسلام
@zendegiasheghaneh
@shamimrezvan