«اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا رُقَیَّةَ بِنْتَ الْحُسَیْنِ»
#گوشهی_ویرانه
منم بیبال و پر مرغی که کنج لانه خاموشم
ز بیم دام صیاد و ز کید دانه خاموشم
منم شهدخت شاه دین که از جور یزید دون
ز تخت بخت، افتادم ولی شاهانه خاموشم
«رقیه»، دختر سالار دشت نینوا هستم
که از بیداد پور کافر مرجانه خاموشم
مرا مرگ پدر، افسانهای باشد توانفرسا
که افسون گشتم و از وصف آن افسانه خاموشم
پی کالای وصلش، نقد جان خویشتن دادم
چو دیدم گنج خود را گوشهی ویرانه خاموشم
شبی کز خواب خوش برخاستم در کنج ویرانه
بدیدم رأس خونآلودهی جانانه خاموشم
یزیدم کرد مهمان رأس باب آورد در پیشم
از آن مهماننوازیهای نامردانه خاموشم
به بزم مدعی جام شهادت نوش جان کردم
چو بر پیمان خود دارم به لب پیمانه خاموشم
چراغ عمرم از باد حوادث شد خموش اما
چه پنهان از شما کز طعنهی بیگانه خاموشم
زدم مهر خموشی بر لب و خون میخورم از غم
که همچون غنچهی نشکفته در گلخانه خاموشم
گر از داغ پدر چون «شمس قم» سوزد تن و جانم
ز شمع عشق میسوزم که چون پروانه خاموشم .
✍ شادروان سید علیرضا شمس قمی
#شمس_قمی
@shamseqomi
#مرا_نشناختند
عافیتسوز جهان بودم مرا نشناختند
رند بی نام و نشان بودم مرا نشناختند
صوفپوشِ بیصفا یا زاهد ظاهرپرست
نه چنینم نه چنان بودم مرا نشناختند
کُنج خلوت سر به زانوی قناعت داشتم
چندِ گنج شایگان بودم مرا نشناختند
پرّ کاهی زرد و لرزان روی خاک راه دوست
آبروی کهکشان بودم مرا نشناختند
اختران و مهر و ماه از لفظ و معنی ساختم
در زمین چون آسمان بودم مرا نشناختند
گوهر نادر چو کوه نور و چون دریای نور
تحفهی هندوستان بودم مرا نشناختند
سوخته بربادرفته پیسپرده خاکسار
ملک جم فرّ کیان بودم مرا نشناختند
عاشق ایرانزمین سودایی خاک وطن
قیروان تا قیروان بودم مرا نشناختند
محو مردمدوستی شیدایی آزادگی
شاعر آزادگان بودم مرا نشناختند
آشنای زخمی سرمای غربتهای تلخ
آهویی بیآشیان بودم مرا نشناختند
چون سنایی سروری با بیکلاهی چون سنا
«زیور دست جهان بودم مرا نشناختند»
با بلاجویان دُردآشام از روز الست
همدم پیر مغان بودم مرا نشناختند.
✍ #دکتر_مظاهر_مصفا
https://kouchesaresher.blogfa.com
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
«قتلِماه»؛ اثری عاشورایی از علیرضا اطلاقی
✅ «قتلِماه»، تازهترین اثر ارزشمند از استاد علیرضا اطلاقی، غزلسرای توانا و شاعر موفق آیینی معاصر، مجموعهای بینظیر از سرودههای عاشورایی در قالبهای: غزل، قصیده، مثنوی، رباعی و مربع ترکیب است.
🔻آثار این شاعرِ جستجوگر و مضمون پرداز، همواره سرشار از مضامین بکر و ناب، آرایههای لفظی و معنوی بدیع، و گاه دربردارندهی ساختارهایی نوآورانه و هنجارشکن است.
🔻علاقهمندان جهت تهیهی این اثر فاخر میتوانند با شمارهی زیر تماس حاصل فرمایند.
09912616764 ☎️
«عموی دریا»
بغض او در گلوی دریا بود
اشک او آبروی دریا بود
یکطرف بانگ تشنگان حرم
یکطرف هایوهوی دریا بود
چون نسبم آمد و سبک پَر زد
آفتابی که روی دریا بود
بوسهدادن به مشکِ خالی او
واپسین آرزوی دریا بود
بوی مرطوب گریه میآمد
چشم او باز سوی دریا بود
داشت دریا ز تشنگی میمُرد
کاشکی او «عموی دریا» بود
روی ساحل دو بال خونآلود
یادگاری ز قوی دریا بود .
«علیرضا اطلاقی»
هدایت شده از اشعار شادروان شمس قمی
میلاد باسعادت خاتم الانبیا مبارک باد.
#مظهر_توحيد
عرش منوّر شد از جمالِ محمد
دهر مجلّل شد از جلالِ محمد
مهرِ جهانتاب شرمگین و خجل شد
دید چو تابانمَه جمالِ محمد
عقلِ مرا نیست آن توان که بگویم
علتِ ایجادِ بیزوالِ محمد
طبعِ قصير و فقیرِ من نتواند
وصف کند جزئی از کمالِ محمد
چونکه خیالم رَود فراسویِ گیتی
ره نبرد هیچ جز خیالِ محمد
کرسی و لوح و قلم کنند تواضع
تا به ابد در برِ خصالِ محمد
زآدم تا خاتم، انبیا و رسولان
جمله نمودند، امتثالِ محمد
یوسفِ کنعان بُوَد به حسن و ملاحت
آینهدارِ سیاهِخالِ محمد
عیسیِ گردوننشین ز چرخِ چهارم
بوسه زند بر صفِ نعالِ محمد
ایزدِ یکتا، نیافریده ز حکمت
بندهیِ فرمانبری مثالِ محمد
عزّ و شرف را نگر که خالقِ اکبر
نیک ستودهست خلق و حالِ محمد
فاطمهاش کوثر است و کوثر باشد
قطرهای از کوثرِ زلالِ محمد
بهرهور از رحمتِ خدا نتوان شد
هر که نباشد محبِّ آلِ محمد
سنگِ محک بوده بهرِ کافر و مؤمن
وقتِ اذان، معجزِ بلالِ محمد
بر سرِ امّت فتد به روزِ قیامت
از رِهِ لطف و کرم ظلالِ محمد
مظهرِ توحید بود و وحدت و ایمان
مکتبِ قرآنِ بیهمالِ محمد
وجهِ تمایز، میانِ کافر و مسلم
فرقِ حرام است با حلالِ محمد
در شبِ معراج، جبرئیل نيارست
طاقتِ پرواز، در قبالِ محمد
بس بتِ بیداد را ز داد فرو ریخت
دستِ علی، ز امرِ اعتدالِ محمد
ماهِ فلک را به غمزه ساخت دو نیمه
خنجرِ ابرویِ چون هلالِ محمد
«شمس قمی» شیعه، سعدی است که فرمود:
«عشقِ محمد بس است و آلِ محمد»
✍ شادروان سيد عليرضا شمس قمی
#شمس_قمی
@shamseqomi
«هر دو»
رُخت خورشیدِ رخشان یا که مهتاب است؟ یا هر دو؟
لبت لعلِ بدخشان، یا که عنّاب است؟ یا هر دو؟
دو چشمت نرگسِ شهلا بوَد در فتنهانگیزی
وَ یا یک جفتِ مست از بادهی ناب است؟ یا هر دو؟
هلال است ابروانِ شوخ و کافرکیشِ آن دلبر
و یا شمشیرِ خونپالایِ سهراب است؟ یا هر دو؟
بوَد مشکِ ختن آن طرّهی طرّارِ گیسویت
وَ یا سُنبل بوَد از بسکه پُرتاب است؟ یا هر دو؟
بوَد عِقدِ ثریا رشتهی دندانِ زیبایت
وّ یا که در دهانت دُرِّ خوشاب است؟ یا هر دو؟
دو چشمم گوهرافشان است از رنجِ فراقِ تو
وَ یا اشکم روان مانندِ سیلاب است؟ یا هر دو؟
ندانم «شمس قم» مجنون بوَد بر لیلیِ حسنت
وَ یا وامق، پیِ عذرایِ بیتاب است؟ یا هر دو؟
✍ شادروان سید علیرضا شمس قمی
#شمس_قمی
eitaa.com/shamseqomi
هدایت شده از آموزش عروض و قافیه و...
✅ کانال آمـوزش مبـانی شعــر (ایتا)
#رایگان
🎶 « عروض، قافیه و... » 🎶
🔻غلطهای رایج (درست بنویسیم)
🔻ماده تاریخ (حروف ابجد)
🔻آرایههای ادبی (لفظی ـ معنوی)
🔻و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie