#به_هم_میریزد
دل ِ بیحوصله ناگاه به هم میریزد
چون به یک لحظهی کوتاه به هم میریزد
تا توانی غم بیهوده به دل راه مده
که دلت را غم جانکاه به هم میریزد
به مکانی که دلت نیست به آنجا بروی
حال ِ دل، از سر اِکراه به هم میریزد
باش هشیار، مبادا شکنی قلب کسی!
خانهی عیش، به یک آه به هم میریزد
دل به دنیا نتوان بست که در دار فنا
زندگی لحظهی دلخواه به هم میریزد
پیش هر طفل یتیمی پسر خویش مبوس
که دل غمزده ناگاه به هم میریزد
دل خود را نسپاری به دل بلهوسان
که دلت را دل گمراه به هم میریزد
دخل و خرجی که یکی نیست بدون تردید
زندگی نیمهی هر ماه به هم میریزد
مَرد همت نکند شِکوه به هنگامهی کار
کوه را مثل پر کاه، به هم میریزد
زندگی را نکنی بی مدد عشق، بنا
که شبی خیمه و خرگاه به هم میریزد
غم بیهوده مخور ظلم اگر پابرجاست
که به یک اشکِ سحرگاه به هم میریزد
تا به دریا شدن ای رود نماندهست بسی
گرچه رؤیای تو را چاه، به هم میریزد
خانهی ظلم اگر سر بکشد تا به فلک
ظلم را حضرت الله، به هم میریزد
(ساقیا) آنکه نشد مست ز میخانهی عشق
حالِ او گرچه بوَد شاه، به هم میریزد.
سید محمدرضا شمس (ساقی)
#شمس_ساقی
eitaa.com/shamssaghi