وای عجب زِ عطرتو،مست بهارمیشود
به هرکجاکه پانهی،فصل بهارمیشود
چه گویم از شهدلبت،شراب هفت ساله است
بنوشم از شراب تو ،طعم انار میشود
نگاه دلبرانه ات،علت مجنون شدن است
ربوده چشم تو دلم ،وقتی خمار می شود
غرق درعشق تومنم،مداردریغ روی خود
زعشق رویایی تو،هردلی شکار می شود
عاشق لبخندتوام،که جان دهدبه این دلم
عشق باوجودتو،به یک هزار می شود
دوباره باد غزل سرود،به وصف عطرتن تو
مست زبوی پیرهنت،دشت و دیارمی شود
وای عجب زعطرتو،مست بهار می شود
به هرکجا که پا نهی ،فصل بهار می شود
#حمیدرضا_ضیافتی_برخوردار