eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.2هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
837 ویدیو
42 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
. الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ .
. توصیه می‌کنم درباره‌ی خانوم فاطمه بنت اسد مادر گرامی امیرالمؤمنین، این صحبتهای استاد عالی رو بشنوید: https://www.aparat.com/v/v17r3e6 .
شراب و ابریشم...
. مادرهای پا به ماه عموما با دردهای گاه و بی‌گاهی که در جانشان می‌پیچد باخبر از نزدیکیِ تولد فرزند م
. سحر که جناب ابوطالب برای عبادت بیدار شد، فاطمه را دید که پیش‌تر از او از جا برخاسته و با حالی غریب مشغول مناجات است. ابوطالب با مهربانی دست روی شانه‌ی همسرش گذاشت و آرام گفت فاطمه جان احساس می‌کنم حالتان مساعد نیست. فاطمه چشم‌های خیس و تب‌دارش را سمت شوهر گرامی‌اش چرخاند. دو نگاه در هم گره خورد. چقدر هیبت ابوطالب در منظر فاطمه بیشتر شده بود، چقدر چهره‌ی فاطمه در نگاه ابوطالب زیباتر شده بود. فاطمه دست روی بطنش گذاشت و گفت به وضوح می‌شنوم که ملائک با طفل درونم هم‌آواز شده‌اند و به ذکر پروردگار رحمان مشغولند، گمان می‌کنم به لحظه‌ی موعود رسیده‌ام. چشم‌های ابوطالب از شوق برق زد، دست فاطمه را گرفت و با صدایی که از اشتیاق و تشویش پُر بود، گفت عزیزم من می‌روم کمک بیاورم. فاطمه اما احساس می‌کرد باید خودش را به مسجدالحرام برساند! احساس عجیبی بود اما فاطمه واقعا خیال می‌کرد کعبه صدایش می‌زند. صدای کعبه تمام جمجمه‌اش را پر کرده بود که واضح و روشن صدا می‌زد دختر اسد سمت من بیا! فاطمه از خدای ابراهیم کمک خواست و دست به دیوار سمت مسجد راه افتاد... هر چه به مسجد نزدیکتر می‌شد، آواهای غریبی که می‌شنید بیشتر و بیشتر می‌شد. آواهایی در آمیخته از صدای بال و پر ملائک و تسبیح آسمانها و نوای طفل درونش... فاطمه همین که به مسجد داخل شد صدا زد ای پروردگار ابراهیم به تنهایی بنده‌ات رحم کن و بعد سمت کعبه سرازیر شد. هر قدمی که فاطمه سمت کعبه می‌رفت، یک تَرَک از شوق بر قلب کعبه می‌نشست فاطمه به کعبه که رسید کعبه آغوش باز کرد و او را دربرگرفت. کعبه پیش چشم همه‌ی آنهایی که در آن ساعت صبح در مسجدالحرام بودند از هم شکافته شد سنگ‌فرش‌های مسجد به تکبیر درآمدند، دیوار کعبه به قامت فاطمه صلوات فرستاد، آسمان خم شد و دست فاطمه را گرفت و کمک داد به کعبه وارد شود... پرده‌ی کعبه جای قدم‌های فاطمه را بوسید و شکاف بار دیگر بسته شد... ✍ملیحه سادات مهدوی @sharaboabrisham مرقوم شد، در روز ولادت امیرالمؤمنین در ایوان مسجد جامع شهر💚 ✅نشر فقط با نام نویسنده و لینک کانال @sharaboabrisham .
. بعد از نماز ظهر و عصر، چند دقیقه برای بانوان معتکف درباره‌ی فضائل امیرالمؤمنین صحبت کردم. صحبتهام که تموم شدم چند نفر از خانومها اومدن جلو گفتن چقدر کلامتون شیرین و جذابه، چقدر خوب حرف می‌زنید. راست می‌گفتند کلامم شیرین و جذاب بود و خیلی خوب حرف زدم، اما نَه بخاطر اینکه مهارت خاصی دارم، بلکه دقیقا بخاطر اینکه ارادت خاصی دارم! من با تمام قلبم امیرالمؤمنین رو دوست دارم و همین سبب می‌شه وقتی درباره‌ی ایشون حرف می‌زنم، حرفهام حلاوت داشته باشه. احساس می‌کنم وقتی می‌گم الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ، می‌تونم یک شهر رو با برق چشمهام روشن کنم! و اونقدر شعف در صورتم می‌نشینه که می‌تونم تمام غصه‌های عالم رو در شور و شوقم، حل کنم! آدمها فکر می‌کنند من خوب حرف می‌زنم که براشون لذت بخشه، ولی من فقط دارم قدری از لذتی که خودم احساس می‌کنم رو به جان اونها می‌ریزم. من با کلمه کلمه‌ای که درباره‌ی امیرالمؤمنین می‌گم لبریز می‌شم و همین سبب می‌شه که با اشتیاق آنچه می‌دونم رو بیان کنم و مخاطب به اشتباه فکر می‌کنه من خوب صحبت می‌کنم! من فقط عشق رو با اونها قسمت می‌کنم و این طعم عشقه که اینهمه شیرین و جذابه و نه کلام سخنران! به قول مرحوم کاظم بهمنی: من که نوشاندم به قلبم شربت عشق تو را لذتش را با تمام شهر قسمت می‌کنم❤️ .
از تمام کارهایی که در اعتکاف می‌شد انجام بدم، خدمت در آشپزخانه رو انتخاب کردم!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شراب و ابریشم...
. سحر که جناب ابوطالب برای عبادت بیدار شد، فاطمه را دید که پیش‌تر از او از جا برخاسته و با حالی غریب
دقت دارید که ولادت امیرالمؤمنین ده سال پیش از بعثت بوده؟ لیکن پدر و مادر امیرالمؤمنین موحد بودند و ایمان آورده بر آئین توحیدی حضرت ابراهیم. در برخی نوشته‌ها که از عبادت و صلاة بانو بنت اسد و عالیجناب ابوطالب می‌نویسم، می‌ترسم مخاطب به اشتباه بیفته و فکر کنه این وقایع بعد از اسلام رخ داده. حضرت فاطمه بنت اسد وقتی از کعبه خارج می‌شن، رسول‌الله با اشتیاق به استقبال ایشون میان و نوزاد رو در آغوش می‌گیرن، نوزادِ تازه متولد شده شروع می کنه به تلاوت آیات ابتدایی سوره‌ی مؤمنون! کِی؟ ده سال قبل از بعثت!! الله اکبر از عظمت امیرالمؤمنین .
رزق زیارت در روز مرد زیارت مردی که به معنی واقعی کلمه مرد بود🌱
. زندگی سخت‌تر از اونیه که بشه بدون حب امیرالمؤمنین به آخر رسوندش! .