وسط جشن یه دختر کوچولو که هم خودش و هم مامانش از اعضای شراب و ابریشمند، یهو اومد بالای سن و این گل رو داد دستم و گفت من شما رو خیلی دوست دارم، چون شما یار امام زمانید.🥺💚
خیلی غافلگیر شدم، مخصوصا که عاشق رنگ سبزم مخصوصا این مدل سبز. و گلها هم بینهایت بوی خوشی میداد. چه مهرها و لطفها که از دستگاه اهلبیت به ما میرسه....
الحمدلله رب العالمین
.
.
.
راستشو بخواین، دلم برای امام زمان سوخت!
یار امام زمان...
هیع!
خداکنه اگه زمینهساز ظهور نیستیم، مانع ظهور نباشیم!
.
.
امروز تولد امام خمینی هم هست.
بنظر من غیر از اهلبیت که حسابشون از تمام بشر جداست، واقعا امام از تمام آدمهای تاریخ عظیمتر بوده!
حجابِ معاصرت نمیذاره ما عظمت امام رو به درستی درک کنیم ولی قرنها بعد، حتما از امام بعنوان اثرگذارترین انسانِ غیرمعصومِ تاریخ اسم برده خواهد شد.
.
PTT-20251202-WA0001.opus
زمان:
حجم:
325.7K
این دستنوشتهی من رو یه دختر کوچولوی نازنین خونده و معلمش صداشو برام فرستاده.
مائده خانوم جلالی کلاس چهارم از مدرسه بهار آزادی تهران ❤️
و خانوم معلم عزیزش که این نوشته رو با خودش به کلاس درس برده و بچهها رو همراه کرده: سرکار خانم زهرا رحمانی 🌱
@sharaboabrisham
.
کاش من یکی از خادمههای خانهی بانوی حجاز بودم، یکی از آن دهها و صدها زنی که در خانهی ثروتمندترین بانوی شبهجزیره، آمد و شد داشتند.
مثلا خادمهای بودم در مطبخ آن خانه که سفرهاش برای همه گسترده بود، یا خدمتکاری در سرسرا که درش به روی همه گشوده بود، یا مثلا آن خادمهای که وظیفهاش پذیرایی از آنهمه اشراف و بزرگانی بود که در آن خانه جلسات مهم تجاری برگزار میکردند و از درایت و هوش بانو برای تجارت خود مشاوره میگرفتند، یا مثلا آن یکی خادمهای که باید پشتیهای ایوان را ردیف به ردیف کنار هم میچید تا وقتی زنهای اشراف میآیند تکیهگاهشان آماده باشد.
یا آن خادمی که سینیهای شربت اعلای عربی را میآورد و پیش روی زنهای مستضعفی میگذاشت که برای گرفتن سکههای سخاوت بانو به آنجا سر میزدند.
یا آن خادمی که بانو همیانهمیان، نان تازه و سرشیر و خرما و گوشت تازهی شتر به او میسپرد تا به یک به یکِ یتیمان مکه برساند.
کاش من خدمتکاری در خانهی بانوخدیجه بودم و حافظهام پر بود از خاطرات آن روزها که کاروانکاروان طلا و نقره و مُشک و دیبا از آن خانه بیرون میرفت و بانو با آنهمه مکنت و شوکت با ما گداهای خانهاش درست عین زنهای اشراف رفتار میکرد.
کاش در مکه بودم و مثل امروزی اول صبح خودم را به خانهی بانو خدیحه میرساندم، خانهای که دیگر در آن خبری از رفت و آمد اشراف نبود، خانهای که تمام داراییاش را وقف مصطفای آفرینش کرده بود و حالا بانوی آن خانه، به جرم حمایت از احمد، تنها شده بود و غریبانه دختری از بهشت را به این دنیا آورده بود.
کاش بودم و آفتاب نزده خودم را به بانویم میرساندم و خندهکنان میگفتم مبارک است، مبارک است قدوم این دختر که صورتش مثل قرص ماه میدرخشد.
من خدمتکاری نبودم که آنهمه مهر بانویم فراموشم شود، حالا که بانو فارغ شدهاند، آمدهام با جان و دل به نورسیدهشان خدمت کنم، آمدهام تا خدای نکرده اگر بانو درد یا رنجی از تولد فرزند دارند کمکحالشان باشم...
کاش آن خدمتکاری بودم که بانو دخترش را حتی شده لحظهای به من میسپرد تا فرصت کند، رخت و لباسش را عوض کند و من در این فاصله از عطر خوش گریبان دخترش سرمست بوی بهشت میشدم.
کاش آن روزها در حجاز بودم و در خدمت بانویی که خدا تنها و تنها آغوش او را برای فاطمهی پیغمبر لایق دیده بود...
آه بانو!
هزار دریغ که آن روز نبودیم تا از قلب و جان در خدمت شما باشیم و نگذاریم طعنهی زنهای اشراف قلب مهربانتان را زخم بندازد
کاش بودیم و با شما میماندیم حتی اگر تمام حجاز به شما پشت کرده بود...
ای تمام جان و مال و دارایی ما به قربان نام شما
مادر شدنتان مبارکِ تمام کائنات، ای مادری که هزار و چهارصد سال است برای کائنات، مادری میکنید....
✍ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
✅انتشار دستنوشتهها فقط با نام نویسنده و آدرس کانال
💟 جهت عرض شادباش به محضر بانو خدیجهی کبری، اگه دوست دارید به بانوان سرپرست خانوار عیدی بدید، به من پیام بدید🙏
.
.
خب من برم یه جشن دیگه در خدمت مجلس حضرت زهرا باشم انشاالله 😍
در جمع بانوان مهربان روستای باغآسیا
.
یه جانماز پروانهای تو کیفم داشتم که هیچجوره ازش دل نمیکندم، اومدم تو حسینیهی روستا نشستم، این دخترک اومد جلوی من ایستاد و نگاهم میکرد، گفتم اسمت چیه عزیزم؟
باورتون میشه گفت خدیجه؟
تا گفت خدیجه گفتم وای خدیجه، وای چه اسمی داری
بچه از میزان ذوق من تعجب کرد😂
بغلش کردم و دست بردم تو کیفم و جانمازی که به هیچ کس نمیدادمش رو درآوردم و گفتم به خاطر اسم قشنگت این جانماز هدیه برای تو.
چند بار بوسیدمش و چندبار گفتم خوش به حالت چه اسمی، چه اسمی چه اسمی
دوست داشتم تا همیشه یادش بمونه که خییییلی خوش نامه، بی نهایت خوش نامه....
برای اعتلای نام امالمؤمنین خدیجهی کبری💚
.
.
به مناسبت میلاد خانومِ خانومای دو سرا، قراره یکی از تولیدات شراب و ابریشم منتشر بشه انشاالله
فکر میکنید چی باشه؟
.
شراب و ابریشم...
. به مناسبت میلاد خانومِ خانومای دو سرا، قراره یکی از تولیدات شراب و ابریشم منتشر بشه انشاالله فک
.
به مناسبت پربرکتترین ولادت جهان
منتشر شد...
.
34.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸کاری از گروه هنری شراب و ابریشم
🔸با صدای اهالیِ شراب و ابریشم
🔸ایدهپرداز: ملیحه سادت مهدوی
🔸تدوینگر: سیده فائزه موسوی
@sharaboabrisham
حنیف طاهرینماهنگ فرقی ندارد.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
یا صاحبالزمان 💚
@sharaboabrisham
شراب و ابریشم...
. برای محبتی که به اهلبیت در قلبم احساس میکنم، از مادرم ممنونم. برای آنچه از قرآن بَلَدم، از مادرم
یک کانال مسابقه گذاشته برای روز مادر و قرار کرده به بهترین دلنوشته برای مادر جایزه بده و یکی از دلنوشتههای ارسالی رو در عکس ملاحظه میفرمایید.🙄
یک نفر با نوشتهی من در مسابقه شرکت کرده.🤥🤥
و از اونجایی که شراب و ابریشمیها بی نهایت محبت دارند و مثل اموال شخصی خودشون از نوشتههای من حفاظت میکنند، خبرشو برام آوردن.😂
بعید میدونم تا ظهور امام زمان بشه به بعضیها فهموند کلمهها صاحب دارند...
قبلا درد این بود که چرا نوشتهها رو بینام منتشر میکنید، ولی ظاهرا نه تنها به نام خودشون برمیدارن که حتی باهاش تو مسابقه هم شرکت میکنند😒