.
مادرهای پا به ماه عموما با دردهای گاه و بیگاهی که در جانشان میپیچد باخبر از نزدیکیِ تولد فرزند میشوند.
بنتِاسد اما نَه با درد، که با تسبیحهای مکرر طفل درونش از نزدیکی لحظهی موعود باخبر شده بود!
فاطمه پیش از این هم صدای جنینش را شنیده بود که به تسبیح پروردگار مشغول است و حتی پیش آمده بود که جنینِ موحدِ دانشمندش با او همصحبت شده بود!
اما با ورود ماه رجب، گویی آن جنین شگفتانگیز، پیوسته به سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ مشغول شده بود.
فاطمه به روشنی میدید که از درونش روشنی بیرون میزند و به وضوح بال و پَر زدن ملائک را گِردِ بطنش احساس میکرد!
با حلول رجب فاطمه سبک شده بود، آنقدر سبک که هیچ شباهت به زنی نداشت که ۹ ماهه باردار است!
خودش را بین آسمان و زمین حس میکرد و پاهایش انگار روی ابرها میرفت.
خلافِ عادتِ خانهشینیِ زنهای سنگینِ دمِ وضعِ حمل، هر صبح و شام به طواف کعبه میرفت و طبق آئین توحیدیِ جد اعلایش ابراهیم نبی با پروردگار مشغول نجوا میشد.
گاه اشک میریخت، گاه دعا میخواند، گاه سکوت میکرد و به تسبیح طفل درونش گوش میسپرد، بعد هم لبخند میزد و دست روی بطن میگذاشت و خطاب به ابراهیم نبی زیر لب زمزمه میکرد پدر جان، درست نمیدانم طفلی که در بطن دارم کیست، اما حدس میزنم او همان دعای اجابت شدهی شما پای کعبه باشد وقتی از خدا میخواستید ذریهتان را اقامهگر نماز قرار دهد!
و بعد پردهی کعبه را بین دستهایش میفشرد و آرام میخواند: رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي
و صدای طفل را میشنید که با او دعا را تکرار میکند!
بعد با حسی آمیخته از خرسندی و شگفتی در گوشِ کعبه میگفت به راستی این طفل کیست که پیش از ولادت، تمام آئینِ جدم را بهتر از من میداند؟
فاطمه میدانست کسی که با خود حمل میکند فراتر از بشر است اما نمیتوانست حدس بزند او دقیقا کیست!
فاطمه حتی خودش هم نمیدانست پروردگار عالم، بطن او را لایق حمل چه کسی قرار داده!
آنهمه شور، آنهمه شعف، آنهمه نورانیت، قطعا از حمل طفلی فوق بشر، نشأت میگرفت!
اما آن طفل فوق بشر که بود که بنت اسد را به مادری برگزیده بود؟
فاطمه نمیدانست که عرش چه اشتیاقی به آن طفل دارد و خدای آن طفل قرار است برای تولدش چه بساطی بر هم بزند!
فاطمه میدانست کسی از اوصیا در بطنش جاگرفته اما هرگز حتی نمیتوانست حدس بزند که آن وصیّ، همان وعدهی روشن پروردگارش برای شکستن بتهای درون کعبه است!
فاطمه نمیدانست که بهترین خلق پروردگار بعد از پیغمبری که هنوز مبعوث نشده را دارد با خویش حمل میکند...
اما با حلول رجب به وضوح میدید که هر بار وارد مسجدالحرام میشود، کعبه چند قدم به پیشوازش میآید و با اشتیاق دربَرَش میگیرد!
فاطمه بیآنکه خودش بداند به مادری بهترین خلق خدا بعد از نبی، نائل آمده بود و حالا در آخرین روزهای منتهی به ولادت با چشمهایی که از شوق برق میزد، انتظار تولدی را میکشید که نَه پیش از آن و نه هرگز بعد از آن، شبیهش رقم نخورده و نخواهد خورد!
درون کعبه و با قابلههایی از آسمان هفتم...!
خوشا به بخت بلند بنت اسد
خوشا به احوال قبیلهی اسد...
✍ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
✅انتشار نوشتهها فقط با نام نویسنده و لینک کانال
.
.
هر کس اونقدر خوشبخته که امروز و در طلیعهی رجب به زیارت امام رضا جان مشرف میشه، لطفا منت بذاره سر ما و یاد ما هم باشه🌱
.
.
یک یادداشت خوب از محسن صادقی در رابطه با اعتکاف نوجوان:
⭕️مناسک دینی؛ بازوی تربیت
اعتکاف را نباید صرفاً فرصتی برای جمعکردن نوجوانان دانست تا ما مربیان، در سایهی این اجتماع، کاری تربیتی انجام دهیم.
نگاه دقیقتر این است که خودِ اعتکاف، یک فرایند تربیتکننده است؛
به شرط آنکه ما به قواعدی که پروردگار عالم برای آن قرار داده، پایبند بمانیم.
🔹 اعتکاف نیازمند تغییر ما نیست؛
🔹 نیازمند پایبندی ما به حقیقت و روح آن است.
📌 اعتکاف را درست معرفی کنیم
نوجوان و جوان باید اعتکاف را از سر آگاهی انتخاب کند، نه از سر هیجان، جوّسازی یا جذابیتهای جانبی.
اگر معرفی ما دقیق و صادقانه باشد، انتخاب او هم انتخابی آگاهانه خواهد بود؛
و این، نقطه آغاز تربیت است.
🌿 روح حاکم بر اعتکاف چیست؟
روح اعتکاف، امساک است؛
یعنی:
فاصله گرفتن از اشتغالات روزمره
رویگردانی موقت از دنیا
خلوت آگاهانه با خدا
نوجوانی که وارد اعتکاف میشود، باید این روح را انتخاب کند و به آن پایبند باشد؛
وگرنه نتیجهای که اعتکاف وعده میدهد، برای او حاصل نخواهد شد.
⚠️ یک خطای رایج
بازی، سرگرمی و تغییر ساختار اعتکاف
با این توجیه که «اقتضای نوجوانی است»،
در تعارض مستقیم با هدف اعتکاف است.
اگر نوجوان به سن بلوغ رسیده،
میتواند انتخاب کند که معتکف شود یا نشود؛
✍محسن صادقی
https://eitaa.com/m_sadeghi313
@sharaboabrisham
.
یک مادر عزتمند که فرزندش به تازگی متولد شده و بیمارستان بستریه به شیرخشک نیاز داره.
از محل واریزیهای عام شما عزیزان براش شیرخشک میخرم و با چند دست لباس بچهگانه میرم عیادتش.
این بنده خدا جزء اون افرادیه که هم کسی رو ندارن و هم از لحاظ مالی خیلی در مضیقه هستند و هم شوهرش و فرزندِ دیگرش بیماری خاص دارند!
پناه بر خدا...
.
شراب و ابریشم...
. یک مادر عزتمند که فرزندش به تازگی متولد شده و بیمارستان بستریه به شیرخشک نیاز داره. از محل واریزی
اینم شناسنامهی فاطمهزهرا خانوم که روز ولادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها به دنیا اومده.
شناسنامهش رو گرفتم که تو سامانه ثبت کنم برای گرفتن شیرخشک با قیمت دولتی.
البته قبل از اومدن به بیمارستان یک شیرخشک آزاد خریدم.
الان یک بستهی یلدایی با یک یادداشت بهاری به دستم رسید. از طرف یکی از اعضای خوب و همیشههمراه کانال، عطاربانوی عزیزم🌱
فقط اونجاش که نوشته قلبی که برای ایران میتپد.😍
از اینکه به اسمِ یک ایراندوست شناخته بشم واقعا لذت میبرم😊
الحمدلله رب العالمین
هر چند عطاربانو خیلی تلاش کرده بود غافلگیرم کنه لیکن به دلیل برگشت خوردن بسته کلا قصه لو رفت و غافلگیری رفت رو هوا😂
کانال خوبش:
https://eitaa.com/joinchat/233178089Cb68eb6d95f
چقدر کوچک است! چقدر گذرا!
و چقدر من و تو این کوچک گذرا را بزرگ و همیشگی فرض کردهایم!
و باورمان نیست که روزی آن پارچهی سیاه که بر در خانهی همسایه نصب است، بر در خانهی ما آویخته خواهد شد.
وباورمان نیست آن قبری که با کنجکاوی نوشتههای رویش را میخوانیم روزی خوابگاه ابدیمان خواهد شد.
چقدر کوچک است!
چقدر گذرا!
و چقدر من و تو این کوچک گذرا را بزرگ و همیشگی فرض کردهایم...
✍پونه
@sharaboabrisham