eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.3هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
70 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. من اگر روضه‌خوان بودم، روضه‌ی فاطمیه‌ام را می‌گذاشتم دمِ اذان صبح!! آخر آن ساعت، ساعتی است که همه‌ی مریض‌ها و مریض‌دارهای عالم بیدارند. عموما دردها دم سحر تیر می‌کشند، مریض را بی‌تاب می‌کنند و مریض‌دار را بیدار. هر کس که روزی کنار بالین بیماری بوده‌ این را تجربه کرده‌. آدمهای بیدارِ آن ساعت را جمع می‌کردم و برایشان اینجور روضه می‌خواندم: احتمالا حوالیِ این ساعت درد جوری به جان زهرا پیچیده که نفسش بند آمده و رد اشک روی صورتِ تب‌دارش نقش بسته. امیرالمؤمنین سجاده‌اش را کنار بالین فاطمه پهن کرده و بی‌قرار کنار گوش زهرا زمزمه می‌کرده: عزیزم عزیزم عزیزم... زهرا به خودش می‌پیچده و اجازه نمی‌داده ناله از سینه‌ی مجروحش بلند شود، زهرا بزرگوارتر از این حرفها بوده که قرار باشد حیدرش را شرمنده کند. این ساعتها سخت‌ترین ساعتهای امیرالمؤمنین بوده. با چشم خودش می‌دیده که زهرا چطور درد می‌کشد و هیچ از دستش ساخته نبوده. شبیهِ آن حالتی که اباعبدالله بالای سر قاسم تجربه کرده و با صدای بلند ضجه زده و قسم جلاله خورده که سخت است جان کندن قاسم را ببیند و کاری از دستش ساخته نباشد. آه... علی حتی رخصت فریاد و ضجه هم نداشته، همه چیز حتی گریه برای فاطمه باید در خفا می‌بوده و این، حادثه را جانکاه‌تر می‌کرده... فاطمه خسته و مجروح توی بستر جان می‌کَنده و علی کنارش هر لحظه جان می‌داده. فاطمه ناله نمی‌کرده ولی علی که در هم پیچیدنش را به چشم می‌دیده آه... یک نفر به من بگوید اینجا علی بیشتر شهید می‌شده یا که فاطمه؟! اینها را می‌گفتم و اجازه می‌دادم سکوت سحر به گریه‌های بلند بلند مستمعانم شکسته شود، فرصت می‌دادم مستمعها خودشان را بزنند، یا زهرا یا زهرا بگویند و نفهمند که الان دارند برای علی گریه می‌کنند یا که برای زهرا. خوب که گریه‌های بلند حنجره‌ها را زخمی کرد و صداها کمی آرام گرفت ادامه می‌دادم: شما مردهای گُنده فقط گریه کردید و از یک گریه اینجور از حال رفتید، پس حساب کنید سرِ آن بانوی نحیف بارداری که پشت در ماند و به ضرب مشت و لگد کتک خورد، چه آمده بود؟ این را می‌پرسیدم و می‌گذاشتم مردها دوباره صدایشان به گریه بلند شود بعد برای آنکه صدایم وسط آنهمه فریاد شنیده شود بلندتر داد می‌زدم: زهرا دو دستی ریسمان را چسبیده بود و نمی‌گذاشت علی را ببرند، آنقدر محکم و با تمام وجود طناب را گرفته بود که چهل نامرد را کلافه کرده بود، آن دستهای نازک را آنقدر با غلاف شمشیر زدند تا از ریسمان جدا شد. مردها گریه‌هایشان بالا که گرفت می‌گفتم همه‌ی این حادثه‌ها پیش چشم علی اتفاق افتاده و این بدِ ماجراست... و اجازه می‌دادم صدای غیرتی‌ها بلندتر از همه توی مجلس بپیچد و صدای شیون زنها را در خود گم کند. من اگر روضه‌خوان بودم برای روضه‌های فاطمیه آنقدر مستمع‌هایم را می‌گریاندم که زن و مرد از حال بروند و آنقدر پاشیده و درهم به خانه‌هایشان برگردند که هر کس ببیندشان گمان کند از زیر آوار بیرون آمده‌اند، همانقدر درهم شکسته، همانقدر محزون، همانقدر از دم مرگ برگشته... ✍ملیحه سادات مهدوی https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a ❌با احترام انتشار مطالب بدون نام نویسنده و لینک کانال جایز نیست. .
شراب و ابریشم...
. من اگر روضه‌خوان بودم، روضه‌ی فاطمیه‌ام را می‌گذاشتم دمِ اذان صبح!! آخر آن ساعت، ساعتی است که هم
آه از بی امانیِ دردهای دم صبح و مریضِ خوددار😭 آه و هزار آه شما خودتون یک روضه‌ی مفصلی خوندید با همین یک جمله...💔 . . این مهرها و لطف‌های همیشگی‌ِ شماست که سبب می‌شه باز و باز بنویسم در حالیکه گاهی خودم در خسته‌ترین و لطمه‌خورده‌ترین حالتِ ممکنم. البته شکسته‌نفسی نمی‌کنم چون می‌دونم که نوشته‌های اهل‌بیتیم واقعا خوبن، البته نه برای اینکه من خوب می‌نویسم بلکه بخاطر اینکه معتقدم نوشته‌های اهل‌بیتی هم حلاوت و هم ملاحتش از خود اهل‌بیت می‌رسه. التماس دعا دارم از محضر همه‌ی شما عزیزان. اگر با نوشته‌های من اشکی جاری می‌شه و دلی می‌لرزه، لطفا من و پدر و مادر و عزیزانم رو از دعای خیرتون بی‌نصیب نذارید. در رأس همه‌ی دعاها هم قطعا دعا برای امام زمان و سلامتی و عزت رهبر عزیزمون https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
. می‌خواین در حق بچه‌هاتون دعا کنید، بگید الهی به عشق حضرت زهرا مبتلا شی، این خودش هم دعا برای خوشبختی دنیاست، هم عاقبت‌بخیری، هم سعادت آخرت.... شکر که سرمایه‌ام محبت زهراست❤️ https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این شب و روزها دعا کنیم برای همدیگه. برای همه. برای مریض‌ها و مریض‌دارها. برای ملتمسین دعا. برای مردم مظلوم غزه. الهی به حق مظلوم‌ترین مریض و مریض‌دار عالم حضرت زهرا و امیرالمؤمنین، خداوند حاجات همه رو برآورده به خیر کنه. مخصوصا عزیزانی که از من درخواست دارند تا التماس دعاهاشون رو به شما خوبان برسونم
. و ما به جز از حُبّ زهرا و بچه‌هایش چه داریم؟ والله که هیچ.... 🌱 @sharaboabrisham .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. من اگر روضه‌خوان بودم برای مثل امشبی همان اولِ بسم الله صدایم را به گریه بلند می‌کردم. بی هیچ کلامی، تنها با گریه‌های بلند مجلسم را به هم می‌ریختم و پشت سر هم تکرار می‌کردم یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا و می‌گذاشتم مستمع‌ها هم خودشان را قاطی کنند و کم کم صداها به گریه بلند شود و ذکر یا زهرا مجلس را پر کند. بعد صدا می‌زدم هان هان گریه کنید امشب بجای امیرالمؤمنین و بچه‌هایش هم گریه کنید، علی و بچه‌هایش نشد که یک دل سیر گریه کنند، نشد که صدا بلند کنند، امشب به جای آن گریه‌کن‌های آستین به دهان شما با فریاد گریه کنید. خوب که تنورِ گریه‌ها داغ شد نانِ روضه‌ام را با یک جمله می‌زدم و قال قضیه را می‌کندم: این که کُشتند یک حرفیست، اینکه با ضربِ مُشت و لگد کشتند یک حرف دیگر... این را می‌گفتم و محکم می‌زدم توی صورتم و بی تاب صدا می‌زدم ما چرا نمی‌میریم از این داغ؟ اینکه یک نفر را بکشند خیلی فرق می‌کند با اینکه یکی را آنقدر بزنند تا کشته شود! شیعه‌ها! مادر ما را به ضرب مشت و لگد کشتند... اینها را می‌گفتم و می‌گذاشتم مردها نعره بکشند، یقه بدرند، خودشان را بزنند، زنها شیون کنند، و مستمع‌ها تا دم مرگ بروند. خوب که مجلس به هم ریخت و آدمها نزدیک بود که از دست بروند برای اینکه از جمع تلفات بگیرم و چند نفری از هوش بروند اینجور ادامه می‌دادم: آن نانجیب‌ها در را که شکستند و ریختند توی خانه، یک عده رفتند سراغ امیرالمؤمنین، سه تایشان هم آمدند پشت در بالای سر زهرا... خاک به دهانم سه نفری ریختند و زدند و از هوش بردند.... آه زهرا زهرا زهرا و آنقدر بلند بلند فریاد می‌زدم زهرا و می‌کوفتم توی سر و صورتم تا مستمع‌ها یکی یکی غش کنند و از حال بروند. برای مجلس حضرت زهرا جز این اگر باشد که حق مطلب ادا نمی‌شود. من اگر روضه‌خوان بودم برای مثل امشبی سر و ته روضه‌ام را با همان چند جمله‌ی کوتاه و چند اشاره‌ی سربسته هم می‌آوردم و بقیه‌اش را می‌گذاشتم برای گریه‌های بلند و لطمه زدن‌‌ به سر و صورتها، آخر برای زهرا باید مُرد، باید خود را کُشت، وگرنه این فاجعه‌ای که رخ داده را با گریه و ناله نمی‌شود جمع کرد... ✍ملیحه سادات مهدوی https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a ❌با احترام به جهت رعایت حق مولف ارسال مطالب بدون نام نویسنده و لینک کانال جایز نیست. .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. بیاین امروز آخرِ همه‌ی اشک‌ها و آه‌ها بعد از دعا برای امام زمان، پیش از هر دعایی دعا کنیم برای غزه... . 🌱 @sharaboabrisham