.
مبارکمون باشید خواهر و برادری که ایرانِ ما به بودنتون روشنه💚
ما دوستتون داریم و همین برای دنیا و آخرتمون بسه...
✍ملیحه سادات مهدوی
مهمان شراب و ابریشم باشید👇
🌱 https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
شراب و ابریشم...
. .... همهی ماجراست. جای خالی رو با کلمهی مناسب پر کنید.🌱 لطفا جوابهاتون رو اینجا بنویسید. .
ممنونم که جوابهاتون رو اینجا به اشتراک گذاشتید و جای خالی رو با کلماتی که از نظر خودتون جمله رو تکمیل میکرد پر کردید.
جوابها از "یارِ خوب و خواهر و لذت از زندگی" تا "اسامی اهلبیت و شهادت و عشق" متفاوت بود....
اون وسط اما دو تا "علیابنابیطالب" بود که خیلی موافقم باهاش...
از نظر من هم امیرالمؤمنین همهی ماجراست....
همهی ماجرا...
همهی ماجرا...
این دنیا جز علیابنابیطالب ماجرای دیگری ندارد...
.
خوشا به قلبهایی که مبتلای به این ماجرای عالَمند....
.
این عکس رو چند ساله دارم و هربار نگاهش میکنم قلبم از عشق پر میشه:
گفتند یکی! نَه همه را...
.
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌧🤍
لحظهی رسیدنِ بارون به دریا،
نقطهی وصلِ آسمون به بهشت،
همین صحنِ خیس و بارون زدهاس...
ریختنِ دلِ فرشتهها از ذوقِ دیدنِ رویِ خدا، اشکِ شوقِ آسمون از شدتِ خوشبختی، آینهبندونِ بهشت،
همهی اینها و هزار تا حسِ چراغونیِ دیگه، همین بارونیه که میزنه تو این صحن و سرا...
.
.
.
در باران به دیدارش رفتم
تا کاشفِ گونهی تازهای از خوشبختی باشم:
''زیارتِ بارانی''
السلام علیک یا حضرت دریا
یا مقصد و مقصودِ بارانها
یا آینهبندانِ دلها و جانها...
✍ملیحه سادات مهدوی
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
.
سلام شراب و ابریشمیهای جان
عیدمون خیلی خیلی مبارک
یه کانال ایجاد کردم ویژهی حرمنویسی.
از این به بعد حَبّهنورهایی که توی حرم یا برای حرم بنویسم رو میذارم اونجا.
یه کانال ویژهی امام رضا جان.💚
کلیکرنجه بفرمایید عضو این کانال بشید و لطفا به همهی امام رضاییها معرفیش کنید☺️💚👇:
https://eitaa.com/joinchat/3160671005C08527f94a1
ممنونم🙏 ملیحه سادات مهدوی
این گلدستهها سمت آسمون بلند شدن یا آسمون از سرِ این گلدستهها بلند شده؟
بیاین اینجا👇☺️
https://eitaa.com/joinchat/3160671005C08527f94a1
سُها بوتهی خوشمَنظر و خوشبوی ریحانی بود، روییده در دامنههای سبز و بینهایتِ آلپ!
موجِ بلندی برخاسته از ساحلِ مدیترانه.
بانویی فرانسوی اهلِ یکی از مهمترین بنادرِ اروپا...
حمیده خاتون همسرِ حضرت صادق خوابِ پیغمبر را دیده بود که با مهربانی از او میخواست سُهابانو را به فرزندش موسیابنجعفر ببخشد...
پیغمبر در همان خواب به عروسِ گرامیاش حمیده خاتون فرموده بود از سها بهترین خَلقِ روی زمین متولد خواهد شد.
بعد از این خواب سها به عقد موسیابنجعفر درآمد...
و شاید اصلا برای همین، لقبِ نجمه خانوم شده بود سها...
سها ستارهایست در آسمان هفتم!
چه استعارهی بیبدیلی!
ستارهای در آسمانِ هفتم!
سها هم ستارهای بود در آسمانِ هفتمین امام...
ستارهی دنبالهداری که نورِ تابیده از دامانش، طاقِ هفت آسمان و خاکِ هفت زمین را روشن کرد...
سها همچنین نامِ یکی از فرشتگانِ خداست!
این چه نامِ قشنگیست که هر معنیاش یکی از زیباییهای نجمه خانوم را نشان میدهد!
فرشتهی خدا... فرشتهای که دامنش محملِ کسی شد که تجلیِ اسم رئوف خداست! و نوزادی که در آغوش فرشته جا بگیرد کمتر از رئوف نمیشود...
نجمه خاتون ستارهی دنبالهداری بود که از فراز اروپا به آسمان مدینه و خانهی سادهی موسیابنجعفر آمده بود و به شهادت پیغمبر، بهترین خلق خدا در بطنش جاگرفته بود...
سها خودش تعریف میکرد صدای تسبیح و تهلیل طفلِ درونش را میشنود و حمیدهبانو که از سِرِّ درونِ سها مطلع بود، میدانست که آن طفل، عالمِ آلِ محمد است که نجمه صدایش را میشنود...
قصهی مادرانِ اهلبیت اندازهی قصههای خودشان سحرانگیز و عجیب است...
خدا چطور پاکیزهترین زنهای هر عصر را از هر کجای زمین که بودهاند، از افریقا تا آندلس و فرانسه، در هالهای از نور به مدینه رسانده و در خانهی امامی نشانده تا به مادریِ امامِ بعد نائل آیند...
درود خداوند بر مادرانِ اهلبیت، این پاکیزهترین زنهای آفرینش...
و سلام پروردگار بر مادرِ ایران، سها بانو، نجمه خاتون، که رضا و معصومهاش، ایران و ایرانی را سعادتمندِ دو سرا کردند....
✍ملیحه سادات مهدوی
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
❌ با احترام به جهت رعایت حق مولف نشر مطالب بدون نام نویسنده و لینک کانال جایز نیست🙏🌱
.
.
چهار خطِ اولِ این متن اشارهی کوتاهی داره به محل تولد و زندگیِ حضرت نجمه خاتون مادر گرامیِ امام رضا جان.
چهار خطی که بیشتر کلماتش آرایههای ادبی در وصف خانومه و اگه قرار باشه واژهها رو بشمرم فقط چهار کلمه از این چهار خط دربارهی زادگاه ایشونه!
فقط چهار کلمه: آلپ، مدیترانه، فرانسه، اروپا
برای نوشتن همین چهار واژه، اول از همه مطالعه کردم تا بدونم ایشون اهل کجا بودند که در منابع مختلف دو مکان بعنوان محل تولد ایشون ذکر شده بود.
بعد جست و جو کردم تا بدونم بین این دو مکانی که در منابع اومده، کدوم احتمال قویتره که رسیدم به روستایی در فرانسه.
مرحلهی بعد این بود که دربارهی موقعیت جغرافیایی این روستا جست و جو کنم که اسم این کار میشه مطالعهی بین رشتهای، یعنی جدای از منابع دینی، رجوع به منابع جغرافیایی.
دربارهی این روستا و موقعیتش هم در قدیم و هم الان، مفصل خوندم.
عصارهی این جست و جوها و از منبعی به منبع دیگه رفتن و خوندن و پرس و جو کردن در نهایت شد چهار کلمهای که در چهار خط اول این متن آوردم.
این مقدمه رو گفتم تا بگم ظاهرا فقط چند کلمهاس، اما نویسنده برای همون چند کلمه چند ساعت مطالعه و تحقیق کرده.
بعد وقت گذاشته، فکر کرده، خلاقیت به خرج داده، به اون کلمات شکل داده و اونها رو روی کاغذ آورده.
فقط چهار خطه، ولی همون چهار خط محصولِ مطالعه، فکر، خلاقیت و از همه مهمتر وقتِ نویسندهاس.
هر نوشته تشکیل شده از دهها نمونه از این چهار خطها و چهار کلمهها و هر نویسنده برای نوشتنِ این چهارتاییها حاصل ساعتها مطالعه و فکر و خلاقیتش رو به کار برده.
یک حساب سرانگشتی کافیه برای اینکه بدونیم نویسندگان برای تولید آثارشون چقدر هزینه میکنند.
و یک حساب کتاب کوچیکتر بسه برای اینکه متوجه بشیم "حق مایملک فکری" یعنی چی.
هر آدمی مایملکی داره اعم از جان و اموال و خانواده و.... مایملک یعنی اون چیزی که متعلق به هر فردی هست و او صاحبش حساب میشه و به واسطهی این مالکیت، دیگران اجازهی دستبرد به مایملک او رو ندارند.
حق مالکیت فکری یا همون حق مولف یکی از حقوق واضح و روشن متعلق به هر خالقِ اثری هست. چون او صاحب اون اثره و این حق او هست که آثارش فقط با نام و امضای خودش منتشر بشه.
دیروز به مناسبت نشر این دستنوشتهام در کانال آقای دارابی خیلیها پیام دادن و گفتن مطلبت رو اونجا خوندیم، معروف شدی و صحبتهایی از این دست... (هر چند طبق قانون حق مولف ایشون بعنوان صاحب رسانه باید ویژهی رسانهی خودشون سفارش متن میدادند و با پرداخت حق تالیف بعد منتشر میکردند.)
در هر صورت این اولین بار نبود که دستنوشتهای از من در یک کانال بزرگ منتشر میشد، بلکه این فقط اولین بار بود که با نام خودم منتشر میشد!
بارها و بارها نوشتههای خودم رو در کانالهای بزرگ بینام و یا حتی به نام دیگران دیدم.
حقیقت اینه که اگه نوشتههای ما نویسندگان با نام خودمون نشر داده بشه و مخاطبان حق مالکیت اثر رو برای نویسنده قائل باشند، نویسندگان و تولیدکنندگان آثار تا این حد مظلوم نمیمونند و دیگران از سرمایهی زحمات اونها ارتزاق نمیکنند!
دیگرانی که هیچ نقشی در تولید اثر ندارند، به راحتی اثر رو بی نام یا حتی به نام خودشون منتشر میکنند، از این راه کانالها و نشریات خودشون رو بزرگ میکنند، تبلیغات و سفارش کار میگیرند، به درآمد میرسند و هیچ هم براشون مهم نیست که دارند با خشت زحمات دیگران دیوارشون رو بالا میبرند.
دیروز یک کانال سه هزار نفری دیدم که مو به مو نوشتههای من رو منتشر کرده بود بدون کمترین اشارهای به نام خودم یا کانالم تا حدی همه چیز رو برداشته بود که میشد اسمش رو گذاشت شراب و ابریشم شعبهی چالهمیدون.
وقتی از مالک کانال توضیح خواستم براشون اعتراضِ من عجیب بود!
عجیبه که اعتراض من عجیب بود!!
ما نویسندگان مذهبی واقعا مظلومیم چون تا بخوایم از مایملک خودمون دفاع کنیم متهم میشیم به ریا و به دنبال نام و شهرت بودن و در پایان با این جمله که "اگه برای اهلبیت نوشتی چه فرقی میکنه به نام کی باشه" کلا از جرگهی محبت اهلبیت هم خارج میشیم!
و جالبه اگه بدونید که اتفاقا این اهلبیتند که راضی به نشر مطلب بدون نام صاحب اثر نیستند!!
توی اسلام ما هیچ قانونی بالاتر از "رعایت امانت" نداریم، تمام فرامین الهی خلاصه میشه در همین مسئله، هر کس که امانتدار باشه دینداره، چون دین چیزی نیست جز امانتداری، مثلا اینکه غیبت حرامه یعنی آبروی مؤمن نزد ما امانته، اینکه ظلم به همسر حرامه یعنی زن نزد شوهر امانته.... و حتی ولایت امیرالمؤمنین نزد انسان امانته و اقرار به این ولایت ادای امانته (در این رابطه تفسیر آیات ابتدایی سوره مائده رو ملاحظه بفرمایید.)
ادامه در پست بعد