شراب و ابریشم...
. چهار خطِ اولِ این متن اشارهی کوتاهی داره به محل تولد و زندگیِ حضرت نجمه خاتون مادر گرامیِ امام رض
.
ادامه از پست قبل
آثار دیگران (اعم از تولیدات دیجیتال، عکس، نوشته، شعر، نقاشی...) نزد ما امانته و ما موظفیم به رعایت امانت و ذکر نام صاحب اثر.
اگه روزی آثار دیگران رو بینام نشر دادیم شک نکنیم که این مصداق روشن سرقته، سرقت همیشه دزدی از مال دیگران نیست، سرقت گاهی دزدیِ حاصل فکر و وقت دیگرانه که اتفاقا از سرقت مال خیلی سنگینتره!
بیاین یک بار برای همیشه یاد بگیریم که همونطور که اگه کسی مالی رو نزد ما به امانت بذاره و ما به اون مال دست ببریم یعنی دزدی کردیم، مؤلفان هم آثارشون رو نزد ما به امانت میذارن و نشر آثار دیگران بدون نام و امضای خودشون سرقته، دزدیه، حقالناسه و قطعا حساب و کتاب داره!
شما فقط کافیه رجوع کنید به کانال نویسندگانی که سرشون به تنشون میارزه، تا ببینید اولا خودشون آثار دیگران رو بینام منتشر نمیکنند، دوما چقدر از نشر آثار خودشون بدون نام گلایه دارند. برای مثال میتونید گلایههای خانم پرستو علی عسگرنژاد (تا کوچ پرستو) یا آقای مهدی مولایی (عجم علوی) رو در کانالهاشون بخونید...
برادران و خواهران دینیِ من
خواهش میکنم این موضوع رو کوچیک نشمرید، باور کنید رعایت حق مولف بخشی از دینداریِ ماست.
و جالبه که این مسئله برای دوستان فرنگیمآبِ ما خیلی پذیرفته شدهاس و به راحتی رعایت میکنند ولی دوستان دیندار ما با توجیهاتی مثل اینکه برای اهلبیته برای نظامه برای انقلابه، کلا کن فیکون میکنند هر چی حاصل زحمات ما مؤلفانه...
در پایان تشکر میکنم از همهی عزیزانی که حق نویسندگان رو محترم میشمرند و نوشتههای دیگران رو فقط با نام خودشون نشر میدن.
همچنین تشکر میکنم از آقای دارابی که مطلب بنده رو با نام خودم نشر دادند (البته ای کاش که یا لینک کانال رو کامل میذاشتن یا از کانال خودم فوروارد میکردن) و انشاالله این کار توسط تمام کانالدارها رعایت بشه تا در نهایت فرهنگِ رعایت حق مؤلف بین همه جابیفته و همهی ما یاد بگیریم در نشر آثار دیگران جانب امانت رو رعایت کنیم.
و برای چندمین بار عرض میکنم نسبت به نشر مطالبم بدون نام خودم و لینک کانالم هیچگونه رضایتی ندارم.
با احترام: ملیحه سادات مهدوی نویسنده و خالقِ تمامِ آنچه در شراب و ابریشم میخوانید.
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
.
حضرت استاد حامد کاشانی، نَه علم شما، نَه معرفتِ شما، نَه بیانِ شیرینِ شما، نَه هیچ کدوم دیگه از شگفتیهای وجود و کلامِ شما، بلکه اون حلقهی اشکی که وقت صحبت از امیرالمؤمنین میشینه تو چشماتون رو خریدارم.
استاد برامون از امیرالمؤمنین بیشتر بگید و سرریزِ جامِ عشقتون رو در قلبهای ما خالی کنید که سخت محتاجیم به عشق ورزیدن به امیرالمؤمنین. 💚
.
برایم مدحِ علی بگو و غم از دلم ببر...
.
از نظر من در شعر، سید حمیدرضا برقعی و در سخن، استاد حامد کاشانی بهترینهای روزگارند.👌
کانال استاد کاشانی: https://eitaa.com/kashani1395
.
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
شراب و ابریشم...
سُها بوتهی خوشمَنظر و خوشبوی ریحانی بود، روییده در دامنههای سبز و بینهایتِ آلپ! موجِ بلندی برخا
.
این مطلبی که برای بانو نجمه خاتون نوشتم رو خیلی دوست داشتید.
خیلی پیام دادید و از این متن گفتید...
راستش خودم هم خیلی دوستش دارم☺️
لینک دسترسی چند مطلب که برای مادران اهلبیت نوشتم رو اینجا به اشتراک میذارم تا اونها رو هم ملاحظه کنید. (روی هر کدوم کلیک کنید مطلب میاد براتون)
بانو آمنه، مادرِ نازنینِ پیغمبر جانمون
بانو حلیمهی سعدیه، مادرخوندهی پیغمبر جان
بانو خیزران، مادرِ عزیزِ آقا جوادالائمه
بانو نجمه خاتون، مادر گرامیِ امام رضا جان
خانوم خدیجهی کبری هم که تمام عشق و جانِ دلِ پیغمبرند و عزیزِ جانِ خودم که در کانال از ایشون زیاد نوشتم و با جست و جوی نامِ مبارکِ خدیجه، مطالب براتون میاد.
و خانوم فاطمهی زهرا که معنیِ واقعیِ عشقند و برای ایشون هم کم و بیش مطالبی در کانال دارم.
و برای عالیجنابان ابوطالب و عبدالمطلب که بخش بزرگی از روح و جانم در تسخیر این دو بزرگواره هم مطالب کمی در کانال دارم که با جست و جوی نامشون امکان دسترسی دارید.
انشاالله سعی میکنم برای هر کدوم از مادران گرامی چهارده معصوم و برای هر کدوم از شخصیتهای کمتر پرداخته شده مطالبی بنویسم.
ممنونم که هستید و میخونید و به من و نوشتههام محبت دارید.🙏
جهت یادآوری لازم میدونم بگم که نشر مطالبم بدون نام خودم و لینک کانالم جایز نیست.
خیر ببینید🌱
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
تو اوج درس و بحث نمیدونم چی شد که یهو یکی از دانشجوها گفت استاد به قول خودتون پیغمبر جانمون...
یک لحظه مثل طنین صدایی که توی کوه انعکاس بگیره "پیغمبر جانی" که گفت توی سرم طنین گرفت و با خندهی روی صورتش چند بار رفت و برگشت...
نمیدونم دقیقا کجا از من اینو شنیده بود، شایدم از نوشتههام خونده بود ولی یک حال خوبی داد بهم.
پیغمبر جانمون... اینکه یک لفظ خاص رو از من یاد گرفته، لفظی که برخاسته از محبت به پیغمبره برام خیلی ارزشمند بود...
پارسال تو یکی از دارالقرآنای تهران کلاس قصههای قرآن داشتم برای دختر کوچولوها...
بعد واسه جشن عید غدیر قرار شد بچههای من یه نمایشنامه اجرا کنند، موقع تقسیم متنها و شعرها و نقشها، بچهها دورم رو گرفته بودند و هی میگفتن خانوم ما نقش امیرالمؤمنین، امیرالمؤمنین، امیرالمؤمنین....
دختربچههای کوچولو، در کلاس من یاد گرفته بودند که نام امیرالمؤمنین رو اینطور به زبون بیارن و من قند بود که توی دلم آب میشد.
کلمات، شاید بزرگترین هدیهی یک معلم به شاگردهاش باشه و خوشحالم وقتی میبینم شاگردانم چنین کلماتی از من به ارمغان میبرند.
الحمدلله رب العالمین 💚
✍ملیحه سادات مهدوی
عکس تزئینی است😂
لوح تقدیریه که دانشگاه واسه روز استاد تقدیممون نمود.😁
یک جمعهی برفی و سپید....
یک آفتاب نرم و لطیف...
خورشید سرک کشیده از یک بلندی!
آبشار طلائیاش ریخته روی دامنِ زمین...!
ابرها رفتهاند، آسمان چشمک میزند!
چشمهای قشنگش، برق، برق میزند...
هوا چقدر تماشاییست!
فریبا ظرفها را با مهربانی شسته است!
صوفیا، پونه دم کرده!
پونه با نبات!
پونه و نبات و مِهر!
پونه و نبات و عشق!
یک فنجان میدهد به دست به من!
مینوشم و با لبخند،
سری تکان میدهم برای تأیید:
«فنجان را دوباره کن لبریز!»
سمانه لبخند میزند: «پس برای من هم بریز!»
توی این هوای دلپذیر
پونه را مینوشم، به اسم یک رفیق!
به یاد یک انیس!
اصلا به خاطر تو گفتم، مزهاش چقدر خوب است!
به خاطر تو رفیق!
پونه، چون هم اسم توست طعمش اینهمه خوب است!
مینوشم و میگویم: بَه بَه
به اسم تو پونه...
به مِهر تو رفیق...💚
✍ملیحه سادات مهدوی
نوشت:
این یه شعر ساده ولی دوست داشتنیه، فردای یه شب برفی که آفتاب زده بود، توی خوابگاه دانشگاه فردوسی مشهد تقریر زدم:)
خودم خیلی دوسش دارم.
اما اینکه چرا حالا بازنشرش دادم؟
چون پونه فرت و فرت داره لاو میترکونه برام، و این آیهی قرآنه که میگه هر لاو ترکوندنی رو به لاوترکوندنی بهتر جواب دهید.😁
وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها/ نساء ۸۶
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
هدایت شده از شراب و ابریشم...
اگه قرار باشه امروز بهتون یه هدیه درجه یک بدم، یه هدیه که هم به کار این دنیاتون بود هم اون دنیاتون، یه هدیه که حال دلتون رو خوب کنه و پر و بال پریدن بهتون بده، یه هدیه که روزیتون رو زیاد کنه و دل پدر و مادرتون رو شاد
اون هدیه قطعا اینه که یادتون بندازم
نماز پر برکت و پرفضیلت یکشنبههای ذیقعده رو بخونید.👌
هر کی خوند برای همه دعا کنه🙏
التماس دعا
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
528.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بنده خدایی با عصبانیت پیام داده و کلی برای ما نویسندههایی که راضی به نشر نوشتههامون بدون نام نیستیم افسوس خورده و گفته که خجالت بکشیم که دو خط برای اهلبیت نوشتیم و میگیم بدون نام نشر ندید. 🤦♀🤦♀
تهشم گفته کانال رو ترک میکنم...
و واکنش من به تهدید ایشون برای ترک کانال:
.
هدایت شده از سِدخارجی
ولادت امام رضا نزدیکه 🔹
میخوایم بازم یه کار باهم دیگه بسازیم
«اگه امام رضا ایران نبود، چی میشد؟»
تو یه جمله کوتاه صداتون رو برام اینجا بفرستید 🫰
👇👇👇👇
@sedkharejipm ✔️
@sedkharejipm ✔️
@sedkharejipm ✔️
شراب و ابریشم...
ولادت امام رضا نزدیکه 🔹 میخوایم بازم یه کار باهم دیگه بسازیم «اگه امام رضا ایران نبود، چی میشد؟»
.
سِدخارجی واسه تولید کار جدیدش یه👈 چالش راه انداخته که با یه جملهی کوتاه به این سوال جواب بدیم: اگه امام رضا ایران نبود چی میشد؟
خب من کلا آدمِ نوشتههای طولانی و جملههای بلندم، الانم باز باید یه صفحه انشا بنویسم تا جواب سِد خارجی رو بدم!
اگه امام رضا ایران نبود و حرم خوشگلش شبیهِ حرمِ بقیه اماما نشسته بود تو یه جغرافیای دیگه یا مثل حرم بقیع خاک شده بود یا مثل مادرش اصلا حرم نداشت،
اگه دست ما از شبکههای ضریحش کوتاه بود و پامون از صحن و سراش بریده،
اگه خیره شدن به گنبدش یه آرزوی دور و دراز بود و نفس کشیدن تو حرمش یه رؤیا،
اگه دست کردن تو آبِ حوضِ گوهرشادش غیرممکن بود و چشم دوختن به چراغونیای حرمش فقط از صفحهی تلویزیون
اگه زیارتش یه حسرت چندین و چند ساله بود و گیرِ پاسپورت و ویزا و قسمت و این حرفها
اگه رفت و آمد به خونهاش مثل بقیع ممنوع بود و مثل سامرا سخت
اگه نشستن تو حرمش مثل نشستن تو حرم عمه جانش امنیتی بود و خطرناک
اگه خرج رسیدن به بابالجوادش اونقدر زیاد بود که فقط میشد به انتظار موسم اربعین و کاروانهای ارزونتر نشست
اگه برای رسیدن به جلوی ایوون طلاش باید از مرزها رد میشد و برای دو رکعت نماز زیر آسمونش شبیهِ حاجیای حج نرفته تمومِ عمر منتظر موند
این اگهها و خیلی اگههای دیگه...
اون وقت هر روز یکیمون یه گوشه چَپه میشد و جنازه بود پشت جنازه که رو دست ایران میموند!
واقعا اگه امام رضا ایران نبود تا الان همهمون از بی کسی و بی پناهی جان به جانآفرین تسلیم که نَه! جان به جانآفرین، پَس داده بودیم! آخه جان رو میخواستیم چی کار اگه حرمی نبود که بریم توش جان رو شارژ کنیم و ریسِت بزنیم از اول!
اگه امام رضا ایران نبود...
سد خارجی گفته بود تو یه جمله کوتاه بگیم؟ من هیچ وقت بلد نبودم یه جملهی کوتاه بگم! همیشه باید جملههای طولانی بگم تا خاطرم جمع بشه که خوووب حق مطلب رو ادا کردم و خووووب همه رو شیرفهم کردم!
ولی راستش رو بخواید این سوال سِد خارجی رو که خوندم همون اول با یه لبخند تلخ و با یه جملهی خیلی کوتاه جوابش رو دادم و چشمام پرِ اشک شد:
اگه امام رضا ایران نبود، همهامون دق میکردیم و میمردیم!
بله آقای سِد خارجی لطفا از این سوالا از ما نپرس و اینجور ما رو به هم نریز، اگه امام رضا ایران نبود من یکی که حتما یک گوشه افتاده بودم و از غصه مُرده بودم...
✍ملیحه سادات مهدوی
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
.
استاد پناهیان در برنامهی سمت خدا، همین الان:
من تو جامعهی مؤمنین اگه خطایی بکنم با آرامش زندگی میکنم.
(صحبت ایشون در شرح این حدیثه: اگه از یه نفر هفتاد بار یه خطا رو دیدی حمل بر این کن که نه انشاالله اینطور نیست.
و توضیح قوانین جامعهی اسلامی: حسن ظن، خطاپوشی، حفظ آبروی دیگران، تجسس نکردن در احوال دیگران و...
تکرار برنامهی امروز سمت خدا رو حتما ببینید.)
هیع...
استاد!
ما در جامعهی مؤمنین، خطانکرده آرامش نداریم چه رسد به اینکه خطا کنیم...
قاتل ما شدن این جماعتِ به اصطلاح هدایتیافته...
هیع...
.