یه سری عبارتهای کوتاه خطبهی غدیریه که در فضیلت امیرالمؤمنین بود رو برش زدم و گذاشتم توی این کپسولا و با خودم بردم جشنِ بچهها.
کپسولا رو بینشون تقسیم کردم و گفتم براتون قرصِ گناهبخش آوردم😁
یه قرصی که باهاش همه گناهاتون بخشیده میشه😳
بچهها خندیدن و گفتن یعنی اگه اینا رو بخوریم گناهامون پاک میشه؟
گفتم نباید بخورید، باید بخونید!
گفتن چیشو بخونیم؟ گفتم بازش کنید و کاغذِ توشو بخونید
بچهها خیلی شگفتزده شدن انتظار نداشتن توی کپسولا چیزی باشه
با ذوق بازش کردن
گفتم خب حالا یکی یکی بیاین نوشته داخل کپسول رو روی تخته بنویسید و برای بقیه بخونید.
آخر که کار خوندن و نوشتن و ترجمه کردن عبارتها با کلی خنده و شوخی تموم شد گفتم پیامبر فرمودن: هر چشمی که در فضیلت علی خطی بخونه، هر گوشی که در فضیلت علی حرفی بشنوه، هر زبانی که در فضیلت علی حرفی بگه و هر دستی که در فضیلت علی خطی بنویسه گناهان اون چشم و گوش و دست و زبان بخشیده میشه.
شما با این کپسولا در فضیلت امیرالمؤمنین خوندیدن و گفتین و شنیدین و نوشتین
پس به وعدهی صادقِ پیغمبر الان دیگه آمرزیده شدین.
بچهها خیلی کیف کردن یا بهتره بگم کف کردن😂
کلی جیغ و دست و هورا...
هم با خطبه غدیر آشنا شدن و هم از اینکه به واسطهی ذکر امیرالمؤمنین کلی خندیده بودن و آخرشم مژدگونی از حدیث پیغمبر گرفته بودن بهشون خیلی مزه داده بود و دیگه واقعا جاش بود بهشون بگم همه بلند بگید: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ
✍ملیحه سادات مهدوی
شما هم این تجربه من رو به کار بگیرید👌☺️
شراب و ابریشم
@sharaboabrisham
شراب و ابریشم...
سلام به همگی یه خبر ویژه😍 مَطلعِ تمام ختم قرآنهای نغمهی رستگاری انشاالله اینجا تلاوت میشه.👌😍 بخ
سلام به همگی
چند ختم دیگه بیشتر باقی نمونده.
ختم قرآن در ایام مبارک ذیحجه
شروع تلاوت ختمها از کنار خانه کعبه
و هدیه ختمها هم واریز به صندوق خیریه
این فرصت واقعا استثنائبه😍
اگر قصد ثبتنام دارید و بصورت فردی از عهدهی پرداخت هدیه برنمیاین میتونید بصورت گروهی سفارشتون رو ثبت کنید👌
چند نفر با هم شراکتی مبلغ یک ختم رو بپردازید و ختم رو بصورت گروهی ثبت کنید، مثلا سه نفر میشید، نفری صد و پنج تومن میذاره و به نیت اموات اون سه نفر ختم خونده میشه👌
از اونجایی که چند ختم بیشتر نمونده اگه قصد ثبتنام دارید زودتر به ادمین مراجعه کنید: @Dashtebanii
شراب و ابریشم
@sharaboabrisham
913.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچه که بودیم یکی از سوالای عجیبناکِ رایج بینمون این بود که خدا میتونه یه کُرهی زمین خلق کنه و توی یه تخممرغ جاش کنه؟ سوالی که جواب مشخصی نداشت و هر طرفِ جوابش انگار به یه امر محال میخورد، محاله که بشه، محاله که خدا نتونه!
(البته بعدها جواب این سوال رو فهمیدم که شاید بعدا جوابشو اینجا هم نوشتم☺️)
این گیف شبیه اون سوال بود، خدا میتونه یه اقیانوس خلق کنه و تو یه فنجون جاش کنه؟
اینجا ولی جواب این سؤال قطعا میشه آره!
آره که میتونه، همین الانشم این کارو کرده!!
قلبا و دلای ما فنجونای کم وُسع و کمظرفیتیه که با همهی کوچیکی و بیمقداریش اقیانوسِ مِهر علی و اولاد علی رو در خودش جا داده!
خدا انگاری خواسته با عطای حُبّ امیرالمؤمنین به ما، توی ظرف دلهامون دریا و اقیانوس بریزه.
تو قلبهامون موج بندازه و مرغای دریایی رو به پرواز دربیاره...
خدا اقیانوسی به عظمتِ حُبّ علی خلق کرده و بعد اونو تو فنجونی به کوچیکی قلب ما جا داده!
و این حتما از خوشاقبالیِ ما بوده، مایی که بین اینهمه آدمی که روی این خاک نفس میکشن انتخاب شدیم تا دلمون برای امیرالمؤمنین موج برداره.
خوشا به بختِ بلندِ ما، مرحبا به سعادتمندیمون: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ💚
✍ملیحه سادات مهدوی
❌نشر مطالب فقط با نام نویسنده و لینک کانال جایز است.
شراب و ابریشم
@sharaboabrisham
یکی از تخصصهای من توی حرفهی نویسندگی اینه که میتونم از عکسها و تصویرها الهام بگیرم و بدون هیچ اطلاعی از موضوعِ اصلی، برای اونها قصه بنویسم.
مثلا این عکس رو همینجوری توی اینترنت دیدم و نمیدونم عکاس کیه و موضوع عکس چی بوده اما خودم براش متناسب این ایام یه قصه نوشتم.
دوست دارید قصهاش رو برای شما هم بگم؟
یه دونه از اینا بفرستید: 🥺 یه آره تو رو خدا بگوی خاصی تو چشاشه😂
@mehmane_quran
یک عکس و یک قصه
با نویسندگی بانو مهدوی😌
شراب و ابریشم
@sharaboabrisham
شراب و ابریشم...
یکی از تخصصهای من توی حرفهی نویسندگی اینه که میتونم از عکسها و تصویرها الهام بگیرم و بدون هیچ اطلا
از آخِ کِشداری که گفت میشد فهمید نشستن کنار آب چه حالی به تنِ خستهاش داد...
گفتم به لبِ حوض راضی نشو، پا فروکن توی آب اونوقت ببین چه مزهای میده...
هنوز حرفم تموم نشده بود که آب، شُلُپ صدا داد و پاهای بی جونش رو بغل گرفت!
آب موج خورد و نارنجیِ ناخناش وسطِ حرکتِ آب و نورِ آفتاب، تکثیر شد...
حوض یک لحظه پُر شد از نارنجیهای شاد...
دنبال نگاهمو گرفت، با خنده گفت، تازه حنا گذاشتم، تبرکیِ غدیره.
اون زمونا شبیه الان نبود که!
اینهمه رنگ و لعاب آخرشم هیشکی از ترکیبش راضی نیست!
اینهمه دوا دکتر، آخرشم درمون هیچ مرضی معلوم نیست!
ما بودیم و یک بسته حنای غدیر، که باید از این سال تا سال دیگه برامون داشت میکرد، اینطور نبود که یک شبه خرجش کنیم، خدابیامرز مادرم اون چند مثقال حنایی رو که از دست بیبی خانوم، عیدی گرفته بود میزد به یک کیسه حنا تا همهش تبرک شه.
نه که ما، همه همینطور بودن.
اون بسته حنای غدیر که از دست سادات عیدی میگرفتیم برامون حکم طلا داشت.
اون وقتا، همه مریضیاشونو با حنای غدیر دوا میکردند، پیسی، کچلی، کم نوریِ چشم، خارش، دمل، خشکی پوست، بیقُوِگیِ بدن...
هر کس هر دردی داشت، کمی حنای غدیر روش مرهم میذاشت و تمام!
قشنگیِ ما دخترای اون دوره هم به همین حنابندونا بود، به نارنجیِ ناخنا و به خرماییِ گیسوها و به کمندِ قهوهای ابروها که همهش رو از حنای تبرکی میگرفتیم...
آهِ عمیقی کشید و ادامه داد: اما حالا آدما معرفتشون کم شده، دیگه به این چیزا اعتقادی ندارن.
نگاهم رو که هنوز گرمِ تماشای برقِ نارنجیهاش بود از حوض گرفتم و به صورتش دوختم، چه ایمانِ زلالی توی حرفاش موج میزد...
دوباره سرم رو انداختم پایین و به حنای تبرکش خیره شدم و آروم گفتم: خوش بحال شما قدیمیا و اعتقادات ساده و بی آلایشتون... چقدر ساده با یک حنا، دنیا و آخرتتون را آباد میکردید...
سکوت کردم و ادامه حرفم را از دلم گذروندم: کاری که ما جوونای امروز با هزار جون کندن آخرش هم از پسش برنمیایم...
سکوتِ معنی دارم رو که دید، دست دراز کرد سمت کاسه مسی که زیر آفتاب برق می زد و گفت: توی اون طاس حنا خیس کردم، گذاشتم زیر آفتاب خوب خیس بخوره و رنگ پس بده، برو بیار همینجا لبِ حوض دست و بال تو رو هم حنا ببندم، تبرکی غدیره.
چَشمی گفتم و بلند شدم سمتِ طاس!
بلند خندید و گفت، حنا رو بیار تا دنیا و آخرت تو رو هم آباد کنم...
از حرفش خندهام گرفت، طاس رو از آفتاب برداشتم، عطر حنا ریههامو پر کرد، دستمو فرو کردم توی کاسه، چشمامو بستم و با لبخند گفتم: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ 💚
✍ملیحه سادات مهدوی
متن صرفا یک قصهاس که با الهام از تصویر بالا نوشتم. امیدوارم دوسش داشته باشید.☺️
❌نشر مطالب کانال فقط با نام نویسنده و لینک کانال جایز است.
شراب و ابریشم
@sharaboabrisham
شراب و ابریشم...
سلام به همگی چند ختم دیگه بیشتر باقی نمونده. ختم قرآن در ایام مبارک ذیحجه شروع تلاوت ختمها از کنار
سلام به شراب و ابریشمیهای گل و گلاب
تعدادی از ختمهامون گروهی ثبت شدن و این خیلی عالیه👌
شما هم اگه دوست دارید میتونید گروهی مشارکت کنید😍
همراه تعدادی از دوستان یا اقوامتون اشتراکی هدیه رو تأمین کنید و یک ختم گروهی بنام خودتون ثبت کنید.
تعدادی از ظرفیت طرح باقی مونده اگه قصد ثبتنام دارید زودتر اقدام کنید:
۱.یک ختم کامل با نیت شما تلاوت میشه
۲.تلاوت ختم از کنار کعبه آغاز میشه😍
۳.هدیه ختم به صندوق خیریه واریز میشه
دیگه چه آپشنی بذاریم خوبه؟
آهان، مهمتر از همه ایامیه که ختمها در اون ایام تلاوت میشه😍 ایام متعلق به امیرالمؤمنین 💚
هدیه تعیین شده از دفتر مرجع یک ملیون تومان، اما تیم تلاوت ما فقط و فقط با هدیه ۳۱۳ تومان تلاوت میکنن 😍 به عدد یاران امام زمان و به جهت تجدید عهد با حضرت ...
ادمین ثبتنام: @Dashtebanii
شراب و ابریشم
@sharaboabrisham
عبدالرضا هلالی و گروه احلی من العسل4_6051133492954140113.mp3
زمان:
حجم:
4.6M
سلام و صبحبخیر😍
کام دلتون رو شیرین کنید به شنیدن از امیرالمؤمنین 💚
#سرود
@sharaboabrisham
هدایت شده از شراب و ابریشم...
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با صدای بلند بشنوید.
شما صدای علیابنابیطالب را میشنوید!
نمیدونم این کلیپهایی که از اساتید مختلف منتشر میشه و زیرش مینویسن شما صدای فلان بزرگوار رو میشنوید، دیدید یا نه؟
خیلی حس جالبیه، مخصوصا کلیپهای مربوط به اساتید بزرگ، مثلا من یک بار یک کلیپ دیدم با این عنوان: شما صدای علامه امینی را میشنوید.
تا مدتها این جمله با ذهن و دلم بازی میکرد: شما صدای علامه امینی را میشنوید!
برای منی که علامه امینی رو نَه دیدم و نَه شنیدم و فقط دورادور شناختم، باز کردن چنین کلیپی به ذوق شنیدن صداش یک حسِ نگفتنی داشت!
فکر میکنید اگه قرار باشه روزی کلیپی به دستتون برسه که زیرش نوشته باشه شما صدای امیرالمؤمنین را میشنوید وقتی بازش کنید چجور صدایی ممکنه بشنوید؟ اون صدا باید چه شکلی باشه؟ باید چه بویی داشته باشه؟ باید چه رنگی باشه؟!
بنظر من برای صدای امیرالمؤمنین هیچ مصداقی بهتر از صدای آب نمیشه پیدا کرد!
صدایی که حیات از دلش جاریه...
چشمهها و رودها صدای سخن گفتنِ علیاند و موجِ دریاها صدای خروشیدنِ علی!
صدای علی، صدایی که اگر نباشه حیات نیست...
علیست آب حیات و همهاند زنده به وی
بخوان به عشق: من الماء کل شئ حی...
✍ملیحه سادات مهدوی
مهمان شراب و ابریشم باشید👇
🌱 https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
43.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش این خواننده با این حجم از احساس و با اینهمه زیبایی در صدا و در کلام، من بودم و این ترانه رو با تمام قلبم برای مادرم میخوندم.
میدونم مخاطب اینجا معشوقه، اما من هر چه بیشتر این ترانه سحرانگیز رو گوش میدم، بیشتر حس میکنم این منم که دارم برای معشوقی به اسمِ "مامان" آواز میخونم!
"مامان" شگفتانگیزترین مخلوقیه که میشناسم!
از کهکشان وسیعتره
از ماه خیرهکنندهتر
از خورشید روشنتره
از آسمون سخاوتمندتر
از دریا آبیتره
از بارون پاکتر
از دشت نرگس خوشبوتره
از برگ گل لطیفتر
مخلوقی این اندازه شگفت جز مامانم سراغ ندارم...
کسی که میتونم از تمام غمهای دنیا به دست راستش پناه ببرم و توی دست چپش وطن بگیرم.
کاش این خواننده من بودم و این ترانه برای "مامان" بود...
✍ملیحه سادات مهدوی
این متن و این موسیقی رو گذاشتم چون که حضرت صادق فرمودن هر گاه نسیم محبت ما اهلبیت در دلت وزیدن گرفت برای مادرت دعا کن و حالا که دمدمهی غدیره و محبت امیرالمؤمنین توی قلبهامون موج میزنه، بهترین وقت برای تقدیر از کسیه که محبت به اهل بیت رو مدیونشیم💚
#مادر
@sharaboabrisham
تا بحال این کلمات به گوشتون خورده؟
سریهی ذات سلاسل
اگه آره چی میدونید ازش؟
اگه نه فکر میکنید چی باشه؟ بدون پرسش از علامه گوگل😁
جواباتونو برام بفرستید @mehmane_quran
تا من برم براتون قصه سریه ذات سلاسل رو بنویسم و بعدا تو کانال بذارم انشاالله😍👇
من یه کمربند مخصوص دارم که از یه جنس خیلی سفت و سخته و پشت بدن رو کامل میگیره و جلو نداره!
هر بار میبندمش یاد یه قصه میفتم و خندهام میگیره.
مشهوره که زره امیرالمؤمنین پشت نداشته، چون ایشون هیچ وقت پشت به جنگ نمیکردن و از میدان جنگ نمیگریختن نیازی نداشتن که از پشت زره ببندن!
حالا این کمربنده دقیقا برعکس این روایته و فقط پشت داره و جلو نداره😂
انگار زره یه نفره که کلا همیشه در حال فرار از میدونه و فقط پشت به جنگه.
که البته اینطور نفراتی بودن در صدر اسلام و حتی در موقعیتهایی شده که پرچم فرماندهی رو هم دست گرفتن اما جوری از میدون گریختن که دشمن فرصت نکرده حتی پشت سرشون یه کلوخ پرت کنه چه رسد به شمشیر و نیزه و درگیری تن به تن.
سریه به اون جنگهایی گفته میشه که پیامبر گرامی سپاه رو با فرماندهای جز خودشون راهی میدون میکردن، بر عکس غزوه که فرمانده مستقیم میدان خود حضرت بودن.
سریهی ذات سلاسل یکی از همون جنگهاست که فرماندهان میدان، دیگرانی جز پیغمبر بودن.
سپاه اسلام دو بار با فرماندهی دو نفر که میشناسیدشون به میدون میرن و هر دو بار فرماندههان زودتر از سربازان از میدون جنگ درمیرن، اون هم فقط با پرتاب سنگ از طرف دشمن.🤦♀
این وضعیت که پیش میاد یه جورایی آبروی اسلام به باد میره و باید یکی پیدا شه که این آبروی ریخته رو جمعش کنه و دوباره پرچم اسلام رو بالا ببره
و خب معلومه که اون یه نفر کسی نیست جز نورچشمیِ خدا و رسولش، علیابنابیطالب💚
پرچم سپرده میشه دست امیرالمؤمنین و حضرت سپاه رو حرکت میدن و میبرن و با پیروزی برمیگردونن
هم از دشمن تلفات میگیرن و هم از خودمون تلفاتی نمیدن، یک پیروزی خیلی مقتدرانه و پر هزینه برای دشمن و پر منفعت برای اسلام💪
حالا اینکه حضرت چه نقشهای طراحی میکنند و چه عملیاتی رقم میزنند باشه طلبتون تا فعلا فقط آخر قصه رو بگم.
وقتی فرماندهی همیشه پیروزمون از میدان برمیگردند پیامبرِ گرامی تکبیرگویان به پیشواز میان و صدا میزنن علی جان الان برادرم جبرئیل نزد من بود و دربارهی تو خبرهایی آورد که میترسم به زبان آورم که مردم درباره تو آن چیزی را بگویند که درباره مسیح گفتند!! یعنی جبرئیل فضائلی از تو به من گفت که اگه بگم هر آینهاس مردم بگن نعوذبالله علی خداست! چون درباره مسیح هم همین حرف رو زدن...
در جریان این پیروزی آیات سوره عادیات در مدح امیرالمؤمنین نازل میشه و اونجا خدا حتی جرقهی سم اسب امیرالمؤمنین و صدای نفسنفس زدن اسب حضرت رو مدح میکنه...
برای همین سوره عادیات معروف به سورهی امیرالمؤمنینه و پیامبر فرمودن هر کس هر شب این سوره رو بخونه با امیرالمؤمنین محشور میشه.
این قدر و منزلتها برای تلاوت این سورهها از این جهته که یاد و نام امیرالمؤمنین و خاطره رشادتهاش در دلها و سینهها زنده بمونه و با ذکر امیرالمؤمنین، راه امیرالمؤمنین احیا بشه...
خب حالا که ذهنتون آشنا شد با این ماجرا، میتونید برید یه سرچکی بزنید و روایت رو کامل بخونید و وقتی از داشتن چنین امامی حسابی محظوظ شدید زیر لب بگید: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ
✍ملیحه سادات مهدوی
شراب و ابریشم
@sharaboabrisham
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طبق برخی روایات حضرت امام باقر علیهالسلام در حالیکه کودک خردسالی بودن در کربلا حضور داشتن و بعد از واقعه عاشورا همراه کاروان اسرا به اسارت رفتن.
امشب که شب شهادت ایشونه دیدن این اثر هنریِ خارقالعاده از «صفیه التلاق» نقاش کویتی خالی از لطف نیست.👌
ببینید و حظ کنید.🌱
@sharaboabrisham