eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.3هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
70 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
بگذار من، شأنِ نزولِ پناه جستن باشم و تو تفسیرِ روشنِ پناهگاه... ✍ملیحه سادات مهدوی وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ./ توبه ۶  تا ابد، صاحبِ کلمه‌ی پناه...💚 مهمان شراب و ابریشم باشید👇 🌱 https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
شراب و ابریشم...
باز نشستم اینو گوش دادم، باز دلم برای رئیسی تنگ شد! .
دو تا از پیامهای ناشناس، دو تا التماسِ دعای خاص بود... دعاشون کنیم...🌱 . ابراهیم مجاب☺️
. شب بخیر🥱
6037998170738750
این باشه اینجا لازمتون می‌شه یه وقت می‌بینید نصف شب یهو ابنِ‌شبیب میاد به خوابتون می‌گه چرا واسه زائرا پول نمی‌ریزی؟😤 .
ایشون جمعه‌ی هفته‌ی گذشته مبلغی واریز کردن برای زائرا... و الان دوباره مبلغ دیگه‌ای واریز کردن و گفتن برات کربلاشون امضا شد! به تاریخ پیامها دقت کنید! عکس سمت راست هفته‌ی گذشته. عکس سمت چپ دقایقی پیش!
1_6025047999.mp3
زمان: حجم: 3M
ولی تو این گرمای جگرسوزی که خیمه زده رو کشور هیچی قدِ روضه‌ی عمویِ مَه‌جبینِ حرم، جواب نیست...💔 @sharaboabrisham
هدایت شده از کتاب جمکران 📚
📣 نشست بررسی در حماسه کربلا همراه با رونمایی کتاب 🔆با حضور نویسنده اثر: و کارشناس تاریخ اسلام 🗓چهارشنبه 10 مرداد 1403 🕦ساعت 17 📍قم - خیابان شهیدان فاطمی (دورشهر) - کوچه 28 دفتر مرکزی ✅ کانال رسمی انتشارات کتاب جمکران: @ketabeJamkaran
شراب و ابریشم...
📣 نشست #زنان_عاشورایی بررسی #نقش_بانوان در حماسه کربلا همراه با رونمایی کتاب #من_اگر_روضه_خوان_بودم
. سلام و نور عزیزان جلسه عمومیه. ویژه‌ی بانوان نیست. هر کدوم از شما عزیزان که ساکن قم هستید یا اون تاریخ قم شرفیاب هستید، خوشحال میشم ببینمتون. خیلی دوست داشتم با اعضای عزیز کانالم دیدار داشته باشم که این برنامه بهانه‌ی خوبیه برای دیدار با عزیزانی که یک ساله کنار هم هستیم و در لحظه‌های غم و شادیِ هم شریکیم... ان‌شاالله چهارشنبه ده مرداد ساعت ۱۷ دفتر مرکزی انتشارات جمکران می‌بینمتون .
این تصویر، بخشی از سه صفحه نوشته‌ایه که پونه برام نوشته. از ذوقِ شنیدنِ خبرِ چاپ کتابم اندازه‌ی سه صفحه قربونم رفته😂 حاج فاطمه و اسلامی و انیس دارن برنامه میچینن که ان‌شاالله بیان قم. مریم پرسیده اون روسریِ خاصی که مدنظرمه رو از کدوم فروشگاه می‌تونه برام بخره؟ برات‌زاده باز پیشِ اونا پُزِ من رو داده😂 هر کدوم از بچه‌ها یه واکنشی نشون داده و هیچ کدومشون نمی‌دونن که چقدر در این کتاب و تمام نوشته‌ها و تمام فعالیت‌های من سهیمند! حتی قاسم آقا شوهر مریم که از همون سال اول دانشگاه دکتر مهدوی صدام می‌کرد!😅 ما یه مجموعه‌ی قوی و همدلیم که سالهاست کنار همیم. ما که میگم منظورم خودم و همکلاسیهای دانشگاهمه. بهترین رفیق‌های زندگیم. بچه‌هایی که شاید بینشون من همیشه بیشتر از همه دیده شدم ولی این هیچ وقت به این معنی نبود که من چیزی بیشتر از اونها دارم، من فقط برآیندِ نهاییِ توانمندی‌های بچه‌ها رو به نمایش می‌ذاشتم و این فقط مدیریت یک کار جمعی بود و نه یک موفقیتِ فردی! حالا باز همین بچه‌ها خوشحالن از چاپ یک اثر به نام من و خودشون خبر ندارن که این فقط درخششِ چندین سال رفاقتِ ماست وقتی همیشه اولین مخاطبِ نوشته‌های من خودشون بودن و همیشه اولین مشوق‌ها و اولین منتقدها هم باز خودشون بودن و اینجوری به قلمم پر و بال می‌دادن... راستش من بعد از خانواده‌ام، دارایی و گنجی بهتر از هم‌دانشکده‌ایهام سراغ ندارم پس چرا از این بهترین رفیقهام تقدیر نکنم و بهشون نگم که با تمامِ قلبم دوسِشون دارم و ممنونِ حمایتهای همیشگی‌شون هستم...💚 ساقه‌ی نیلوفر بدون تکیه‌گاه بالا نمی‌ره، آدمیزاد، بدونِ رفیقِ خوب... .