شراب و ابریشم...
و خب این نگاهِ معکوس، حدیثو شیرینتر میکنه.☺️ شراب و ابریشم
.
الناز گفت: منم عجیب امام رضا رو دوست دارم
یعنی ایشون هم ما رو دوست دارن؟🥹🥹🥺
منم بهش👈 این حدیث و 👈 این توضیحات رو هدیه دادم...
.
شراب و ابریشم...
بنظرتون توی این ساک چی دارم میبرم؟
راضیهاس!
تو حرم همدیگرو دیدیم....
ولی واقعا ساک از یه جایی رسید...
من نداشتمش...
امام رضا جان رسوند...
.
فکر میکنید چی توشه؟
واقعا متأسفم.😂
من هر چقدر فضا رو معنوی میکنم شماها ذهنهاتون جای دیگه میره
.
زائرای چهارمحالیمون به سلامت رسیدن.
الانم منتظرن ما براشون غذا ببریم.
من به جای اینکه برم غذای زائرا رو آماده کنم نشستم اینجا واسه شما تولید محتوا میکنم.
توی ساک خوراکی نیست.
حدس زدناتون رو قربون.
بیاید سمت حدسهای معنوی
یه چیزی که وقتی رونمایی بشه همهتون قراره گریه کنیدا!
.
شراب و ابریشم...
با احتسابِ اینکه حوالیِ ساعت سه همه چیز تمام شده، احتمالا این ساعتها عمو سمت شریعه حرکت کرده... عمو
.
با صدای حاج میثم دلها رو آماده کنید جهتِ رونمایی از آنچه داخل ساکه...
.
شراب و ابریشم...
. با صدای حاج میثم دلها رو آماده کنید جهتِ رونمایی از آنچه داخل ساکه... .
.
من یک نفره بغل گرفتمش...
بدونِ اینکه آدمها شلوغ کنند و اجازه ندن برم جلو، بغل گرفتمش...
سپردنش دست من...
خودم تنهای تنها...
.