شراب و ابریشم...
بنظرتون توی این ساک چی دارم میبرم؟
راضیهاس!
تو حرم همدیگرو دیدیم....
ولی واقعا ساک از یه جایی رسید...
من نداشتمش...
امام رضا جان رسوند...
.
فکر میکنید چی توشه؟
واقعا متأسفم.😂
من هر چقدر فضا رو معنوی میکنم شماها ذهنهاتون جای دیگه میره
.
زائرای چهارمحالیمون به سلامت رسیدن.
الانم منتظرن ما براشون غذا ببریم.
من به جای اینکه برم غذای زائرا رو آماده کنم نشستم اینجا واسه شما تولید محتوا میکنم.
توی ساک خوراکی نیست.
حدس زدناتون رو قربون.
بیاید سمت حدسهای معنوی
یه چیزی که وقتی رونمایی بشه همهتون قراره گریه کنیدا!
.
شراب و ابریشم...
با احتسابِ اینکه حوالیِ ساعت سه همه چیز تمام شده، احتمالا این ساعتها عمو سمت شریعه حرکت کرده... عمو
.
با صدای حاج میثم دلها رو آماده کنید جهتِ رونمایی از آنچه داخل ساکه...
.
شراب و ابریشم...
. با صدای حاج میثم دلها رو آماده کنید جهتِ رونمایی از آنچه داخل ساکه... .
.
من یک نفره بغل گرفتمش...
بدونِ اینکه آدمها شلوغ کنند و اجازه ندن برم جلو، بغل گرفتمش...
سپردنش دست من...
خودم تنهای تنها...
.
شراب و ابریشم...
. من یک نفره بغل گرفتمش... بدونِ اینکه آدمها شلوغ کنند و اجازه ندن برم جلو، بغل گرفتمش... سپردنش دس
.
حالا میبرمش تا زائرای امام رضا جان دورش رو بگیرن
گریه کنن
حاجت بگیرن
و با دمِ یا ابوالفضل تا خودِ شریعه پر بکشن...
آه! عمو جان...
.
شراب و ابریشم...
. حالا میبرمش تا زائرای امام رضا جان دورش رو بگیرن گریه کنن حاجت بگیرن و با دمِ یا ابوالفضل تا خودِ
.
پرچمِ روی مضجعِ شریفِ عموی مَهجبینِ حرم...
پرچم روی گنبد نیست!
پرچم داخل ضریحه
پرچمی که سنگ مزار عموی حرم رو بغل گرفته
این پرچم الان توی بغلِ منه...
آه! عمو
عمو
عمو
من چطور باید شُکر این لحظهها رو به جا بیارم....
.