_سپاه قراره اسرائیل و امریکا رو بریزه تو مخلوط کن.
_وای حالا چی بخونیم پس؟
.
.
حالا چی بپوشیم رو با حالا چی بخونیم جایگزین کنیم.😉
امام در برابر صهیونیسم(مجموعه دیدگاههای امام در برابر رژیم اشغالگر از سال ۴۱ تا ۶۱)
از اون کتاب قدیمیاس، سال نشرش سال ۶۱
چشم آدم خیلی اذیت میشه با فونت و برگههاش. واقعا مطالعه جهاد بوده تو دههی شصت با کیفیت چاپهای اون دهه!
.
من هِی یادآور میزنم که فراموشمون نشه آقا فرمودن فریاد انتقام مردم سوخت موشکهای سپاه بود.
بیخیالِ مطالبهی انتقام نشیم یه وقت!
.
شراب و ابریشم...
_سپاه قراره اسرائیل و امریکا رو بریزه تو مخلوط کن. _وای حالا چی بخونیم پس؟ . . حالا چی بپوشیم رو با
#از_کتاب
سال ۴۱ امام عزا اعلام کردند بخاطر خطر سلطهی یهود بر فلسطین!
امام یک شخصیت فرازمانی بودند!
خیلی فراتر و پیشتر از عصرِ خودشون میاندیشدند و میدیدند و ادراک میکردند!
حقیقتا شخصیت امام شگفتانگیزه!
.
دانشجوی کارشناسی که بودیم یک درس بدقلق داشتیم که هم سخت بود و هم کتابش خیلی بدخوان بود.
ادبیاتِ کتاب واقعا سنگین بود و پر از کجتابی!
من کتاب رو میخوندم، بعد بچهها تو دانشگاه یا خوابگاه دور من جمع میشدن و من درسهاش رو برای بچهها توضیح میدادم.
و بچهها هم خیلی راضی بودند از اون گعدههای درسی.
اصلِ هنرِ من همین بود.
همین سادهسازی!
همین آسون کردنِ سختها!
شما بعنوانِ افرادی که پیگیرِ نوشتههای من هستید، خودتون هم شاید ندونید، ولی یکی از دلایل اصلی این پیگیر بودنها همین ساده بودنِ این نوشتههاست.
هر چند که واقعا بلدم لفاظی کنم و سخت بنویسم ولی هیچ وقت این کارو نمیکنم!
یک نویسنده مسئولِ رسوندنِ مفاهیم به مردمه نه مسئولِ گیج و گنگ کردنشون!
هنر، سخت بیان کردن و سنگین نوشتن نیست، هنر، آسون بیان کردنِ سختهاست!
اگه به نویسندگی علاقه دارید این رو بدونید که با واژههای سخت و ثقیل شاید در ابتدا خیلی باکمالات به نظر برسید اما در ادامهی راه به توفیق چندانی دست پیدا نمیکنید، چون مخاطب رو از دست میدید.
اینو همیشه یادتون باشه حتی خدا هم که خداست حرفهاش رو برای آدمیزاد سادهسازی کرده، ما که دیگه عددِ این لفاظیها نیستیم!
نظرتون؟
.
شراب و ابریشم...
لا اله الا الله 😂
والدین محترم این کارو نکنید خب!
بچههاتون راضی نیستن.
دست به دست کنید برسه به دست والدینهایی که این کارهان.
.
والدینها😁
.
شراب و ابریشم...
. من همان روز که به خانهی فرزندی از فرزندانِ عبدالمطلب وارد شدم، دانستم که طالعم بلند است. فرزندان
از این دست پیامها از شما زیاد دریافت میکنم.
بین همهی پیامهای اینچنینی این پیام رو که تاریخش ۲۱ تیره، انتخاب کردم هم بخاطر اینکه متن جُون رو یه بار دیگه یادآوری کنم واسه خوندن.
هم بخاطر اینکه به سوالی که پرسیدن جواب بدم.
و هم اینکه یک گپ و گفت داشته باشیم دربارهی کلاس نویسندگی.
درخواستها برای برگزاری کلاس نویسندگی زیاده و بنظرم خوبه که قبل برگزاری کلاس با هم یه صحبتهایی داشته باشیم.
.
شراب و ابریشم...
از این دست پیامها از شما زیاد دریافت میکنم. بین همهی پیامهای اینچنینی این پیام رو که تاریخش ۲۱ تی
.
چی میشه که یه چنین اثری خلق میشه؟
جواب شما به سوال ایشون چیه؟
البته دقت کنید این سوالِ یک نفر از خودِ شماست. پرسش از جانب من نیست. صرفا میخوام پرسش ایشون رو مقدمه قرار بدم برای گپوگفت راجع به کارگاه نویسندگی.
.
شراب و ابریشم...
. پشت کامیونهای گاراژِ قیدار نوشته بود: بیمهی جون. من اولهای کتاب میخواندم "جون" و با خودم میگفت
مقدمهی متن جون رو هم بخونید.☝️
.
طلاییترین نکته دربارهی نویسندگی یک جملهاس:
زیاد مطالعه کنید!
.
مقدمهی نوشتن، خوندنه!
تا نخوندید، دنبالِ نوشتن نرید...
.
از فوت و فنهای نویسندگی چی میدونید؟
دوست دارید آموزش ببینید؟
اینجا بگید.
.
شراب و ابریشم...
. خیلی وقتها شده که از من پرسیدید چجوری انقدر قشنگ مینویسی یا ما چی کار کنیم که بتونیم مثل تو بنویس
این مطلب رو هم بخونید.☝️
تا کم کم ورود کنیم به مبحث آموزش نویسندگی انشاالله.
.
این پیامِ یکی از شما عزیزانه ذیلِ👈 این نوشته
و نکتهی دقیقی که گفته شده:
اکثر چیزهایی که برای شما رخ میدهد برای ما هم رخ داده...
دقیقا همینه👌
چیزی که از یک نفر نویسنده میسازه همین ساده نگذشتن از کنار روزمرگیهاست...
پایهاید واسه یه آموزش جذاب نویسندگی؟
آری یا نه؟