شراب و ابریشم...
. دههی آخر صفر باید از یک نفر بیشتر بنویسم... یک نفر که کل کائنات بهش بدهکارن و در عین حال کمتر ش
.
تا اینجا هیچ کس درست حدس نزده!
و خب از ابتدا هم فکر میکردم کسی حدس نزنه.
از شدتِ ناشناخته بودنِ این نازنینی که نفس به نفسمون رو بهش مدیونیم...
.
شراب و ابریشم...
. تا اینجا هیچ کس درست حدس نزده! و خب از ابتدا هم فکر میکردم کسی حدس نزنه. از شدتِ ناشناخته بودنِ ا
.
هر طعامی که قرار بود احمدِ مبعوثنَشده تناول کند، ابتدا خودش قدری از آن در دهان مبارکش میگذاشت، مبادا طعام به دستِ توطئهگرِ یهود مسموم شده باشد و جانِ نبیِ آخرالزمان پیش از آنکه به پیغمبری برسد از دست برود!
در هر بنبست و کوچهی تاریک و مسیرِ ناآشنا که قرار بود حبیب خدا از آن گذر کند، خودش پیشتر وارد میشد که اگر کسی آنجا کمین کرده باشد و یا شمشیر آختهای در پس دیواری پناه گرفته باشد، جانِ احمد به خطر نیفتد!
احمدِ خردسال را به خانه آورده و شخصا کفالتش را بعهده گرفته بود و او را از فرزندان خودش عزیزتر میداشت، آنقدر عزیز که بهترین پسرِ خویش را برای پیشمرگی او انتخاب کرده بود، شبها دائم جای خوابِ علی را با جای خوابِ نبی عوض میکرد، حتی برخی شبها چند مرتبه این کار را تکرار میکرد مبادا شبانه جانِ نبی گرفته شود و بشر برای همیشه از هدایت محروم بماند!
تاریخ به ما خیانت کرده و روایتِ جانافشانیهای جنابِ ابوطالب در حفظِ جانِ شریف پیغمبر را برای ما تعریف نکرده...
این عالیجناب ابوطالب بود که پیش از بعثت، جانِ نبی را از توطئههای بیشمارِ یهود حفظ کرد و تمام کائنات را تا قیامِ قیامت مدیونِ آنهمه ایثارِ خودش نمود...
آفرینش، بود و نبودش را به وجودِ رسولالله مدیون است و آن کس که رسولالله را به مددِ پروردگار از تمامِ توطئههای قتل رهاند و ایشان را سالم به چهل سالگی رساند تا پیام وحی را دریافت کند و بشر را از گمراهی نجات بدهد، کسی نیست جز پدرِ گرامیِ امیرالمؤمنین، عالیجناب ابوطالب...
کسی که در گمنامیِ محض و حتی گاهی در متهم شدن به شِرک، بارِ سختِ حفظِ جانِ پیغمبرِ آخرالزمان را به دوش کشید و اجازه نداد یهودِ همواره در کمین، نقشهی چندهزار سالهی خود را به انجام برساند...
ما جناب ابوطالب را کمتر میشناسیم، نام ایشان را کمتر میآوریم و حتی کمتر گمان میکنیم که ایشان در هستیِ ما حساسترین نقشها را ایفا کرده باشد...
ما نمیدانیم و نمیشناسیم، اما ذرات هستی میدانند و میشناسند آن خردمندِ موحدی را که خدا برای حفاظتِ پیغمبرش برگزیده بود...
ما نمیدانیم اما هفت آسمان مقابل ابوطالب خم شده و به احترام، برابرش، سر تعظیم فرو آورده و کهکشان زیرِ قدمهایش کرنش میکند...
شاید ایام شهادت رسولالله فرصت خوبی باشد برای بیشتر دانستن از محافظِ جانِ گرامیِ پیغمبر....
همو که وقتی دیگر در این دنیا نبود، آخرش یهود کار خودش را کرد و پیغمبر ما را مسموم نمود....
علیابنابیطالب جان باختن برای پیغمبر را از پدر به ارث برده بود...
جانها به قربانِ ابوطالب و دوازده پسرِ گرامیاش...
دوازده تاجدار کائنات که پرودگار خلافت خود در زمین را به آنها سپرده است، دوازده جانِ شریف که از جانِ ابوطالب به بارنشسته است...
دوازده امامی که همه فرزندان و نوادگانِ ابوطالبند...💚
رحمت پروردگار بر عالیجناب ابوطالب، بادیگاردِ شخصیِ پیغمبری که هنوز به پیغمبری نرسیده بود!
✍ملیحه سادات مهدوی
بازنشر به مناسبت ۲۶ رجب، سالروز شهادت حامی بزرگ رسولالله جناب ابوطالب 💚
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
.
هدایت شده از شراب و ابریشم...
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اون واقعیتهای شبیهِ افسانهای که از پدرا و مادرای شهدا شنیدیم، از دو دستی تقدیم کردنِ گلدستههاشون، از بدرقهی پارههای تنشون و با جون و دل به جبهه فرستادنِ جوونای خوش قد و قامتشون و از صمیم دل فدا کردنِ جگرگوشههاشون، همه و همه یک طرح کوچیک از تابلوی عظیم و شاهکار بزرگیه که پدرِ اول شهیدِ عالَم، عالیجناب ابوطالب به نمایش گذاشته.
پدری بلندمرتبه که پسری چون علی رو دو دستی در کام مرگ فرومیبرد تا با فدا کردنِ جانِ پسر، جان پیغمبر رو حفظ کنه!
الله اکبر از عظمتِ این پدر و پسر.
پدر و مادر شهدای ما شاگردان این مکتبند.👌
✍ملیحه سادات مهدوی
یاد و خاطرهی همهی شهدای راه حق از ابتدای تاریخ تا کنون گرامیباد.
علیالخصوص شهدای دفاع مقدس و امام راحلمون❤️
انشاالله پدران و مادران شهدا در بهشت رضوان با پدر و مادرِ والاترین شهیدِ عالم، امیرالمؤمنین محشور باشند.
@sharaboabrisham
صدا و تصویر استاد حامد کاشانی رو مشاهده میکنید. اگه به تاریخ اسلام علاقه دارید مباحث ایشون رو دنبال کنید بسیار با سواد و اهل تحقیق هستند آدرس کانالهاشون👇
تلگرام | ایتا | بله | روبیکا | آپارات | سایت
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
.
به خودتون و چشمهاتون و قلبتون و عمرتون، لطفِ بینهایت کردید اگه آنک آن یتیم نظرکردهی محمدرضا سرشار رو بخونید!
.
Alireza Ghorbani alireza_ghorbani_naghshe_farshe_del 128.mp3
زمان:
حجم:
3.6M
استاد محمدعلی بهمنی، شاعر خوشذوق کشورمون به سرای شعر و سخن و ابدیت سفر کرد...
این شاهکار، سرودهی ایشونه که توسط علیرضا قربانی اجرا شده و تمامِ احساس منه خطاب به اباعبدالله اونجاش که میگه:
گفتم: «بِدَوم تا تو همه فاصلهها را»
تا زودتر از واقعه گویم گِلهها را
چون آینه پیشِ تو نشستم که ببینی
در من اثرِ سختترین زلزلهها را
رحمت خدا به هنرمندان متعهد
@sharaboabrisham
.
.
سرودهای زیبا از مرحوم استاد محمدعلی بهمنی خطاب به امام رضا جان:
شرمندهام كه همت آهو نداشتم
شصت و سه سال راه به اين سو نداشتم
اقرار ميكنم كه من – اين هاي و هوي گنگ-
ها داشتم هميشه ولي هو نداشتم
جسمي معطر از نفسي گاه داشتم
روحي به هيچ رايحه خوشبو نداشتم
فانوس بخت گمشدگان هميشهام
حتي براي ديدن خود سو نداشتم
وايا به من كه با همهي هم زبانيام
در خانواده نيز دعاگو نداشتم
شعرم صراحتيست دلآزار، راستش
راهي به اين زمانهي نه تو نداشتم
نيشم هميشه بيشتر از نوش بوده است
باور نميكنيد كه كندو نداشتم؟!
ميشد كه بندگي كنم و زندگي كنم
اما من اعتقاد به تابو نداشتم
آقا شما كه از همهكس باخبرتريد
من جز سري نهاده به زانو نداشتم
خوانده و يا نخوانده به پابوس آمدم؟
ديگر سوال ديگري از او نداشتم
.
@sharaboabrisham
شراب و ابریشم...
. هر طعامی که قرار بود احمدِ مبعوثنَشده تناول کند، ابتدا خودش قدری از آن در دهان مبارکش میگذاشت،
.
از آدمهای مؤثر در زندگانیِ رسولالله چقدر میدونیم؟
بریم سراغ یکی دیگه از چهرههای کمتر دیده شده؟
.
هدایت شده از شراب و ابریشم...
حجاز تصویری مسحور کنندهتر از نقشِ زنی بلندبالا ایستاده بر دامن جبلالنور بر خود ندیده!
زنی موقر که با تمام شکوه و مکنتش یک قرص نان و چند دانه خرما گوشهی دستمالی میبست و پیش از طلوع، راه صحرا پیش میگرفت تا در گرگ و میش صبح خودش را از دامن کوه بالا بکشد و پیشتر از خورشید بر دهانهی غار بتابد و چشم و دل مَردش را روشن کند.
خدیجه مقابلِ غار که میایستاد و لبریزِ اشتیاق صدا میزد: حبیبم محمد، نور بود که روی کوه میریخت، کهکشان بود که از دل کوه برمیخاست و کوهِ تاریک و دور به جبلالنورِ روشن و نزدیک بدل میشد.
جبلالنور بعد از قدمهای خدیجه بود که جبلالنور شد وگرنه پیش از آن یک کوهِ افتاده در گوشهای از شبهالجزیره بود که کسی اصلا نمیشناختش.
خدیجه اگر از کوه بالا نرفته بود کجا کوهی که جز آواز چوپانها و زنگ رمهها صدایی در دامنش نپیچیده بود، به شنیدن آوای جبرائیل مفتخر میشد؟
خدیجه اگر از مرد بالای کوه حفاظت نکرده بود و به صد شوق لقمه در دهانش نگذاشته بود، اگر به هزار مِهر به پیغمبر، جانِ تازه نبخشیده بود کجا کوهی پرت شده در صحرایی ناشناخته محمل وحی میشد و پذیرای کلام پروردگار؟
بالای آن کوه وحی هم اگر آمد و نبوت جاری شد، خدیجه پیغمبرِ مخاطبِ وحی را روی چشمهایش گذاشته بود و پَرِ چادر خدیجه پیش از پَرِ جبرئیل پیغمبرِ جبلالنور را زیر سایه گرفته بود!
جز این اگر بود که جبرئیل از آسمان هفتم خبر نمیآورد خداوند روزی سه بار به وجود خدیجه مباهات میکند و بر اهل آسمان فخر میفروشد!
جبلالنور هنوز موج صدای خدیجه را از خاطر نبرده، هنوز برق نگاهش را از دل نشسته، صخره به صخرهی آن کوه بارها بر خود بالیده وقتی چون خدیجهای با تکیه به آن تختهسنگها نفس تازه کرده، من خیال میکنم کوه نوبت به نوبت جای سنگهایش را عوض میکرده تا هیچ سنگ و صخرهای از مسیر آمد و شد خدیجه دور نیفتد و از زیارتِ قدمهایش محروم نمانَد.
صبحها که خدیجه به دامن کوه میرسیده کوه با شتاب خودش را به پای خدیجه میانداخته و قدم به قدم جای پایش را میبوسیده و روی سر میگذاشته.
حتما خدا کوه را سرجایش نگه میداشته و گرنه چطور در لحظهی تلاقیِ نگاه پیغمبر و خدیجه از جا کنده نمیشده؟ چطور وقتی پیغمبر لبریز و مشتاق به استقبال خدیجه از جا برمیخاسته و سجاده و محراب را به احترام خدیجه ترک میکرده کوه از شدت شوق جابهجا نمیشده؟
حتما از پیِ هر حبیم گفتنِ خدیجه و هر جانمِ پیغمبر جبرئیل بال و پر باز میکرده و آیههای مِهر بر قلب پیغمبر نازل میشده غیر از این اگر بود که پیغمبر نمیفرمود محبت خدیجه رزق من است.
"دیگر کجا مثل خدیجهای پیدا میشود؟" این را پیغمبر بارها با قلبی مالامال از عشق به زبان آورده بود!
یعنی خدیجه کجای آفرینش ایستاده بود که پیغمبر تا زنده بود دم از او میزد و هر جا که اسم خدیجه آورده میشد اشک در چشمان مبارکش مینشست!
یعنی مرتبهی خدیجه تا کجا بود که بلندمرتبهترین مخلوق پرودگار اینگونه شیفته و دلبستهی او بود؟
خدا در آفرینش خدیجه چقدر سلیقه به خرج داده بود که حتی خودش از تماشای او سر ذوق آمده بود و به جبرئیل سپرده بود به پیغمبر خبر بدهد که خدا در هفت آسمان به خدیجه مینازد!
به راستی دیگر کجا مثل خدیجهای پیدا میشود؟!
✍ملیحه سادات مهدوی
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a