eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.8هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
70 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
شراب و ابریشم...
من هر جا بروم پروانه‌های غزه را با خودم می‌برم... .
. خدا رو شکر برنامه‌ی امروز هم به لطف حضرت زینب به خوبی برگزار شد. از صحبتهای امروز خودم خیلی راضی هستم. اول مراسم که صلوات خاصه‌ی امام رضا جان رو گذاشتن با تصاویری از حرم، نگاه گنبد کردم و گفتم امام رضا جانم مدد بدید حرفایی بزنم که مورد رضایت حضرت زینب باشه. و وقتی رفتم پشت تریبون صحبتم رو با یه آیه‌ی قرآن شروع کردم: وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ گفتم یهود مدعی شد دست خدا بسته‌اس و خدا تو همین آیه پاسخ یهود رو داده: بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ حالا ما در ایران احساس می‌کنیم دست ما بسته‌اس ما واقعا برای فلسطین چی کار می‌تونیم بکنیم جز گریه و دعا؟ و خب آیه پاسخ داده دست خدا بازه تو جمهوری اسلامی هر کس هر جا هست در جهت تقویت نظام بعنوان اصلی‌ترین پایگاه استکبارستیزی جهان قدم برداره، همین کمک به فلسطینه! و من بعنوان یک نویسنده چطور می‌تونم این رسالتم رو به انجام برسونم؟ با نشون دادن چهره‌ی استکبارستیز حضرت زینب. جوانی که با این چهره‌ی حضرت زینب آشنا بشه دیگه حضور اسرائیل رو در این کره‌ی خاکی برنمی‌تابه. و من تمام تلاشم بر اینه که اون تعریف زن ستمکش رو از حضرت زینب بردارم و از ایشون زن قهرمان ستم‌ستیز رو به نمایش بذارم تا جوان با این جلوه آشنا بشه و با همین جلوه نابودی اسرائیل رو طلب کنه... و بعد رفتم سمت توضیحاتی درباره‌ی وجود نازنین حضرت زینب... و بلطف خداوند همونطور که از قبل با خودم قرار کرده بودم اسم شهید رئیسی رو هم آوردم و واقعا از خدا ممنونم که اجازه نداد اسم رئیسی از ذهنم بره. و از همه مهم‌تر اینکه این تریبون فرصتی شد برای تقدیر از پدر و مادر عزیزم و بوسیدن دستشون در یکی از رسمی‌ترین مراسم‌های زندگیم💚 الحمدلله رب العالمین .
با افتخار می‌بوسم دست پدر و مادری رو که دوست داشتنِ اهل‌بیت رو یادم دادند💚
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آنقدر برایت نوشته‌ام تا همه‌ی آنهایی که کلمه‌های من را خوانده‌اند، خیالاتی شدند و گفته‌اند من یکی از بستگان زینبم💚
. سریال مردان آنجلس یکی از زیباترین ساخته‌های تلویزیون ایرانه. ما خیلی بچه بودیم که این سریال پخش می‌شد، ولی یکی دو سال پیش دوباره شبکه‌ی آی‌فیلم سریال رو گذاشت و من فرصت کردم تعدادی از قسمت‌‌هاش رو ببینم. اون قسمتی از سریال که زندان‌بان اصحاب کهف رو از زندان فراری می‌ده و خودش در این مسیر کشته می‌شه، فوق‌العاده‌اس. من کلی برای اون زندان‌بان گریه کردم و به ایمانِ دمِ مرگش غبطه خوردم. امروز وقتی بین صحبتهام اسم شهدای راه حق رو آوردم، اون زندان‌بان رو هم از ذهنم گذروندم و ثواب جلسه رو بهش تقدیم کردم! واقعا اگه او اصحاب کهف رو فراری نمی‌داد تاریخ کدوم سمتی می‌رفت؟ و توحید چطور به ما می‌رسید؟ من عاشق موشکافیِ تاریخم و معتقدم کشوری که در این برهه از تاریخ تقدیم ما شده از گذرِ خونهای پاکِ فراوانی که در طول تاریخ بر زمین ریخته به دست ما رسیده. همه‌ی شهدای تاریخ از جناب هابیل تا همین شهدای اخیر حزب‌الله، همه و همه صاحبان خونهای پاکی هستند که در مسیر شکل‌گیریِ تمدن توحیدی بر خاک ریخته و ثمر اون خونها در قالب جمهوری اسلامی امروز در دست ماست... دارم فکر می‌کنم من شاید باید معلم تاریخ می‌شدم! .
شراب و ابریشم...
. سریال مردان آنجلس یکی از زیباترین ساخته‌های تلویزیون ایرانه. ما خیلی بچه بودیم که این سریال پخش م
الکی که نویسنده نشدیم😂 نویسنده‌ها آدم‌های عمیق، ریزبین، و متفاوتی هستند. متفاوت از این جهت که دنیا رو متفاوت می‌بینند و به همه چیز از روزنه‌ی متفاوتی نگاه می‌کنند. مامانم همیشه به من می‌گن چیزایی که تو متوجهش می‌شی رو بقیه‌ی آدما متوجهش نمی‌شن.😂
من هیچ وقت با شهید خاصی ارتباطی نداشتم. همیشه به شهدا ارادت داشتم و بعضی شهدا مثل سید علی اندرزگو و شهید بهشتی و سردار سلیمانی رو بصورت ویژه دوست داشتم ولی اینطور نبودم که بگم یک شهید خاص رو همیشه و همه جا به یادش هستم یا رفتار و اعمالش برای من الگو هست و از این حرفها... ولی حالا چند ماهه یک شهیدی دارم که روز و شب ازش حرف می‌زنم و حتی براش اشک می‌ریزم و حتی بعضی جاها که می‌خوام بداخلاقی کنم یاد اخلاق خوبش می‌افتم و جلوی خودم رو می‌گیرم، با همه‌ی آدمها از خوبیهاش می‌گم، تو حرم حتی با غریبه‌ترین زائرا می‌شینم و بهشون می‌گم فلان خدمات از صدقه‌سر شهیده فاتحه‌اش یادتون نره‌ ها، انگار می‌خوام یاد همه بندازم که چه گوهری رو از دست دادیم.... رئیسیِ عزیز جوری تمام ذهن و قلبم رو درگیر کرده که شب و روز به یادشم و از فراقش آه می‌کشم. مخصوصا الان که حادثه‌ی معدن رخ داده و پزشکیان نیویورکه خیلی جای رئیسی خالیه، هم برای رفتن به نیویورک و سربلند کردنِ کشورمون و هم برای رسیدگی به شهدای معدن. رئیسی اگه بود الان حتما خودشو رسونده بود طبس رئیسی اگه بود حتما تو سازمان ملل دوباره سرافرازمون می‌کرد... درباره‌ی فراق رئیسی فقط میشه همون جمله‌ی آقا رو گفت: هیچ جوره قابل جبران نیست😭 خدا رحمتش کنه...
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صبحمون رو با یاد بهشتیان متبرک کنیم🌱
هدایت شده از حامد کاشانی
خدایا! برادران ما، عزیزان ما، نور چشمان ما، هم‌رزمان ما، مجاهدان حزب الله لبنان و کشورشان بویژه سید عزیز را در پناهت حفظ بفرما. نصرت و پیروزی و عافیت، روزیشان و روزیمان بگردان.
هدایت شده از وحید یامین پور
استاد ما سالها پیش(حدود ۲۵ سال پیش) در واکنش به تحولات نوظهور و گاه نگران‌کننده عصر اصلاحات جملات جالبی گفت؛ عیناً نقل میکنم: "ما چقدر بايد شانس داشته باشيم كه خداوند ابتلائات و حوادثي براي ما پديد مي‌آورد... خيلي سريع آگاهيها مي‌آيد و جهالت‏ها رو مي‌شود، جهالت‏ها تبديل به آگاهي مي‌شود. آگاهي‌هاي كاذب نقاب از چهره می‌اندازند، اينها توفيقات الهي است. حامد الگار محقق آمريكايي كه مسلمان شده است، اوائل انقلاب در سفری به ايران، با روزنامه كيهان مصاحبه‏ای كرده بود، خبرنگار از او سؤالی كرده بود، (سؤالش ساده انديشانه بود، ولي باعث شده بود او جواب خوبی دهد) سؤال كرده بود: آيا فكر نمي‌كنيد در آمريكا هم يك انقلاب مثل انقلاب ما رخ دهد؟ ايشان جواب داده بود، نه هيچ انقلابي در آمريكا رخ نمي‌دهد؛ انقلاب خصيصه جوامع زنده است، آمريكا يك جامعه مرده‌ای است، از من بپرسيد اين نعش روی زمين افتاده، چه هنگام متلاشی مي‌شود؟ نگران نباشيد كه چرا هر روز يك وضع جديدی داريم، اينها نشانی زندگی است، اين نشانه زنده بودن امت ما است؛ هيچ اشكالي ندارد، بالا برويم پايين بياييم، زنده‏ايم، گاهي بالا، گاهی پايين، گاهی ميانه. عمده اين است كه ما هيچ‏وقت متوقف نيستيم، تمام اين‏ها مبارك است." ➕️ @yaminpour
. شبکه‌ی سه صبحها ساعت شش سخنرانی مذهبی می‌ذاره. امروز سخنران داشت درباره‌ی تقدیر خوبیها صحبت می‌کرد. یه روایتی نقل کرد که یه غلامی داشت غذا می‌خورد و همزمان به سگی که اون حوالی بود هم لقمه می‌داد. امام مجتبی ازش نام و نشونش رو پرسیدن اونم گفت من برده‌ی فلانی هستم... امام رفتن و ساعتی بعد برگشتن و فرمودن من تو رو از صاحبت خریدم، این باغ رو هم از صاحبت خریدم و حالا می‌خوام تو رو آزاد کنم و این باغ رو به تو ببخشم... بخاطر تقدیر از عمل اون برده در غذا دادن به سگی گرسنه... هیچی دیگه از صبح ذهنم درگیره امامِ امت از یه غذا دادن به یه سگ اینهمه تقدیر کردند اونوقت ما تا میایم یه کار خوب انجام بدیم که به نفع جامعه و مردمه هزار نفر به ما حمله می‌کنند و با ادعای اسلام و انقلاب هزارجور سنگ جلو پای ما می‌ندازن و اونقدر اذیتمون می‌کنن تا یا خودمون نفله بشیم یا اون کار یا بسلامتی هر دو با هم! یعنی کِی قراره یکی از این تیپ آدما به تور ما بخورن برای ایده‌ی ما ذوق کنند، حمایتمون کنند و فضا رو باز کنند تا کارو پیش ببریم... هیع! .@sharaboabrisham