هدایت شده از هیئت عقیلة العرب قنبرآباد
خانم مهدوی عزیز که لطف کردند و برای نوجوان های معتکف مسجد این هدیه ارزشمند رو آوردند و تقدیم شون کردند😍
اینقدر بچه ها ذوق کردند از این که نویسنده کتاب خود خانم مهدوی هستند و مایه افتخارشون بود که یک نویسنده رو از نزدیک می بینند و تشکر می کردند که ایشون رو دعوت کردیم و ازشون امضا می گرفتند😌😅
خدا قبول کنه از همه خیرینی که در این کار زیبا شریک بودند🙏
و همچنین خانم مهدوی بزرگوار🌹
شراب و ابریشم...
خانم مهدوی عزیز که لطف کردند و برای نوجوان های معتکف مسجد این هدیه ارزشمند رو آوردند و تقدیم شون کرد
☝️☝️اینم از گزارشی که هیأت عقیلهالعرب ثبت کرده از حضور من در اعتکاف و اهدای نذر فرهنگیِ شما عزیزان به نوجوونها، با اسم شما و با امضای نویسنده☺️
تا گفتم نویسندهی کتاب خودم هستم بچهها با ذوق دست زدن و بعد اصرار پشت اصرار که کتابا رو برامون امضا کنید.☺️
#کتاب_خوشبخت
شماره کارت جهت مشارکت در نذر کتاب ویژهی معتکفین:
5859831.
شراب و ابریشم...
. از شخصیتهای پیرامون رسولالله بنویسیم... از مادر نازنین رسولالله بانو آمنه نوشتیم از بادیگاردِ
..
شایستهترین شاهزادهی قبیلهی قریش بود؛ موقر، خردمند، شاعر، بلندطبع، زیبارو، خوشخُلق و ایمانآورده بر آیین جد اعلایش ابراهیم نبی.
تمام بزرگان قبیلههای عرب خواستارش بودند؛ لیکن او دل در گروی عموزادهی گرامیاش داشت.
جوانی بهتر از پسرعمویش نمیشناخت؛ موحد، پارسا، پهلوان، خوش قد و قامت، امانتدار، صادق؛ زیبا و خوش اخلاق؛ جوانی که هرگز در گعدههای شُرب خمر و بدمستیهای جاهلی حضور نداشت و پیشانیِ بلندش هماره از نور توحید میدرخشید.
البته که پسرعمو هم دلبستهی دخترعمو بود و پس از خواستگاری و رضایت جناب اسد، این دو عموزاده، اولین نوادگان جناب هاشم بودند که به عقد هم درمیآمدند تا "بنیهاشم" را شکل و شمایلی دیگر بدهند!
داماد، فرزند عالیجناب عبدالمطلب حاکم شهر و کلیددار کعبه بود و عروس، دختر پهلوان شهر، جناب اسد.
حجاز جز اجداد این دو تن، عروس و دامادی این اندازه شرافتمند به خود ندیده بود...
تمام مکه را آذین بستند، بوی عود و مشک و عنبر و اسپند فضای شهر را پر کرده بود...
فاطمه و ابوطالب دو شاهزادهی ممتاز عرب، سوار بر اسبهای اصیل تازی و در میان هلهلهی اهل مکه، راهی خانهای شدند که بعدها در آن خانه، پیغمبر آخرالزمان را به فرزندخواندگی قبول کردند و سالها بعدتر علی، فرزندِ آن خانه شد!
و فاطمه بنت اسد مفتخر شد به مادری هم برای پیغمبر و هم برای علی!
راستی این چه همای سعادتی بود که بر بام خانهی ابوطالب و فاطمه نشسته بود؟
این چه زوج خوشبختی بودند که خدا خانهی ایشان را هم برای پیغمبرش و هم برای ولیاش برگزیده بود؟
و این چه بانوی برگزیدهای بود که خداوند کعبه را محل تولد فرزند او قرار داده بود؟
من زنی سعادتمندتر از بنت اسد سراغ ندارم؛ زنی که هم پیغمبر و هم علی، مادر خطابش کردهاند، زهرای اطهر عروسش بوده و یازده امام، نوادگان ارجمندش...
درود خدا بر گرانمایهترین مادر جهان، مادرِ اسدالله، دخترِ اسد!
✍ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
.
.
توی یه فراز از زیارت حضرت امیر در هفده ربیع اینجوری به امیرالمؤمنین سلام میدیم:
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَنْ شُرِّفَتْ بِهِ مَكَّةُ وَ مِنًى
سلام بر تو ای کسی که سرزمین مقدّس مکه و منا به سببِ وجود تو شرافتمند شدند.
وای، وای
این خارج از ادراک ماست😭
سرزمین برگزیدهی مکه و منا که بر تمام خاکها شرافت داره و به شهادت قرآن: "إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاس" هست، به وجود امیرالمؤمنین شرافت گرفته.
شبیه تعبیری که توی زیارت ششم حضرت اومده اونجا که میگه سلام بر تو ای کسی که بواسطهی ولادت تو کعبه شرافت یافت.
وای خدای من
این تعابیر واقعا خارج از ادراک ماست.
کعبهای که خانهی خداست، با ولادت امیرالمؤمنین منزلتش رفته بالا.
کعبه به خودش میباله که امیرالمؤمنین، داخلش متولد شده. کعبه سر بلند کرده و به عالم فخر میفروشه که علی، درون من متولد شده، من چه سعادتمندم که خدا برای ولادت علی، من رو برگزیده. الله اکبر!
اصلا با کلمهها حق مطلب ادا نمیشه.
فقط میشه شگفتزده تکبیر زد و گفت الله اکبر از عظمت امیرالمؤمنین...
الله اکبر
الله اکبر
✍ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
.
امروز رفتم اعتکاف نوجوانان روشناوند.
بین صحبتهام یک پسربچهی سه چهار ساله با اخم و گریه و سروصدا اومد جلو.
ظاهرا با خواهر بزرگترش که معتکف بود؛ درگیر شده بود.
گفتم کی این سرباز امام زمان رو عصبانی کرده، سریع رسیدگی بشه.
پسربچه هم اخماشو بیشتر داد تو هم و با حالت طلبکار وایستاد رو به جمعیت😡😡
گفتم آفرین قهرمان با این دخترا دعوا کن تا به حرفای من گوش کنن.
چشمتون روز بد نبینه قهرمان کم نذاشت برامون و یکمرتبه شروع کرد به حسابرسی به اعمال همه😫🤣
مامانش در کسری از ثانیه خودش رو رسوند و قهرمان رو زد زیر بغلش و صحنه رو ترک کرد.
مسجد رفت رو هوا
خودم هم نتونستم خندهام رو کنترل کنم فقط چند دقیقه با دخترا خندیدیم.
خلاصه که از من به شما وصیت هیچ وقت بچهها، این غیرقابل پیشبینیترین مخلوقات خدا رو قاطی بازی نکنید.😫😂
.
هدایت شده از 🧶 فربافت 🧶🇮🇷
شراب و ابریشم...
اینجوری مثل شاملو صداش بزن، بهش بگو: "شریک سرنوشت و رفیق راه من! به خانه ی عشقت خوش آمدی! قدمت روی چ
☝️☝️☝️
کانال دستبافههای دنیای فرشته این ۹ تا سرکلیدی رو هدیه داد واسه عروس دومادامون. برن که بسازن خونهی عشقشون رو...🏡
و همچنین ۹ اسکاج که برن بسابن ظرفاشونو 😂
.
.
برجوک یک روستای کوچیک و کمجمعیته.
توی یک مسجد نقلی متبرک به نام اباعبدالله چند خانوم و چند دختربچه معتکف شده بودند.
این باصفاترین اعتکافی بود که طی این یکی دو روزه رفتم.
رانندهای که مسجد به مسجد همراه ماست، یک کلام حرف حق گفت: میگه امسال از اعتکاف خیلی استقبال شده، چقدر همه جا اعتکافه.
فکر کنم خسته شده و این کلمات حکیمانه معناش اینه که چقدر میخواین اینور اونور برید بسه دیگه.😁😅
از برکات جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی اعتکاف فراگیر شده و الحمدلله رب العالمین امروز حتی در یک روستای دورافتاده هم اعتکاف برقراره.
سایهی رهبر مستدام💚
.
.
الحمدلله رب العالمین جمعیت معتکفامون خیلی زیاده.
مسجد جامع بیدخت با یک جمعیت ۱۲۰ نفری از دخترای نوجوون مواجه شدم که اصلا پیشبینی این جمعیت رو نداشتم😍
واقعا خدا رو هزاران مرتبه شکر برای این حجم از استقبال نوجوونها از اعتکاف.
از ۳۲۰ نسخه کتابی که شما عزیزان خریدید تا اینجا ۲۶۰ نسخه رو توزیع کردم و باید بگم که کم آوردم🤪
هنوز چند تا اعتکاف دیگه مونده که باید برم.
اگه دوست دارید تو هدیهی کتاب به معتکفا شریک باشید شماره کارت زیر هزار بار تقدیم شما:
5859831025491050.
.
امشب و فردا سه تا مسجد سخنرانی دارم انشاالله.
با موضوع نقش حضرت زینب سلاماللهعلیها.
مخاطب این سخنرانیها بانوان هستند. (نوجوان نیست.)
اگر فرصت داشتید حتما شرکت کنید.
مطالبی خواهید شنید که براتون کاملا تازگی داره.
مسجد جامع شهر انشاالله ساعت ۲۲
مسجد دانشگاه علوم پزشکی انشاالله فردا پیش از اذان ظهر
و مسجد جامع قنبرآباد فردا ساعت ۹ صبح انشاالله
.