●❥ ●❥ ●❥ ●❥ ●❥●❥ ●❥ ●❥ ●❥ ●❥
باذنالله...
انشاالله بریم برای شروع #اربعینیات ...
خاطرات و نکات و عکاسیهای اربعینی 👌
●❥ ●❥ ●❥ ●❥ ●❥●❥ ●❥ ●❥ ●❥ ●❥
پای صحبتِ آدما که بشینی بیبرو برگرد هر کی حداقل یه خاطره با گذرنامه و از گذرنامه داره!
از دقیقهی نود رسیدنش تا عدم تطبیق عکس و دس به یقه شدن با مسئول باجهی پلیس+۱۰ تا گم شدنش و افتادنش توی فرات و هزار و یکجور خاطرهی تلخ و شیرین دیگه که هَمَش گره میخوره به همین دفترچهی کوچیک جیبی که دربارهی اهمیتِ بود و نبودش افسانههای ثابت نشدهای دهن به دهن میچرخه و بین مردم مشهوره که خیلیا بدون گذرنامه از مرز رد شدن و علیرغمِ اصرارِ پلیس بر اینکه این حرفا لافی بیش نیس بعضیا شدیدا معتقدن که اربعین بدون گذرنامه هم میشه رفت و حتی خودشونم رفتن.🤷♀
بچه که بودیم و کربلا هم اینطور به وفور در دسترس نبود و حتی یک موعدی صَدّام کلا مرزها رو بسته بود دعای آخرِ نوحهخونا واسه امضای تذکرهای بود که بعدها فهمیدیم این امضا و اون تذکره یک ساز و کار اداریِ دنیاییه که صد البته امضای اول و آخرش به دست خود اربابه لیکن گیر و گور اصلیش اینور و به دست مسئولان ذیربطه.
یه زمانی باید ماهها منتظر میموندیم تا بالاخره پستچی زنگ در خونه رو بزنه و گذرنامه رو تحویل بده ولی الان بلطف فراگیر شدن سفر اربعین صدور و تحویل گذرنامه به طرفةالعینی انجام میپذیره و از این بابت باز خدا رو شکر که الحمدلله😁
انگار قصهی ما و تذکرهها تمومی نداره و تا کربلا رو برنداریم بیاریم اینورِ مرز یا مرزو تا اونورِ کربلا کِش ندیم تا کربلا رسما مال خودمون شه، همیشه باید شروعِ قصهی کربلاهامون با همین پاسپورتی باشه که باهاش فلسطین اشغالی نمیشه رفت اما با اربعین رفتههاش میشه قُدسو پس گرفت💪
✍ملیحه سادات مهدوی
#پَرِپَرواز
@sharaboabrisham
اربعینرفتهها معمولا از سالهای قبل روی نقشه، موکبای چرب و چیلی رو علامت زدن و برای طول مسیر اون بهتراشو واسه اسکان جانمایی کردن.
اگه بار اولتونه که قراره مشرف بشید حتما قبلش با چند تا از تجربهدارا مشورت کنید اونا میتونن به شما بگن کدوم موکب گوشت شتر میده و کدومش نخودآب😅
اگه هم که زاهد شبید و شیر روز و قراره از کنار موکبا با بی اعتنایی رد بشید، از موکبهای مُشت و مال به راحتی نگذرید و حتما از قبل بدونید کجا مستقر هستن تا بتونید از خستگیِ پیادهروی به قلنجگیریِ عراقیها پناه ببرید و نفسی چاق کنید برای ادامهی مسیر.
بعضی عراقیها هم با اصرار میخوان که زائرا رو به خونه ببرن، خونهی عراقیای چاردرصدی هم جون میده واسه سکنی گزیدن، توصیه میکنم اگه یکی که موهاشو روغنزده و یه دشداشهی اوتوزدهی معطر به تن داره جلوتونو گرفت دست رد به سینهاش نزنید و دعوتش رو قبول کنید😁
البته این شوخیای من که جدیه😉 ولی بهره از پذیراییهایی که عراقیها به صد شوق و هزار مِهر برای عزاداران اباعبدالله تدارک دیدن نه تنها جای ایراد و بحث نداره که اتفاقا خیلی هم مورد سفارشه، بعضی از عراقیها یک سالِ تمام، داراییشون رو جمع کردن تا بتونن به میزبانی از زائران اربعین مفتخر بشن، با روی باز دعوتهاشون رو بپذیرید و از طعامهای بهشتیشون حتی شده قدر یک لقمه بچشید و دستشون رو رد نکنید؛ خاصه اونهایی رو که از بقیه سادهترن.
اون موکبایی که کل داراییشون چند دونه انجیر و یه شاخه خرما یا چند جرعه آبه.
از این جهت که اونا جلوههای خالص و روشنِ این شعارن:هر چی دارم فدای حسین💚
✍ملیحه سادات مهدوی
📷 فاطمه
#اربعینیات
@sharaboabrisham
زمان:
حجم:
181.6K
این صدای مؤذن حرمه که توی صحن پیچیده و داره شهادت میده به سپیدبختی و عاقبتبخیریِ ما!
و ما چرا سپیدبختهای کائنات نباشیم وقتی روزی سه مرتبه از سر مأذنههامون بانگ اشهد ان علیا ولیالله بلنده؟💚
🌱 @sharaboabrisham
داشتم تموم میکردم که مثل همیشه سر بزنگاه خودتو رسوندی
سمت من اشاره کردی و گفتی: بیا!
بعد هم برداشتی آوردی منو گوشهی چایخونهات
دیدی خیلی گُر گرفتهام، جای چای، شربت دادی دستم و آتیشِ غصههامو به خنکای شرابِ حرمت خاموش کردی...
وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا
تموم شد.
مثل همهی دِرامهای من که همیشه با تو و به دست تو تموم میشه.
🌱🌱🌱
تو بیشتر از آنکه ضامن آهو باشی، ضامن انسانی!
و من اینک انسانیتِ گریخته از بند نفس را آوردهام تا تو ضامنش شوی
یا حضرتِ آرامش، یا ضامنِ آدم💚
✍ملیحه سادات مهدوی
🌱 @sharaboabrisham
زمان:
حجم:
289.7K
#موسیقی_بهشت
شما صدای چکاچک استکان نعلبکیهای چایخانه حرم مطهر رضوی و نوای خادمانِ بهشتیاش را میشنوید.
شراب و ابریشم
پیش از شما در نینوا تا شعاع چند صد متر خبری از آبادی نبود، و حالا از وجب به وجبِ آن شورهزار نخلهایی سربرآوردهاند که حتی بهشت را زیر سایهی خود میگیرند!
بعد از به بار نشستنِ آن بیابان، رازِ حاصلخیزی برملا شد و آدمها گریخته از بیحاصلی و امیدوار به بارانِ رحمتِ شما تَنهای لَمیَزرعِشان را در مسیر اربعین سرازیر کردند تا شما از برکت دستانتان به آنها ببخشید و سبز و آبادشان کنید.
شما مگر چند ابر بارانزا، چند شاخهی بارور، چند نهالِ سبز بین انگشتانتان دارید که انقدر ساده از پسِ آبادیِ دنیا و اهلش برمیآیید؟
راستی حسین جان!
لطفا ما اربعین بیاییم یا نیاییم، شما سهمِ سرسبزی ما را کنار بگذارید.🌱
نویسنده: ملیحه سادات مهدوی
عکسها: فاطمه قنواتی و سارا مولایی
#مای_بارد
مای بارد، رسانهی اربعینیِ شراب و ابریشم🌱
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
زمان:
حجم:
346.2K
یک کاروان هندی نشسته بودند گوشهی صحن و با آداب و مناسکِ خاصِ خودشان گرم عزاداری برای اباعبدالله بودند.
یک نفر مثل مداحهای ما چیزهایی با سوز میگفت و بعد اهل کاروان از پیِاش با گداز چیزهای دیگری تکرار میکردند.
منظرهی عجیبی بود.
چهرهها، حنجرهها، دستها و سینهها غرق در عزای اباعبدالله میسوختند و این سوختن را هر کس که از آن حوالی رد میشد به وضوح میدید.
توفیق شد و من هم دقایقی مهمان محفلِ خواهر و برادرهای هندیمان شدم و از آن حجم از حرارتی که بینشان در جریان بود غرق لذت شدم.
گوشهای از صدای کاروان را برای شما ضبط کردم.
اشکهای هندیها توی همین صدا دیده میشوند!
✍ملیحه سادات مهدوی
🌱 @sharaboabrisham